💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

خلوت

0خلوت.ارحمی .خواجه

خدایا، مرا در اصلاح نفسِ خویش به کاری فرمان داده‌ای که خود در انجام دادن آن از من تواناتری، و قدرت تو بر آن کار و بر من، از قدرت من افزون‌تر است. پس مرا چنان نیرویی ده که با آن به کاری مشغول شوم که تو را از من خشنود می‌سازد، و خشنودی خود را در حال تن درستی [نه در گرفتاری و سختی] از من بخواه. امام سجاد علیه السلام ************************************ کپی از این وبلاگ مجاز است به شرط سه صلوات برا آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در حسرت موجم باران کفافم نیست *********************************** به وبلاگ خود خوش آمدید




.....روغن چراغ کم است .

آقاى غرویان می نویسد:
از محضر آیت الله بهجت سؤ ال شد: حاج آقا، عمرمان گذشت و دارد مى گذرد امّا هنوز لذتى از عبادت و به خصوص نمازمان احساس ‍ نکرده ایم، به نظر شما چه باید بکنیم که ما نیز اقلاًّ اندکى از آنچه را که ائمه و پیشوایان معصوم علیهم السّلام فرموده اند، بچشیم؟
معظّم له در حالى که سر را تکان مى داد فرمود: آقا، عامّ البلوى است! این دردى است که همه گرفتاریم!
عرض شد: آقا، به هر حال مراتب دارد و مسئله نسبى است. عضى همچون شما مراتب عالى دارید و ماها هیچى نداریم، ماها چه باید بکنیم ؟
باز در جواب فرمود: شاید من مرتبه شما را تمنّا کنم.
عرض شد: حاج آقا مسئله تعارف در کار نیست و یک واقعیتى است .
باز ایشان در جواب با فروتنى و تواضع خاصّى فرمودند که : عَمَّتُک مِثْلُک ! و مرادشان از این ضرب المثل این بود که من هم مثل شما هستم .
به هر حال ، پس از چند بار اصرار فرمودند:
این احساس لذّت در نماز یک سرى مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سرى مقدمات در خود نماز. آنچه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که : انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند، و معصیت ، روح را مکدّر مى کند و نورانیت دل را مى برد.
و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمى دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود، یعنى فکرش را از غیر خدا منصرف کند و توجّهش به غیر خدا مشغول نشود. و اگر به طور غیر اختیارى توجّهش به جایى منصرف شد، به محض التفات پیدا کردن باید قلبش را از غیر خدا منصرف کند.

آقاى قدس یکى از شاگردان آیت الله بهجت نیز مى گوید:
روزى از آقا پرسیدم : آقا، چه کار بکنم در نمازم حضور قلب بیشتر داشته باشم؟
آقا ابتدا سر به پایین افکند سپس سرش را بلند کرد و فرمود: روغن چراغ کم است .
من به نظر خودم از این جمله این معنى را فهمیدم که یعنى معرفت کم است و ایمان قلبى و باطنى ضعیف است ، و گرنه ممکن نیست با شناخت کافى ، قلب حاضر نباشد.

آیت الله محمّد حسن احمدى فقیه یزدى نیز مى گوید:
گاهى از آقا سؤال مى کردند: چه کنیم در نماز، حضور قلب داشته باشیم؟ و ایشان دستورالعملهایى مى فرمودند، یکى از آنها این بود که مى فرمود:
وقتى وارد نماز مى شوید هنگام خواندن حمد و سوره به معناى آن توجه کنید تا ارتباط حفظ شود.

استاد خسروشاهى نیز مى گوید:
روزى از آیت الله بهجت سؤال شد: در هنگام نماز چگونه مى توانیم حضور قلب را در خودمان به وجود بیاوریم؟ فرمودند:
یکى از عوامل حضور قلب این است که در تمام بیست و چهار ساعت باید حواسّ (باصره، سامعه و ...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا براى تحصیل حضور قلب باید مقدماتى را فراهم کرد، باید در طول روز گوش، چشم و همچنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم و این یکى از عوامل تحصیل حضور قلب مى باشد.

در جاى دیگر شخص دیگرى از محضرشان مى پرسد: براى اینکه در انجام فرمان الهى مخصوصاً نماز با خشوع باشیم چه کنیم ؟
و ایشان در جواب مى فرماید:
در اوّل نماز، توسل حقیقى به امام زمان - عجل الله تعالى - فرجه کنید، و عمل را با تمامیّت مطلقه انجام بدهید.

همچنین شخص دیگر مى پرسد: براى حضور قلب در نماز و تمرکز فکر چه باید کرد؟
و ایشان مرقوم مى فرماید:
بسمه تعالى ، در آنى که متوجّه شدید، اختیاراً منصرف نشوید.


منبع: کتاب برگى از دفتر آفتاب (شرح حال شیخ ‌السالکین حضرت آیت اللّه العظمى بهجت )اثر : رضا باقى زاده پُلامى



نوشته شده توسط adytum در چهارشنبه 01 مرداد 1393

ارسال نظر(0)

خلاصه زندگی (خواستگاری ،ازدواج،مهریه و.. ) حضرت فاطمه علیها السلام

كمالات فوق العاده فاطمه عليها السلام از يكسو، و انتسابش به شخص پيامبر از سوى ديگر، و شرافت خانوادگى او نيز از ديگر سوى; سبب شد كه مردان زيادى از بزرگان ياران پيامبر صلى الله عليه وآله به خواستگارى او بيايند، اما همه جواب رد شنيدند. و جالب اين كه غالباً پيامبر در پاسخ آنها مى فرمود:اَمرُها الى ربها . كار فاطمه به دست پروردگار فاطمه است! از همه عجيب تر خواستگارى عبدالرحمن بن عوف همان مرد ثروتمندى بود، كه مطابق راه و رسم جاهليت، به همه چيز از دريچه مادى مى نگريست، و مهريه سنگين را دليل بر شخصيت زن و موقعيت ممتاز شوهر مى پنداشت.او به خدمت پيامبر صلى الله عليه وآله آمد و عرض كرد:اگر فاطمه را به همسرى من درآورى يكصد شتر كه بار همه آنها پارچه هاى گرانقيمت مصرى باشد به اضافه ده هزار دينار طلا مهريه او مى كنم پيامبر صلى الله عليه وآله از اين خواستگارى زشت و بى معنا چنان خشمگين شد تو گمان كردى من » : كه مشتى سنگريزه برداشت و به طرف عبدالرحمن پاشيد و گفت" بنده پول و ثروتم كه با پول و ثروت مى خواهى بر من فخر بفروشى آرى، بايد در خواستگارى فاطمه الگوهاى اسلامى مشخص شود، سنّت هاى جاهليت پايمال گردد، و معيارهاى ارزش اسلامى معلوم شود. مردم مدينه در اين گفتگوها بودند ناگهان اين صدا در همه جا پيچيد كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى خواهد تنها دخترش را به همسرى على بن ابى طالب عليه السلام  درآورد.على بن ابى طالب دستش از مال و ثروت دنيا كوتاه بود و از معيارهاى عصرجاهلى چيزى نداشت، اما وجودش از فرق تا قدم مملو از ايمان و ارزش هاى اصيلاسلامى بود.هنگامى كه تحقيق كردند، معلوم شد رهنمون پيامبر)صلى الله عليه وآله( در اين ازدواج مبارك تاريخى، وحى آسمانى بوده است، زيرا خودش فرمود:فرشته اى از سوى خدا آمد و به من گفت: خداوند بر تو سلام مى فرستد و مى گويد من دخترت فاطمه را در آسمان ها به همسرى على بن ابى طالب درآوردم، تو نيز در زمين او را به ازدواج على درآور.

 هنگامى كه اميرمؤمنان على عليه السلام به خواستگارى فاطمه عليها السلام آمد، چهره مباركش از شرم گلگون شده بود.پيامبرصلى الله عليه وآله با مشاهده او شاد و خندان فرمود: براى چه نزد من آمدى؟

ولى اميرمؤمنان على عليه السلام به خاطر ابهت پيامبر صلى الله عليه وآله نتوانست خواسته خود را مطرح كند، و لذا سكوت كرد. پيامبر صلى الله عليه وآله كه از درون اميرمؤمنان على عليه السلام با خبر بود، چنين فرمود: شايد به خواستگارى فاطمه آمدى؟ عرض كرد: آرى، براى همين منظور آمدم. پيامبر فرمود: اى على! قبل از تو مردان ديگرى نيز به خواستگارى فاطمه آمدند، هر گاه من با خود فاطمه اين مطلب را در ميان مى نهادم روى موافق نشان نمى داد، واكنون بگذار تا اين سخن را نيز با خود او در ميان نهم. درست است كه اين ازدواج آسمانى است و بايد بشود، اما شخصيت فاطمه عليها السلام خصوصاً، و احترام و آزادى زنان در انتخاب همسر عموماً ايجاب مى كند كه پيامبر صلى الله عليه وآله بدون مشورت با فاطمه عليها السلام اقدام به اين كار نكند. هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه وآله فضايل اميرمؤمنان على عليه السلام را براى دخترش بازگو كرد و فرمود:من مى خواهم تو را به همسرى بهترين خلق خدا در آورم، نظر تو چيست؟ پيامبر صلى الله عليه وآله سر برداشت و اين جمله تاريخى را كه سندى است براى فقها در مورد ازدواج دختران باكره، بيان فرمود: خداوند بزرگ است! سكوت او دليل بر اقرار اوست.و در پى اين ماجرا عقد ازدواج بوسيله پيامبر صلى الله عليه وآله بسته شد

مهر فاطمه

 اكنون ببينيم مهريه فاطمه چه بود؟ بدون شك ازدواج بهترين مردان جهان با سیده زنان عالم دختر پيامبر بزرگ اسلام بايد از هر نظر الگو باشد، الگويى براى همه قرون و اعصار، لذا پيامبر(صلى الله عليه وآله رو به اميرمؤمنان على عليه السلام كرد و فرمود: چيزى دارى كه مهريه همسرت قرار دهى؟ عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت، تو از زندگى من به خوبى آگاهى كه جز شمشير و زره و شتر چيز ديگرى ندارم. پيامبر صلى الله عليه وآله فرمود: درست است، شمشيرت به هنگام كارزار با دشمنان اسلام مورد نياز است; و با شتر نيز بايد نخلستان را آب دهى، و در مسافرت ها از آن استفاده كنى ; بنابراين تنها زره را مى توانى مهريه همسرت بنمايى، و من دخترم فاطمه را در برابر همين زره به عقد تو درآوردم. شايد بيشترين قيمتى كه در تواريخ درباره اين زره نوشته شده، پانصد درهم است اين از يك سو اما از سوى ديگر در حديثى مى خوانيم كه : فاطمه عليها السلام از پدرش خواست مهر او را شفاعت گنهكاران امت در قيامت قرار دهد، اين درخواست قبول شد و جبرئيل فرمان آن را از آسمان بر پيامبر صلى الله عليه وآله نازل كرد. آرى اين گونه بايد ارزش هاى غلط درهم بشكند، و ارزش هاى اصيل جانشين آن گردد، و اين گونه است راه و رسم مردان و زنان با ايمان، و اين چنين است برنامه زندگى رهبران راستين بندگان خدا.  

.......................................

 اگر تعجب نكنيد پيامبر صلى الله عليه وآله دستور داده زره اميرمؤمنان على عليه السلام بفروشند و پولش را كه حدود پانصد در هم بود نزد او آورند. پيامبر آن را سه قسمت كرد: قسمتى را به بلال داد تا از آن عطرى خوشبو تهيه كند و دو قسمت ديگر را براى تهيه وسائل زندگى و لباس تعيين فرمود. پيداست وسايلى كه با اين پول ناچيز مى توان خريد چقدر ساده و ارزان قيمت بايد باشد! در تواريخ آمده است كه هجده قلم جهيزيه با آن پول تهيه شد كه قلم هاى مهم آن چنين بود: يك عدد روسرى بزرگ به چهار درهم، يك قواره پيراهن به هفت درهم، يك پرده پشمى، يك قطعه حصير، يك عدد دستاس (آسياب كوچك دستى)، يك مشك چرمى، يك طشت مسى، يك ظرف بزرگ براى دوشيدن شير، يك سبوى گلى سبز رنگ... و مانند اينها. آرى چنين بود جهيزيه بانوى زنان جهان.

.................................

ام ايمن و ام سلمه دو زن با شخصيت در اسلام بودند و علاقه بسيارى به بانوى بزرگ فاطمه زهرا(عليها السلام)داشتند خدمت پيامبر(صلى الله عليه وآله) آمدند و چنين گفتند : اى پيامبر گرامى خدا! راستى اگر خديجه زنده بود با تشكيل مراسم جشن عروسى فاطمه چشمانش روشن مى شد، چنين نيست؟ رسول خدا صلى الله عليه وآله از شنيدن نام آن بانوى فداكار، اشك در چشمانش حلقه زد، و به ياد آن همه مهربانى ها و ايثارگرى هاى خديجه افتاد و فرمود: كجا مانند خديجه زنى پيدا مى شود؟ آن روز كه همه مردم مرا تكذيب كردند، او مرا تصديق نمود و تمام ثروت و زندگى خود را براى نشر آيين خداوند در اختيار من گذارد. او همان بانويى بود كه خداوند به من دستور داد به او مژده دهم كه قصرى از زمرّد در بهشت برين به او عنايت خواهد فرمود. ام سلمه هنگامى كه اين سخن را شنيد و انقلاب و سوز درونى پيامبر صلى الله عليه وآله را مشاهده كرد، عرض نمود: اى رسول خدا! پدر و مادرم فدايت باد، شما هر قدر درباره خديجه بگويى عين حقيقت است، ولى به هر حال او دعوت الهى را لبيك گفته و به جوار رحمت حق شتافته، اميد است خداوند او را در بهترين جاى بهشت جاى دهد، ولى مطلبى را كه به خاطر آن به محضر مباركت آمدم چيز ديگرى بود و آن اين كه برادر و پسر عمويت على دوست دارد اجازه دهيد همسرش فاطمه را به خانه خود ببرد، و از اين راه به زندگى خويش سر و سامانى بخشد. پيامبر صلى الله عليه وآله فرمود: چرا على شخصاً اين پيشنهاد را با من در ميان نگذاشت؟ اميرمؤمنان على عليه السلام آمد و در مقابل پيامبر صلى الله عليه وآله نشست، اما سر خود را از شرم به زير افكنده بود. پيامبر صلى الله عليه وآله فرمود: آيا ميل دارى همسرت را به خانه ببرى؟ اميرمؤمنان على عليه السلام در حالى كه سرش را به زير انداخته بود، عرض كرد: آرى، پدر و مادرم به قربانت باد. جالب اين كه برخلاف آنچه در ميان مردم تجمل پرست معمول است كه از ماه ها قبل دست به كار اين برنامه ها مى شوند، پيامبر صلى الله عليه وآله با خوشحالى فرمود: همين امشب يا فردا شب ترتيب كار را خواهم داد. و همانجا دستور فراهم ساختن مقدمات جشن بسيار ساده اى كه مملو از روحانيت و معنويت بود را صادر فرمود. اين جشن ملكوتى و مراسم مربوط به آن، آن قدر بى تكلف و ساده برگزار شد كه شنيدنش امروز براى ما تعجب آور است. اميرمؤمنان على عليه السلام مى گويد: مقدارى از پول همان زرهى را كه قبلا فروخته بودم پيامبر صلى الله عليه وآله نزد ام سلمه به امانت گذارده بود، و به هنگام مراسم زفاف ده درهم از آن را از وى گرفت، و به من داد و فرمود: مقدارى روغن و خرما و كشك با اين پول خريدارى كن. من اين كار را انجام دادم، سپس پيامبر صلى الله عليه وآله شخصاً آستين را بالا زد و سفره تميزى طلبيد و آنها را با هم با دست خود مخلوط كرد و غذايى تهيه نمود و با همان غذا از مردم پذيرايى به عمل آورد. اميرمؤمنان على عليه السلام شخصاً مأمور شد به مسجد بيايد و اصحاب رادعوت نماید: شما را به ميهمانى عروسى فاطمه دعوت مى كنم. حضرت مى گويد: مردم دسته دسته به راه افتادند و من از كثرت جمعيت و كمى غذا شرمنده شدم، همين كه پيامبر صلى الله عليه وآله از ماجرا آگاه شد به من فرمود: غصه مخور، من دعا مى كنم تا خداوند غذا را بركت دهد; و چنين شد همگى از آن غذاى كم خوردند و سير شدند.

جالب اين كه در پايان مراسم، به هنگامى كه مردم به خانه هاى خود بازگشتند و خانه خلوت شد پيامبر(صلى الله عليه وآله فاطمه عليها السلام را در سمت چپ و اميرمؤمنان على عليه السلام را در سمت راست خود نشانيد و از آبى كه با دهانش تبرك كرده بود كمى بر بدن زهرا عليها السلام و كمى بر بدن اميرمؤمنان على عليه السلام پاشيد و درباره آنها دعا كرد و گفت: خداوندا! اينها از منند و من از آنها هستم، بارالها! همان طور كه هر گونه رجس و پليدى را از من دور كرده اى از آنها نيز دور كن و آنها را پاكيزه فرما. سپس فرمود: برخيزيد و به خانه خود رويد، خداوند بر شما هر دو مبارك گرداند.

..................................

بعد از وفات حضرت پیامبر صلى الله عليه وآله ام سلمه مى گويد: هنگامى كه بعد از وفات پيامبر صلى الله عليه وآله به ديدن بانوى اسلام فاطمه عليها السلام رفتم و جوياى حال او شدم، در پاسخ اين جمله هاى پر معنا را بيان كرد: از حالم چه مى پرسى اى ام سلمه، من در ميان اندوه و رنج بسيار بسر مى برم، از يكسو پدرم پيامبر صلى الله عليه وآله را از دست داده ام، و از سوى ديگر باچشم خود مى بينم كه] به جانشينش [على بن ابى طالب ستم شده است، بخدا سوگند كه پرده حرمتش را دريدند...، ولى من مى دانم اينها كينه هاى بدر، و انتقام هاى اُحد است، كه در قلوب منافقان پنهان و پوشيده بود.

منبع: زهرا سلام الله علیها برترين بانوي جهان



نوشته شده توسط adytum در یکشنبه 29 تیر 1393

ارسال نظر(1)

گاهی ...

گاهی گمان نمی کنی ولی می شود
گاهی نمی شود که نمی شود
گاهی هزار دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نامت می شود
گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 23 تیر 1393

ارسال نظر(0)

اهمیت برنامه ریزی 2

 

اقسام روشهای نوشتن برنامه اجرایی

 

 1-آسان‌ترین راه برای نوشتن یك برنامه زمانی، فهرستی از كارهای بزرگ و كوچكی است كه باید انجام شوند. این فهرست به تنهایی كافی است تا با یادآوری كارها در زمان آزاد، شما را برآن دارد كه انجامشان دهید.

 

 

 

2-راه دیگر برای داشتن یك برنامه زمانی، نوشتن كارهایی است كه باید به صورت زنجیره‌ای انجام دهید. در این فهرست، باید توالی زمان نیز رعایت شود. شما باید تصمیم بگیرید كدام كار مهم‌تر است و به انجام آن بپردازید و بعد، به سراغ كارهای دیگر بروید.

 

 

 

3-سومین نوع جدول زمانی، برنامه‌ای است با تمام جزئیات. این برنامه، هم دربرگیرنده ترتیب كارهاست و هم زمان تقریبی مدیریت زمان برای تكمیل آنها را دراختیارتان می‌گذارد.

 

انواع برنامه
برنامه‌ریزی روزانه/هفتگی
قرارهای ملاقات، کلاسها و جلسات را به ترتیب زمان وقوع بنویسید.
قبل از اینکه به خواب بروید مطمئن شوید که برای روز بعد آماده اید و وقتی که بیدار می شوید دقت کنید چه کارهایی را می خواهید انجام بدهید .
برنامه‌ریزی بلندمدت
از یک جدول ماهانه استفاده کنید تا برنامه‌ریزی روزانه برای شما آسان شود.

 

اجرای برنامه

 

اجرای برنامه در زمان مشخص : داشتن برنامه مهم است ولی مهم تر از آن اجرای برنامه است وقتی برنامه ای را نوشته‌اید . باید آن را درزمان مشخص اجرا کنید . اگر نظم خاصی در اجرای برنامه داشته باشید ، به راحتی می توانید به اهداف خویش برسید. کسانی که نظم و ترتیب در اجرای برنامه را رعایت نمی کنند ، غالباً برنامه‌های آنان با شکست مواجه می شود .

 

اراده خودتان را تقويت کنيد

 

  • بايد علل و عوامل ضعف اراده خويش را بشناسيد . توجه كنيد ضعف اراده غالبا در عدم اعتماد به بينش و تفكر، عدم شناخت‏خويش، با ارزش تلقى نكردن خود، عدم امنيت روانى، عدم تدبير عقلانى در تشخيص امور و تميز اهم و مهم، شكست‏هاى گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محروميت، سرزنش و رنج‏هاى مستمر ريشه دارد. زدودن هر يك از اين عوامل در پرتو سرمايه گزارى و برنامه ريزى ممكن است.

  •  بايد باور كنيد چون ديگر انسان‏ها از توانمندى‏هاى بسيار برخورداريد و از ديگران كم‏تر نيستيد. فراموش نكنيد نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بيش‏تر است و نبايد خود را دست كم بگيرد. تصميم خوب در پرتو تكيه بر قوت‏ها، جبران ضعف‏ها و احساس توانمندى شكل مى‏گيرد.

  • پس از مشورت با افراد ذى صلاح، با توجه به امكانات و توانمندى‏هاى واقعى خود، براى زندگى تان برنامه ريزى كنيد و بكوشيد هرگز بى جهت از آن برنامه و نظم سر نپيچيد. اوقات استراحت و تفريح و عبادت و همه‏فعاليت‏ها را در اين برنامه بگنجانيد تا زمانى خالى نماند و توجه به فرصت‏ بيكارى شما را سمت تأخير انداختن كارها سوق ندهد.

  • بكوشيد براى هر رفتارى انگيزه‏اى قوى داشته باشيد و به ويژه از آثار مثبت تصميم‏گيرى‏ها و رفتارهاى خاص خويش به طور كامل آگاه شويد.

  • محيط زندگى و موقعيت كارى خود را تغيير دهيد و موانع بروز اراده و فعاليت را نابود سازيد; براى مثال در موقعيتى كه به سرزنش و متهم شدن به ناتوانى و ناپختگى مى‏انجامد، قرار نگيريد . براى تصميم‏گيرى‏ها و اقدامات خويش امنيت روانى فراهم آوريد تا بتوانيد به آرامى در برابر ديگران يا همراه آنان ابراز وجود كنيد و برجستگى فكرى و فعاليت‏به جا را از طريق تصميم آشكار سازيد .

  • هر كارى را آسان تلقى كنيد; زيرا در برابر اراده پولادين انسان همه سختى‏ها آسان مى‏گردد . به استقبال كارهاى به ظاهر دشوار برويد و به خود تلقين كنيد مى‏توانيد در اين امور درست تصميم بگيريد و افتخار موفقيت در انجام آن‏ها را به دست آوريد.

  • رضايت‏خداوند را ملاك هر رفتار و گفتار قرار دهيد و از تسليم شدن در برابر تمايلات پوچ و هواهاى نفسانى بپرهيزيد. اين تسليم شدن‏ها اراده را ضعيف و متزلزل مى‏سازد. تقوا و رعايت‏حرمت دستورهاى پروردگار براى آرامش روانى و تقويت نفس و اراده بسيار سودمند است.

  • مدتى برنامه ريزى و تصميمات خود را با فردى ذى صلاح در ميان بگذاريد و از وى بخواهيد مراقب باشد تا در شما دو دلى پيش نيايد و اجراى تصميمات خويش را به تاخير نيندازيد.

  • . از خواب زياد، پرخورى و ديگر اسباب تنبلى و سستى اراده بپرهيزيد و نگذاريد ديگران به جاى شما تصميم بگيرند.

  •  با كسانى كه روحيه و اراده قوى دارند، دوست‏شويد تا اراده شما نيز قوى گردد.

  •  بكوشيد تصميم‏هاتان را با فردى با تجربه در ميان نهيد تا از قوت و درستى شان اطمينان يابيد. پس از مشورت با اين فرد، بر اساس تدبر و انديشه خود تصميم بگيريد و بدون از دست دادن فرصت اقدام كنيد.

  •  تصميمات به جا و پر ارزش گذشته‏خود را به ياد آوريد و توجه كنيد كه چون گذشته براى انجام دادن كارهاى مهم آمادگى داريد.

  • در تصميم‏ها و فعاليت‏هاى اسوه‏ها دقت كنيد، در همسان سازى و الگوپذيرى جدى باشيد تا جرات انجام كار يابيد و توان تصميم‏گيرى و اجرا در شما تقويت‏شود.

  • ورزش مستمر و منظم را كه در تقويت اراده بسيار مؤثر است، فراموش نكنيد.

  • . با تصميم‏هاى آسان در كارهاى ساده، به تدريج‏خود باورى و توانمندى را در خويش پديد آوريد و راه را براى تصميم‏گيرى در امور مشكل و پيچيده هموار سازيد.

  •  در موضوع مورد نظر تمركز پيدا كنيدو از اشتغالات ذهنى متعدد بپرهيزيد تا تصميم‏گيرى آسان‏تر صورت پذيرد.

  • پس از تدبير و مشورت از عواقب تصميم‏هاى خود هراسناك نباشيد و به خدا توكل كنيد
    از دیگران راهنمایی بخواهید ولی خود برای خودتان برنامه ریزی کنیدچون ذات انسان طوری است که برای عمل به تکالیفی که خود را موظف به انجام آن می بیند سست تر است در حالی که این تکالیف را خود تعیین نکرده باشد. اما در صورت خودتکلیفی شتاب بیشتری نسبت به انجام آن دارد.

 

 

 



نوشته شده توسط adytum در چهارشنبه 18 تیر 1393

ارسال نظر(0)

استخاره به قرآن و آداب آن

 

« اهميّت استخاره وآداب آن »

بسيار مى شود كه انسان براى انجام كار مهمّىمتحيّر و سرگردان مى شود و مطالعه درباره جوانب آن، رفع تحيّر از اونمى كند؛ با افراد آگاه مشورت مى كند، ولى آنها نيز نظرات مختلفى دارند، واو همچنان در كار خود سرگردان مى ماند و اگر اين سرگردانى ادامه يابدخسارت هاى سنگينى دامن گير او خواهد شد. در اين گونه موارد، دستور استخارهداده شده است كه انسان طبق آداب ساده اى با خداوند بزرگ - به وسيله قرآنمجيد، يا تسبيح و مانند آن - مشورت كند و از ذات پاكش هدايت و راهنمايى بهآنچه خير و صلاح اوست، بطلبد؛ به يقين خداوند نيز او را ـ طبق روايات صريحىكه داريم ـ راهنمايى خواهد كرد.

استخاره، نه تنها انسان را از حال تحيّر وسرگردانى - كه بدترين حالات است و مايه تلف شدن وقت و نيروى اوست - نجاتمى بخشد، و او را با اراده و تصميم قوى و گام هاى استوار به سوى مقصد بهحركت وا مى دارد؛ بلكه واقعاً نيز راهنما و راهگشا به سوى خيرات است و اينحقيقتى است كه در روايات اسلامى وارد شده، و ما خود بارها و بارهاآزموده ايم كه استخاره ها گوئى معجزه مى كند.

گاه انسان براى كارى استخاره مى كند و مطابقآن، به سوى آن كار مى رود و ظاهراً نتيجه اى نمى گيرد؛ امّا بعد از ماه ها،يا سال ها، رمز عجيب آن استخاره را درمى يابد. به هر حال، استخاره را باپيشگويى نبايد اشتباه گرفت؛ بلكه استخاره خير و صلاح كار را از طريقدرخواست از خداوند، به انسان نشان مى دهد.

نكته:

دو چيز را به هنگام استخاره نبايد فراموشكرد:
1
ـ استخاره منحصر به جايى است كه مثبت يا منفى بودنكار بر انسان روشن نباشد، و با تفكّر و انديشه، و حتّى با مشورت كردن باافراد خبره و صاحب نظر نيز روشن نشود؛ اين جا، جاى استخاره است و در غيراين صورت استخاره كردن، اشتباه است.
2
ـ از استخاره هاى مكرّر در يك چيز بايد پرهيز كرد (مگر اين كه فاصله قابلتوجّهى بشود و يا اين كه شرايط تغيير كند.) در استخاره هاى مكرّر، هماناستخاره اوّل معتبر است و بقيّه اعتبارى ندارد.
بايد انسان بعد از استخاره - با شرايطى كه در بالا گفته شد - ترديد نكند وبه دنبال آن به راه بيفتد و از خدا خير و صلاح خويش را بطلبد و بر ذات پاكاو توكّل كند، و مطمئن باشد نتيجه خواهد گرفت.پ

معناى ديگر استخاره:

استخاره معناى ديگرى هم دارد كه در رواياتاسلامى كراراً به آن اشاره شده است و آن طلب خير و سعادت از ذات پاك خداست.
يعنى به هنگام شروع در يك كار ـ حتّى كارهاى روشنى كه براى آن استخارهنكرده است ـ انسان از خداوند خير و سعادت خود را بخواهد (اصولا استخاره بهمعناى طلب خير است) و با گفتن جمله«أَسْتَخيرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ» (از رحمت الهى طلب خير و سعادتمى كنم)، به آن كار اقدام كند و مى تواند اين مطلب را به فارسى هم بگويد. به هر حال، استخاره به اين معنا طبق روايات اسلامى نيز، بسيار مفيد و مؤثّراست.
در روايتى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم:
«
مَا اسْتَخارَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌإِلاّ خارَ لَهُ؛ هيچ بنده با ايمانى از خداوند طلب خير نكرد، مگر آن كهپروردگار سعادت او را فراهم ساخت».
همچنين اميرمؤمنان(عليه السلام) به فرزندش امام حسن(عليه السلام) فرمود:
«
وَأَكْثِرِ الاِْسْتِخارَةَ؛ بسيار از خداوند طلبخير نما».
در حديثى از امام صادق(عليه السلام) آمده است كه فرمود:
در سجده آخر نماز شب، از خداوند طلب خير نما و صد ويك مرتبه بگو: «أَسْتَخِيرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ؛ از رحمت خداوند طلب خير وسعادت مى كنم».
همچنين در سجده آخر نافله صبح نيز، استخاره به همين معنا وارد شدهاست.

آداب استخاره:

در روايات اسلامى آداب ويژه اى براى استخارهبه معناى معروف آن، ذكر شده؛ مانند وضو داشتن و رو به قبله بودن و حالتتوجّه و ارتباط قلبى با خداوند داشتن و استغفار كردن به هنگام استخاره ومانند آن(5) و اين امور، مطلوب و قطعاً مؤثّر است.

يكى از رايج ترين انواع استخاره، استخاره با قرآن است كه آن نيز به چندنحوه انجام مى شود:

نوع اول

از رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) نقل شده است كه فرمود:
«
هرگاه خواستى به وسيله كتاب خدا استخاره كنى، ابتدا سه مرتبه سوره «اخلاص» (قل هو اللّه...) را بخوان، آنگاه سه بار بر محمّد و آلش صلواتبفرست و سپس اين دعا را بخوان

اَللّهُمَّ اِنّى تَفَأَّلْتُ بِكِتابِكَ، وَ تَوَكَّلْتُ عَلَيْكَ،فَاَرِنى مِنْ كِتابِكَ ما هُوَمَكْتُومٌ مِنْ سِرِّكَ الْمَكْنُونِ فـى غَيْبِـكَ.

خدايا به كتاب تو تفأّل مى زنم (و استخاره مى كنم) و بر تو توكّلمى كنم، پس تو نيز از كتاب خود، آن چهدر نهان غيب تو پنهان است، به من نشان بده.

سپس قرآن را بگشا و از صفحه اوّل سمت راست، سطر اوّل مقصود خودت را ازخدا بخواه.

نوع دوم

مرحوم «سيّد بن طاووس» در كتاب «فتح الأبواب» نقل كرده است كه براىاستخاره، قرآن را برمى دارى و نخست اين دعا را مى خوانى:

اَللّهُمَّ إِنْ كانَ فِي قَضائِكَ وَقَدَرِكَ، أَنْ تَمُنَّ عَلى اُمَّةِنَبِيِّكَ، بِظُهُورِ وَليِّكَ  وَابْنِ بِنْتِ نَبِيِّكَ، فَعَجِّلْ ذلِكَ وَسَهِّلْهُ وَيَسِّرْهُوَكَمِّلْهُ، و اَخْرِجْ لِي آيَةًاَسْتَدِلُّ بِها عَلى أَمر فَأَئْتَمِرَ، أوْ نَهْـى فَأَنْتَهي فِيعافِيَـة.

خدايا اگر قضا و قَدَرت اين است كه با ظهور وليّت و فرزند پيامبرت بر امّترسول خدا منّت گذارى، پس در ظهورش تعجيل و راهش را سهل و آسان قرار ده و براى منآيه اى بيرون آوركه يا در آن امرى باشد كه انجامش دهم و يا نهى باشد كه تركش كنم به عافيت وتندرستى.

سپس حاجت و مشكل خود را عنوان مى كنى و آنگاه قرآن را مى گشايى، پس از آنهفت ورق مى زنى، در ورق هفتم، صفحه سمت چپ، هفت سطر را بشمار و در سطر هفتممطلب خويش را از آن آيه، درياب.(1)
استخاره با قرآن به شيوه هاى ديگر نيز نقل شده است كه براى رعايت اختصار ازذكر همه آنها صرف نظر مى شود.

1. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 224، حديث 4.

2. نهج البلاغه، نامه 31.

3. فقيه، جلد 1، صفحه 562، حديث 1552.

4. همان مدرك، صفحه 563، حديث 1553.

5. رجوع شود به: جواهرالكلام، جلد 12، صفحه 161 و 162.

6. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 241، حديث 1.

7.فتح الابواب، صفحه 278 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 242، حديث 4.

سایت شهید آوینی



نوشته شده توسط adytum در چهارشنبه 18 تیر 1393

ارسال نظر(0)

post

آنچه هستید شما را بهتر معرفی می کند

تا آنچه می گویید

امرسون



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 16 تیر 1393

ارسال نظر(0)

▪اهمیت و ضرورت برنامه ریزی 1

اهمیت و ضرورت برنامه ریزی

  • برنامه‌ریزی میان جایی که هستیم با جایی که می‌خواهیم به آن برویم پلی می‌سازد و موجب می‌شود تا آنچه را که در غیر آن حالت شکل نمی‌گیرد، پدید آید.

  • پیتر دراکر معتقد است که میان موثر بودن (انجام کارهای درست)  و کارآیی(درست انجام دادن کارها)  تفاوت است و این دو در مراحل انتخاب هدفها و آنگاه در چگونگی کسب آنها توأم می باشد .

  • اگر شما آن را بطورمؤثر انجام دهید می توانید زمان و تلاش لازم برای دستیابی به اهداف را به میزان زیادی کاهش دهید.

  • برنامه مشابه یک نقشه است. هنگام تعقیب آن شما می توانید همیشه ببینید که چه مقدار به سمت هدف پروژه پیشرفت داشته اید و چه اندازه از آن فاصله دارید؟

  • دانستن اینکه شما کجا هستید برای ایجاد تصمیمات خوب، جهت دستیابی به هدف واینکه چه چیزی را باید در آینده انجام دهید ضروری است.

  • یک دلیل مهم تر برای اینکه چرا شما نیاز به برنامه ریزی دارید قانون 80/20 است این قانون بیان می کند که برای فعالیتهای غیرساختاری، 80 درصد از تلاشها کمتر از 20 درصد نتایج قابل ارزش را به همراه دارد.

  • شما همچنین زمان زیادی را جهت تصمیم گیری برای اینکه چه چیزی باید در آینده انجام گیرد صرف می کنید.

  • شما برای رسیدن به نیازهای خود در جریان هر گام عملی بر مبنای زمان، پول یا منابع دیگر نیازمند برنامه ریزی هستید.با برنامه ریزی دقیق اگر در برخی از موارد با مشکلاتی مواجه شوید می توانید آنها را مشاهده کنید. این کار برای تعدیل برنامه شما به منظور اجتناب یا هموار کردن بحرانهای غیر منتظره پیش رو آسان تراست.

  • وقتی کار زیاد است و زمان کم٬ برنامه ریزی اهمیت دو چندان می یابد

  • به طور خلاصه اهمیت برنامه ریزی از اینجا مشخص می شود که شما فرصتی برای آزمون و خطا ندارید. نباید مسیر را اشتباه بروید.

تعریف برنامه ریزی

سیریل هودسن :برنامه ریزی یعنی ارائه طریق بر عملیات آینده که متضمن نتایج معین با هزینه مشخص و دوره زمانی معلوم است.

برنامه ریزی آماده سازی توالی مجموعه فعالیتهایی برای دستیابی به اهداف مشخص است.

برنامه‌ریزی، فرآیند آگاهانه تصمیم‌گیری در مورد اهداف و فعالیتهای آینده یک فرد، گروه،واحد کاری یا سازمان است. مدیر یا مدیران برنامه‌ریزی، برنامه‌ریزی را با یک تحلیل موقعیتی آغاز می‌‌نمایند و درچارچوب محدودیت زمانی و منابع، اطلاعات مرتبط با مسأله مورد برنامه‌ریزی را جمع‌آوری و تفسیر می‌‌نمایند؛ سپس با تأکید بر‌خلاقیت، مدیران و کارکنان را تشویق کرده تا بر پایه نگرشی وسیع به امورشان بیندیشند؛ آنگاه با توجه به مزایا، مضرات و تأثیرات بالقوه هر‌گزینه، مناسبترین و امکان پذیرترین اهداف و طرحها را برگزیده و مدیران و کارکنان را توجیه نموده و منابع مورد نیاز را در اختیار آنان گذاشته و به انجام آن تشویق می‌نمایند. از آنجائیکه برنامه‌ریزی، فرآیندی پیش رونده و تکرار شونده است‌، مدیران باید بطور مستمر عملکرد واحدهای تحت تکفلشان را از جهت تطابق با اهداف و برنامه‌ها تحت نظر داشته باشند 

اصول برنامه ریزی

در طراحی برنامه درسی خوب به موارد ذیل توجه کنید

بررسی کتابهای درسی:

در انتخاب محتوای کتابهای درسی باید درباره مطالبی که در برنامه گنجانده می شود،تصمیم بگیرید. ابتدا همه کتابهایی را که باید مطالعه شود ، گردآوری کنید و درباره حجم انها ، سخت و آسان بودن آنها و مدت زمانی که به هر فصل و بخش اختصاص می یابد ، نظر دهید و تعیین کنید که به هر کدام در طول روز ، هفته و ماه، می بایست چه مدت زمانی برای مطالعه اختصاص داده شود . توجه داشته باشید که در تنظیم وقت نباید فقط به کتابهایی که علاقه مندید، اهمیت دهید ؛ در این گونه موارد ، منطقی فکر کنید و برای کتابهایی که محتوای آنها سخت تر است،زمان بیشتری را برای مطالعه در نظر بگیرید .

وقتی کتابهای مورد نظر خود را سبک و سنگین کردیم و مدت زمان لازم را برای مطالعه را به آنان اختصاص دادیم،می بایست تعیین کنیم که ابتدا از چه کتابهایی شروع کنیم. بعضی از افراد از کتابهای سخت شروع می کنند تا به کتابهای آسان برسند. بعضی دیگر از کتابهای آسان به مشکل شروع می کنند و بعضی دیگر ترجبح می دهند که کتابهای آسان و مشکل را با هم بخوانند؛ در هر صورت ، اینکه یک کتاب را تا آخر می خوانید و بعد سراغ کتاب دیکری می روید و یا برنامه روزانه شما متنوع است و فصلهای از چند کتاب را برای مطالعه روزانه خود انتخاب می کنید، یک مسئله شخصی است و بستگی به عادت مطالعه شما دارد. آنچه در اینجا اهمیت دارد ، این است که سعی کنید درسهای مشکل را به ساعتهایی که احساس می کنید بهتر می توانید بخوانید و بازدهی بیشتری دارید، اختصاص دهید و درسهای آسانتر را به روزهای دیگر موکول کنید؛ همچنین ترتیب کتابهایی که برای مطالعه انتخاب می کنید، می بایست به گونه ای باشد که در حین مطالعه و یادآوری مطالب در انها تداخل ایجاد نشود.
انعطاف پذیری

برنامه درسی را طوری طراحی کنید که امکان تغییر در آن باشد تا هنگام اجرای آن اگر احساس کردید که برنامه خیلی راحت و آسان و یا خیلی سخت و فشرده است، بتوانید نواقص آنرا برطرف کنید و با نظارت و بازنگری به ساماندهی مجدد آن بپردازید؛ چرا که انرژی شما در برنامه ریزی سخت و فشرده به زودی هدر می رود و توان ادامه برنامه را نخواهید داشت و در برنامه ریزی راحت و آسان، مدت زمانی را که باید به مطالعه می پرداختید، هدر می دهید و در واقع حداکثر استفاده را از حداقل زمان نمی کنید و ممکن است که برای ادامه مطالعه، وقت کم بیاورید؛ بنابراین ، برنامه را به گونه ای طراحی کنید که امکان تغیرات لازم در آن امکان پذیر باشد.

- ابتدا لازم است از زمانی که از خواب بر می خیزید تا زمانی که مجددا به رختخواب می روید، تمام فعالیت های اصلی خود را همراه با زمانی که صرف هر یک از فعالیت ها می شود یادداشت کنید.حال در می یابید که چه مدت را صرف مطالعه کرده اید؟ چه مقدار اتلاف وقت داشته اید؟ به ضعف خود پی می برید و این باعث می شود که روزهای بعد، بهتر عمل کنید و ضعفی که داشته اید را جبران نمایید.

  - برای هر تغییر و حرکتی، ابتدا شناخت  ضروری است.در این مرحله شما به این شناخت رسیده اید که نقاط قوت و ضعف را در برنامه  بدست آورید.حال با توجه به آن برنامۀ خود را تنظیم می کنید.

  - نیازهای شخصی خود را در نظر بگیرید ( استراحت، استحمام ، نماز ، غذا ، شستشو و ...)

  - اوقات حداکثر و حداقل کارایی خود را بشناسید.افراد با هم متفاوتند و در ساعاتی بیشترین انرژی و در زمانی دیگر کمترین انرژی را برای یادگیری دارند.

  - برای هر ساعت مطالعه، حدودا ده دقیقه استراحت در نظر بگیرید.این استراحت باعث می شود که شما با انرژی بیشتری درس بخوانید.

  - در طول استراحت فیلم نبینید و کار فکری انجام ندهید.به سلول های مغز استراحت داده و به کارهایی از قبیل خوردن میوه ،ورزش، تن آرامی و ... بپردازید.

  - درس هایی با  موضوع های مشابه را پشت سر هم قرار ندهید.زیرا یادگیری آنها به طور پیاپی موجب تداخل می شود و خستگی ذهنی ایجاد می کند.

  - در برنامه ریزی خود ، درسی را که همان روز فرا  گرفته اید  +  دروسی  که روز بعد کلاسش را  دارید بگنجانید.

  - سر ساعت معین شروع کنید، مثلا اگر قرار است ساعت 9 شروع کنید ، نگذارید به ساعت 9:30 بکشد.وقتی کاری را سر ساعت تنظیم شده انجام دهید، ذهن شما کم کم شرطی می شود و به راحتی تمرکز حواس پیدا می کنید.

  - کارهای مزاحم مانند نگاه کردن به تلویزیون ، صحبت کردن با دیگران، مکالمۀ تلفنی غیر ضروری و طولانی را در اوقات مطالعه ترک کنید.



.:: ادامه ی مطلب ::.
نوشته شده توسط adytum در یکشنبه 15 تیر 1393

ارسال نظر(1)

post

Patience is a remedy for every grief

صبر ، علاج هر اندوهی است .



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 09 تیر 1393

ارسال نظر(0)

با آقا حرف بزنیم

آیت‌الله قرهی در تازه‌ترین درس اخلاق خود گفت: من سربسته بیان می‌کنم ان‌شاءالله به فضل الهی ظهور نزدیک است و ما فقط باید تقوا و اخلاقمان را زیاد کنیم، علم را خودشان عنایت می‌کنند.

//////////////////////////////////

آیت‌الله قرهی : .........شب‌ها با آقاجان حرف بزنید. ما هر چه داریم، اصلاً همه عالم، به ید قدرت آقاجانمان است «بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء». همه چیز آقاست و آقاست، با آقا حرف بزنیم.

«السلام علیک یا مولای یا بقیة الله»

آقاجان! خودت صاحب این انقلابی، انقلابت را که حفظ می‌کنی، ما را هم حفظ کن که در راه تو بمانیم.

یکی از دعاهایی که ما باید بکنیم، این است که آقاجان! ما در این راه بمانیم. نگاه کنید، این هم یک کدی است که به شما می‌دهم و آن این که هر کسی هم از این راه دور شد، آن‌هایی بودند که به دنیا رو آوردند. مگر غیر از این است؟! خانه‌هایشان کجا رفت و چند متری شد! یک موقعی خانه صد متری داشتند، الآن چند صدمتری شده!  یک زمانی ادعا می‌کرد انقلابی است، بعد چه شد! برای این که به دنیا دل بست، هر که دلبستگی‌اش به دنیا بیشتر شد، علیه نظام و علیه امام راحل و علیه امام المسلمین بیشتر ایستاد. اگر غیر از این است بگویید. شیک و چنین و چنان شدند. بنا بود با مردم باشند، اما کجا رفتند! حضرت حجت این‌ها را طرد و بیرون می‌کند. این انقلاب برای حضرت است. آقاجان! ما را در راه خودت ثابت قدم بدار.

 

وبگاه حوزه‌علمیه امام مهدی(عج)



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 09 تیر 1393

ارسال نظر(0)

چرا خداوند باید بگذارد ما چنین دوران سختی را بگذرانیم

پسر کوچکی برای مادربزرگش توضیح می‌داد که چگونه همه‌چیز ایراد دارد مدرسه، خانواده، دوستان و مادربزرگ که مشغول پختن کیک بود از پسر کوچولو پرسید که کیک دوست داری؟ و پسر کوچولو پاسخ داد: البته که دوست دارم.
روغن چطور؟ نه! و حالا دو تا تخم‌مرغ. نه مادربزرگ! آرد چی؟ از آرد خوشت می‌آید؟ جوش شیرین چطور؟ نه مادربزرگ! حالم از همه‌شان به هم می‌خورد.
بله، همه این چیزها به تنهایی بد به‌نظر می‌رسند اما وقتی به‌درستی با هم مخلوط شوند، یک کیک خوشمزه درست می‌شود. خداوند هم به‌همین ترتیب عمل می‌کند. خیلی از اوقات تعجب می‌کنیم که چرا خداوند باید بگذارد ما چنین دوران سختی را بگذرانیم اما او می‌داند که وقتی همه این سختی‌‌ها را به درستی در کنار هم قرار دهد، نتیجه همیشه خوب است. ما تنها باید به او اعتماد کنیم، در نهایت همه این پیشامدها با هم به یک نتیجه فوق‌العاده می‌رسند.



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 09 تیر 1393

ارسال نظر(0)

مطالب پیشین


Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 16131