💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

خلوت

0خلوت.ارحمی .خواجه

خدایا، مرا در اصلاح نفسِ خویش به کاری فرمان داده‌ای که خود در انجام دادن آن از من تواناتری، و قدرت تو بر آن کار و بر من، از قدرت من افزون‌تر است. پس مرا چنان نیرویی ده که با آن به کاری مشغول شوم که تو را از من خشنود می‌سازد، و خشنودی خود را در حال تن درستی [نه در گرفتاری و سختی] از من بخواه. امام سجاد علیه السلام ************************************ کپی از این وبلاگ مجاز است به شرط سه صلوات برا آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در حسرت موجم باران کفافم نیست *********************************** به وبلاگ خود خوش آمدید




صبر بر دوري تو ، هرگز

یا حق

صبر بر دوري تو ، هرگز


سلام‌اي مهربان پروردگار پاک بي همتا
خدايا، جز تو آيا مهرباني هست؟
گر چه پيمانِ خودم را با تو بشکستم
نمي شد باورم اما،
چه زيبا، باز من را سوي خود خواندي
عزيزا، من گمان کردم که ديگر راه برگشتي برايم نيست

خداوندا، مرا البته مي بخشي
گمان کردم به جرمِ غفلتِ از تو
مرا راندي و در را ، پشت سر بستي
حبيبا، باورش سخت است
اما تو، مرا اينک براي آشتي خواندي؟؟؟

به پاس آشتي با تو،
اينک، من خدايا عهد مي بندم
از اين پس بي شکايت، دوست خواهم داشت
بي توقع، مهر مي‌ورزم
خدايا، سينه‌ام را رحمتِ پاکِ گشايش، مرحمت فرما
به لب‌هايم، تبسم را
به چشمم، نور پاکت را
به قلبم، مهرورزي را
خداوندا، بلنداي دعايت را ، عطايم کن

تو معشوقِ همه عالم
از اين پس، عاشقي را پيشه‌ام فرما


خدايا، راستش من آدميزادم
گاه گاهي، گر گناهي مي کنم
طغيان مپندارش
کريما، من گناهي بنده‌اي دارم
و تو، بخشايشي جنس خدا
آيا اميد بخششم، بي جاست؟

خودت گفتي بخوان
مي‌خوانمت اينک،
مرا درياب
به چشماني که مي جويد تو را، نوري عنايت کن
و خالي‌ دو دست کوچکم را
هديه‌اي اينک عطا فرما
خودت گفتي ، کسي را دست خالي برنگردانيد

کنون اين اولين وآخرينم
بارالها، راست مي گويم
دگر من با خدايم آشتي هستم
ببخشا آن گناهاني، که دور از چشم مَردم
در حضورت مرتکب گشتم
گناهاني که نعمت هاي پاکت را مبدل کرد
خداوندا، ببخشا آن گناهاني که باعث شد،
دعايم بي اثر گردد
گناهاني که اميد مرا از تو پريشان کرد

خدايا پيش آناني که مي‌گويند
من را تو نمي‌بخشي
تو رسوايم مکن
من گفته‌ام:
من مهربان پرودگار قادري دارم
که مي‌بخشد مرا
آيا به جز اين است؟

خدايا،
بين من با آنکه نامت را نمي خواند،
فرقي نيست؟
اگر من رابه عدلت در ميان آتش اندازي
در ميان آتشت هم باز مي گويم
هلا ‌اي مردمان
من مهربان پروردگار قادري دارم
که او را دوست مي دارم

خداوندا
چه پيوندي ميان آتش و قلبي که مهرِ تو، درآن پيداست؟
وگيرم صبر بر آتش
وليکن، صبر بر دوري تو، هرگز

 

شعر: صبر بر دوري تو ، هرگز

شاعر: کیوان شاهبداغی

اقتباس از وبلاگ: http://koopid88.blogfa.com/




نوشته شده توسط adytum در شنبه 03 خرداد 1393

ارسال نظر(0)

مطالب پیشین


Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 16131