💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

خلوت

0خلوت.ارحمی .خواجه

خدایا، مرا در اصلاح نفسِ خویش به کاری فرمان داده‌ای که خود در انجام دادن آن از من تواناتری، و قدرت تو بر آن کار و بر من، از قدرت من افزون‌تر است. پس مرا چنان نیرویی ده که با آن به کاری مشغول شوم که تو را از من خشنود می‌سازد، و خشنودی خود را در حال تن درستی [نه در گرفتاری و سختی] از من بخواه. امام سجاد علیه السلام ************************************ کپی از این وبلاگ مجاز است به شرط سه صلوات برا آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در حسرت موجم باران کفافم نیست *********************************** به وبلاگ خود خوش آمدید




- نیاز انسان به خنده و شادی

 

- نیاز انسان به خنده و شادی

 

...........ما یک خنده‌ی حلالی باید به مردم بدهیم، که مردم وقتی می‌خواهند بخندند، گرفتار جرم نشوند، طرف خسته شده است، می‌خواهد بخندد، خسته شده است می‌خواهد بخندد! خود پیغمبر یک بار خیلی خسته بود، گفت: فلانی کجاست که بیاید و من را بخنداند؟ یک روز یک عربی آمد، به پیغمبر گفت: این خرماها هدیه! پیغمبر هم گفت: دست شما درد نکند، خوشحال شد و خرما را خورد، وقتی خورد گفت: پولش را بده ببینم! اول گفت: هدیه! وقتی خورد گفت: پولش را بده! حضرت خنده‌اش گرفت. این خاطره بود، یک بار که پیغمبر خسته شده بود، گفت آن عرب پیدا شود و باز ما را بخنداند. یکی از مراجع بزرگوار، آخر عمرشان یک گرفتگی پیدا کردند که پزشک گفت: یک کسی باید بیاید و ایشان را بخنداند، خنده درمان است. نه فرح! آخر بعضی‌ها کارشان دلقک بازی است. اصلاً نگاهش که می‌کنی دلقک است. ما خلیفه‌ی خدا هستیم، دلقک نیستیم. من خودم دو سه بار، در بحث‌هایم به طور طبیعی می‌خندانم. دو سه بار به طور طبیعی می‌خندانم. ولی من را می‌بینند نمی‌گویند: آقای قرائتی جک گو! می‌گویند: آقای قرائتی معلم درسهایی از قرآن! یعنی لقب من اسلامی و قرآنی است، منتهی در بحث‌هایم یکی دو مرتبه هم می‌خندانم. مردم خنده‌ی حلال می‌خواهند. ..

 

حالا نوه‌های ما می‌خواهند مهمانی کنند، یک پروژه است.

 

.... می‌شود با یک آش ساده‌ای، آدم دور هم جمع بشود و آش بخورد و صفا کند و بگوید و بخندد، مثل اینکه مادران ما همین کار را می‌کردند. بچه بودم، مادر ما یک دیگ آش می‌پخت، همه‌ی همسایه‌ها دور هم جمع می‌شدند، با همان آش بهترین... حالا نوه‌های ما می‌خواهند مهمانی کنند، یک پروژه است. اصلاً وقتی می‌خواهند مهمانی کنند، انگار می‌خواهد یک حادثه‌ای رخ بدهد. مهمانی ساده، مهمانی اشرافی! جلوی اشرافی را هم نمی‌شود گرفت.

 

یک کسی دارد خوب خرج کند. قرآن می‌گوید: «عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ» (بقره/236) از خانمت خواستی جدا شوی، اگر پول داری، یک پول خوب بده به خانم! پول نداری یک پول کمی بده! بالاخره یک عمری با هم زندگی کرده‌اید، حالا به هر دلیلی از هم جدا می‌شوید، «مَتِّعُوهُنَّ بِإِحْسانٍ او أَوْ سَرِّحُوهُن‏ بِإِحْسانٍ» {«فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ» (بقره/231)} جدا می‌شوید، روی کینه و فحش نباید باشد. روی محبت باشد. یک خورده باید زندگی را آسانش کنیم. اشکالی نداشته باشد که آدم اینطوری باشد.

----------------------------------

استاد قرائتی

.




نوشته شده توسط adytum در پنج‌شنبه 11 اردیبهشت 1393

ارسال نظر(0)

مطالب پیشین


Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 16131