💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

خلوت

0خلوت.ارحمی .خواجه

خدایا، مرا در اصلاح نفسِ خویش به کاری فرمان داده‌ای که خود در انجام دادن آن از من تواناتری، و قدرت تو بر آن کار و بر من، از قدرت من افزون‌تر است. پس مرا چنان نیرویی ده که با آن به کاری مشغول شوم که تو را از من خشنود می‌سازد، و خشنودی خود را در حال تن درستی [نه در گرفتاری و سختی] از من بخواه. امام سجاد علیه السلام ************************************ کپی از این وبلاگ مجاز است به شرط سه صلوات برا آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در حسرت موجم باران کفافم نیست *********************************** به وبلاگ خود خوش آمدید




برای تغییر شوهرتان چه کار باید کرد؟

چینی ها برای عذاب دادن زندانی ها ، آنها را در یک سلول تنگ و تاریک و در یک محل آرام و بدون سر و صدا زندانی می کردند. سپس از روی سقف قطره قطره آب بر روی سر یا پیشانی زندانی می ریختند و چه عذابی بدتر از این.

چارلی این عذاب را از غرغرهایم قابل تحمل تر می دانست.

ضرب المثلی می گوید که مرد ،زندگی بر روی سقف را بر زندگی درون یک خانه با یک زن غرغرو ترجیح می دهد.

شوهر من که به آدم ساکتی تبدیل شده بود و در لاک خود فرو رفته بود برای فرار از غرغرهایم کم کم خود را برای زندگی بر روی سقف آماده می کرد!

 

دغدغه اکثر خانم ها ؛

 برای تغییر شوهرتان چه کار باید کرد؟

من فقط دو راه می توانم به شما پیشنهاد کنم ،

1.       برای تغییر دادن همسرتان زندگی را به کام او و خودتان تلخ نکنید.

2.      او را آنگونه که هست بپذیرید.

قانون پذیرفتن انسانها با تمام عیوب و نقایصشان یکی از اصول مهم در روابط انسانهاست. اگر بعضی از رفتارهای همسرتان یا دوستتان شما را می آزارد این ،یکی از دلایلی است که نشان می دهد شما نمی توانید او را بپذیرید.

کتاب راز شاد زیستن و نشاط کامل

مارابل مورگان

 



نوشته شده توسط adytum در چهارشنبه 21 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

رابطه ی جنسی مثل آتشی می ماند....

راد کامرون می گوید: "رابطه ی جنسی سرگرمی نشاط آفرین بزرگی است اما باید آن را در حصار خانواده محدود کرد . رابطه ی جنسی مانند شعله ای است که درون بخاری می سوزد ؛تا وقتی که این شعله ، درون بخاری می سوزد گرمای مطبوعی را در خانه پخش می کند؛ همینکه این آتش به فرش ها و مبلمان رسید تمام خانه را خواهد سوزاند."

رابطه ی جنسی تا وقتیکه در چهارچوب ازدواج باشد بسیار نشاط آفرین و لذتبخش خواهد بود . وقتی که از حریم خانه تجاوز کرد بنیان خانواده را سست خواهد نمود.

کتاب راز شاد زیستن

مارابل مورگان

 



نوشته شده توسط adytum در سه‌شنبه 20 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

به دنبال نبود هر گونه تنش و کشش درو نی بودن اشتباه است

اگر لحظاتی توام با آرامش داشته باشیم , می دانیم که این لحظات ادامه دار نیستند . در واقع ,به دنبال نبود هر گونه تنش و کشش درو نی بودن اشتباه است و نا آگاهی از طبیعت درون را نشان می دهد ,زیرا انسان در عمق وجود خود , آنقدر که مشتاق لحظات هیجان انگیز است ,مشتاق آرامش نیست. آیا بارزترین مثال آن موضوع عشق نیست؟

دومینیک میلر / روانکاو

 



نوشته شده توسط adytum در شنبه 17 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

کی هستم ؟از کجا آمد ه ام ؟ به کجا خواهم رفت؟

کی هستم ؟از کجا آمد ه ام ؟ به کجا خواهم رفت؟

سوالهایی نیستند که یک پاسخ داشته باشند بلکه سوالهایی هستند که سوالهای جدیدی را برای ما مطرح می کنند که ما را به راز وصف ناپذیر هستی رهنمون می شوند.

هنری نوون

 



نوشته شده توسط adytum در پنج‌شنبه 15 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

شناخت

هنگامی که با فردی در ارتباط متقابلید, خطای ادراک بخشی از این پویایی است. این خطای ادراک, به منظور شفابخشی , به روح هر فردی فرصت می دهد تا هر آنچه را که برای فهمیدن نیاز دارد ,ادراک کند

گری زوکاو

به نظر من این عبارت می تواند  این مفهوم را هم در بر داشته باشد که آن شناختی که ما در ارتباط با کس دیگر  به دست می آوریم

خود واقعی آن فرد نیست بلکه آن چیزی است که ما نیاز داریم باشد 

پس بسته به خود ما می تواند پر از خطا و سو تفاهم باشد.

 



نوشته شده توسط adytum در چهارشنبه 14 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

فال امروز
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب ++++++++ بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند!؟

نوشته شده توسط adytum در سه‌شنبه 13 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

خوشبختی گمشده ی بشر؟!

مترجم: امیر فیروزی راد

مجلهی Psychology Today در آخرین شمارهی خود مطلبی را تحت عنوان «چگونه میتوانیم خوشبخت شویم؟» منتشر کرده است. نویسندهی این مطلب دکتر دیوید زاکرمن، روانشناس امریکایی است. 

آیا شما از آن دسته افرادی هستید که میدانند چطور باید از زندگی لذت برد یا این که منتظر هستید خوشبختی به سراغ شما بیاید و در خانهتان را بزند؟ برخلاف آنچه از گوشه و کنار میشنویم، خوشبختی با شانس و سحر و جادو هیچ ارتباطی ندارد. حتی چیزی نیست که برای شما اتفاق بیفتد، بلکه حسی است که شما باید آن را ایجاد کنید. پس منتظر چه هستید؟ از همین الان خوشبختی را جستجو کنید.

   علم چه میگوید

تنها حدود 10 درصد علت خوشبختی افراد به شرایط و موقعیتشان برمیگردد. آنچه بیشتر از همه خوشبختی شمارا تعیین میکند، شخصیت و پس از آن افکار و رفتار شماست. پس نگران نباشید، شما میتوانید خوشبخت بودن یا حداقل خوشبختتر بودن را بیاموزید. ممکن است خیلی از شما فکر کنید افرادی خوشبخت هستند که ثروتمند یا زیبا متولد شدهاند یا زندگی بدون استرسی دارند. اما واقعیت این است که بقا و دوام خوشبختی با این چیزها حاصل نمیشود. در واقع، خوشبختی نمیتواند در یک یا چند چیز خلاصه شود.سعادت مجموعهای از انتخابهای شما در زندگی است. مردمی که از زندگیشان رضایت دارد اینها را حس کردهاند و زندگیشان براساس این اصول بنا شده است:

  اختصاص وقت به خانواده و دوستان

  قانع بودن

  خوش بین بودن

  هدف داشتن

  زندگی در زمان حال

   تمرین کنید

نکته مثبت این است که انتخابها، افکار و اعمال شما میتواند بر میزان حس خوشبختی شما تاثیر بگذارد. این کار خیلی راحت نیست، اما شما میتوانید سطح خوشبختی خود را بالا ببرید. این توصیه ها به شما کمک میکند تا گام برداشتن به سوی خوشبختی را آغاز کنید:

  روابطتان را گسترش دهید

با افراد خوشحال و سرزنده معاشرت کنید. ارتباط با افرادی که از زندگیشان راضی هستند، شما را سرحال و خوشبین میکند و این حس دوباره به اطرافیانتان برگردانده میشود.

  قدرشناس باشید

قدرشناسبودن چیزی بیشتر از تشکرکردن است. باید حس شگفتی، تشکر و قناعت به زندگی داشته باشید. متاسفانه در بیشتر مواقع باید حتماً یک بیماری جدی یا اتفاق ناخوشایند پیش بیاید تا افراد تلنگری بخورند و قدر نعمتهایی را که دارند بدانند. پس منتظر چنین اتفاقی نباشید تا شکرگزار شوید.

بـرای اینکــه قــــدر داشتههایتان را بدانید یک تعهد برای خود ایجاد کنید. هر روز حداقل یک نکته مثبت در زندگیتان پیدا کنید. اگر فکرتان به سمت چیزهای ناخوشایند میرود، افکار خوشایند را جایگزین آن کنید. برای مثال «خواهرم همیشه هنگام سختیها کنار من بوده» را جایگزین «خواهرم تولدم را فراموش کرده» کنید. همیشه کاری کنید رضایت و خرسندی آخرین چیزی باشد که قبل از خوابیدن به آن فکر میکنید و همین طور اولین حسی که صبحها هنگام بیداری به سراغتان میآید.

  بیشتر خوشبین باشید

خودتان را عادت دهید که  همیشه جنبه مثبت هر چیزی را ببینید. لازم نیست ناراحتیها و شکستها را به کلی انگار کنید، فقط اجازه ندهید که این مسائل بر نگرش کلی شما نسبت به زندگی تاثیر بگذارد. به یاد داشته باشید که تقریباً همیشه داشتههایتان بر نداشتههایتان غلبه میکند.

اگر بهطور ذاتی انسان خوشبینی نیستید، ممکن است برای تغییر افکار بدبینانهتان به زمان احتیاج داشته باشید. ابتدا افکار منفیتان را بشناسید، سپس یک قدم به عقب برگردید و از خودتان این سوالها را بپرسید:

  واقعاً این وضعیت به اندازهای که من فکر میکنم بد است؟

  میتوان از زاویه دیگری به این شرایط نگاه کرد؟

از این تجربه چه چیزی میتوان فرا گرفت که در آینده مفید باشد؟

  هدفتان را مشخص کنید

افرادی که تلاش می کنند تا به هدفی برسند یا کاری را با موفقیت انجام دهند - حتی اگر پرورش یک گیاه یا تربیت یک کودک باشد  از افرادی که چنین انگیزه و محرکی را ندارند، خوشبختتر هستند. داشتن یک هدف ایجاد انگیزه میکند، اعتماد به نفس را افزایش می دهد و افراد را از انزوا خارج میکند. چیستی هدفتان مهم نیست، معنیداربودن آن است که اهمیت دارد.

تلاش کنید فعالیت های روزانهتان را با هدف  بلندمدت زندگیتان در یک راستا قرار دهید. تحقیقات نشان میدهد روابط با دوستان و خانواده بیشترین معنا را در زندگی ایجاد میکند. پس با دیگران روابط بامعنا و هدفمند برقرار کنید.

  در لحظه زندگی کنید

هیچوقت تفریح و خوشی را به روزی که کمتر مشغله و استرس دارید موکول نکنید؛ چنین روزی ممکن است هیچگاه نرسد. در عوض دنبال فرصتهایی باشید که بتوانید از کوچکترین لذتهای زندگی استفاده کنید. بر روی نکات مثبت فعلی زندگیتان تمرکز کنید و وقت خودتان را با فکرکردن به مشکلات گذشته و نگرانی از آینده هدر ندهید

منبع : ماهنامه سپیده دانایی.

 



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 12 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

چرا خیانت؟

علت خیانت

از ادعا تا علت:

این دسته از مردان ادعا می کنند که تنها به این خاطر خیانت می کنند که تنوع را دوست دارند. اما دوست دارند در رابطه ای که هستند خوشحال و خوشبخت باشند و عاشق زنی هستند که در حال حاضر با آنها زندگی می کند. البته این بهانه مسخره ای است.

بی توجهی همسر

دلیل بی وفایی مردان چیست؟ شاید باور نکنید، اما این مسئله همیشه بخاطر روابط جنسی نیست. طی مصاحبه ای با تعدادی مرد خیانتکار، تقریبا نیمی از آن ها علت آنرا بی توجهی همسرانشان ذکر کردند، و تنها 7% دلیل آن را گرایش جنسی به شخصی دیگر می دانستند.

آنها از صمیمیت زیاد دوری می کنند

بعضی مردان برای خودداری از ایجاد رابطه نزدیک و صمیمی به خیانت متوسل می شوند. صمیمیت آنها را می ترساند، پس آنها خود را از نامزد یا همسرشان بوسیله خیانت کردن به آنها دور می سازند. آنها نمی خواهند که هیچگاه به طور کامل متعلق به کسی باشند و از ایجاد درگیری ذهنی و عاطفی با یک نفر دوری می کنند.

آنها اشتیاق زیاد به ایجاد صمیمیت دارند

از طرف دیگر درست برعکس مردان گروه اول این مردان که در این گروه جای می گیرند به دنبال صمیمیت و پر کردن نیاز عاطفی شان بیرون از رابطه ای که درگیر آن هستند می باشند. طبق گفته متخصص روابط جنسی امیلی مورس بعضی زوج ها مدتی از هم جدا می مانند و زیاد با هم رابطه ندارند و صمیمیت زیادی بینشان دیده نمی شود. آنچه اتفاق می افتد این است که مردان به دنبال راهی ساده تر برای حل این مشکل هستند؛ آنها به جای اینکه با نامزد یا همسرشان در این مورد صحبت کرده و به توافق برسند دست به خیانت می زنند.

آنها نیاز به کنترل دارند

دکتر سالتز می گویند بعضی مردان بی وفا هستند پس باید آنها را با قدرتی بیش تر از معمول در رابطه کنترل کرد، و مراقب بود تا به خیانت روی نیاورند.

آنها اراده ی ضعیفی دارند
مورس می گوید بعضی مردان دارای قدرت اراده ای ضعیفی هستند. آنها بسادگی درگیر یک خیانت جنسی می شوند تنها بخاطر اینکه فرصتش برایشان پیش می آید. آنقدر قدرت اراده ندارند که به آن موقعیت نه بگویند.

آیا آنها خیانت را تکرار می کنند
به گفته دکتر سالتز هر خیانتکاری کارش را دوباره تکرار می کند اما ممکن است استثنا هم وجود داشته باشد تنها اگر بعد از خیانت اولیه خود پشیمان شده و از خودشان و نیروی اراده شان مراقبت کنند تا دوباره خیانت نکنند.

 

 

 



نوشته شده توسط adytum در یکشنبه 11 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

چگونه محبوب شویم؟!

اگر محبوب خدا شویم محبوب همه شده ایم

1. اولین گام برای ایجاد محبت و یکی از راه های رسیدن به محبت الاهی، پاک نمودن قلب از دنیا و وابستگی های آن و بریدن از دنیا و حرکت به سوی خداست. این مهم جز با اخراج محبت غیر خدا از قلب حاصل نمی شود؛ چرا که قلب انسان مانند ظرفی است که تا آب را از آن خالی نکنی، ظرفیت قبول سرکه را ندارد و خداوند نیز درون هیچ کس دو قلب قرار نداده است.  پیامبر اسلام (ص) می فرماید: "حب الدنیا و حب الله لایجتمعان فی قلب واحد"؛ محبت و دوستی دنیا و حب خداوند در یک قلب جمع نمی شوند. بدیهی است که اگر محبت خدای در درون کسی جای گیرد، محبوب وی خواهد شد. 

دوستان را کجا کنی محروم                            تو که با دشمنان نظر داری 

2. صبر و شکیبایی؛ صبر در برابر مشکلات، ناملایمات، مصیبت ها و ... یکی دیگر از راه های رسیدن به قرب الاهی است که در قرآن و روایات بر آن تاکید فراوان شده است. از این جهت عرفا دارندگان این صفت؛ یعنی صابران را محبوبان خداوند دانسته اند.

3. پیروی و متابعت از پیامبر (ص)؛- به دلیل آیه شریفه: "قل ان کنتم تحبون الله، فاتبعونی، یحببکم الله..."؛ بگو اگر خدا را دوست می دارید، از من پیروی کنید، تا خدا نیز شما را دوست بدارد.- یکی از راه های جلب محبت الاهی است. ابن عربی در وجه ارتباط بین پیروی از پیامبر (ص) و محبت خدا می گوید: اگر خداوند پیروی از پیامبر (ص) را عامل محبت بر شمرده به آن دلیل است که رسول جلوه حق در آیینه عالم است. بنابراین، از نگاه ابن عربی هیچ کس نمی تواند بدون تبعیت از رسول (ص) محبوب حضرت حق گردد؛ زیرا پیامبر (ص) هم تابع دستورات الاهی است، بدین ترتیب تبعیت هم در پیامبر (ص) و هم در پیروانش انگیزه ی محبت خداست.

 4. جهاد و مبارزه؛ جهاد و مبارزه در راه خدا از دیگر عوامل دست یابی به محبت الاهی است. مجاهدان در راه خدا از محبوبان راستین خدایند و از محبت خاص خدایی برخوردارند؛ زیرا که آنان از هیچ تلاش و کوششی در راه پیش برد اهداف الاهی دریغ نمی کنند. آنان با جان و مال در تمامی جبهه های نبرد حق و باطل حضور دارند، چه در میدان های رزم و چه در جبهه های فرهنگی به مبارزه با دشمنان دین بر می خیزند و از ارزش های الاهی حفاظت می کنند. مجاهدان و مبارزان در راه خدا همچون سدهایی می مانند که از ورود نقص و خلل در مسیر حق جلوگیری می کنند و راه را بر شیطان می بندند، آنان اجازه نمی دهند دین خدا مورد تهدید واقع شود، بدین سبب محبوب خدایند.

5. توبه؛ بازگشت، ندامت و پشیمانی از گناهان و روی آوردن و پناه آوردن به لطف و رحمت بی کران خداوندی موجب جلب محبت خداست. توبه از گناه رشته محبت را گره مجدد خواهد زد و بنده را به خدا نزدیک تر خواهد کرد و ابواب محبت و رحمت ویژه خداوند را باز می کند. با توبه بنده عاصی و گناهکار، از راه لطف و عنایت پروردگار تبدیل به دوست و محبوب خداوند می شود.

6. انفاق کنندگان؛ دادن صدقه و انفاق موجب جلب محبت خداوند است و خداوند انفاق کنندگان را دوست دارد. صدقه و انفاق در حقیقت سپاس گزاری در برابر نعمت های الاهی و پیروی از فرمان اوست.

7. ایمان و عمل صالح؛ ایمان و عمل صالح از دیگر عوامل جلب رضایت و محبوبیت خداست؛ چون پاداش الاهی و نجات، در گرو ایمان توأم با عمل صالح است. بنابراین، ایمان بدون عمل موجب پاداش و نجات نخواهد بود و محبت الاهی را که از مفهوم "لایحب الظالمین"؛ خدا ظالمان را دوست ندارد، به دست می آید در پی نخواهد داشت.

8. احسان؛ احسان و نیکوکاری از دیگر راه های پیمودن مسیر محبت الاهی است

9. طهارت و پاکی؛ خداوند متعال پس از بیان عبادت هایی؛ مانند غسل، وضو و تیمم می فرماید: راز این دستور (دستور به انجام عبادات) آن است که انسان ها پاک و طاهر شوند. "... ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج و لکن یرید لیطهرکم..." خداوند نمی خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند، بلکه می خواهد شما را پاک سازد. بنابراین، هر فرمانی که خدای سبحان صادر می کند، اعم از فرامین و دستورهای عبادی و ... سرّش همان طهارت روح و باطن است.

حضرت آیت الله جوادی آملی می گوید: در این که خداوند مثلاً صابران را دوست دارد و یا متوکلین و یا مقسطین را، این دوست داشتن در حقیقت بازگشتش به این است که توکل محبوب خداست و متوکل هم به دلیل این که توکل دارد محبوب خداست.

البته ممکن است، انسان اهل توکل یا صابر، اوصاف دیگری داشته باشد که محبوب خدا نباشد، اما توکل، صبر او محبوب خداست. اما اگر انسان طوری شد که جز خدا چیزی نخواست و تمام مسیرهای کمال را پیمود، آن وقت ذات این انسان محبوب خداوند واقع می شود و پس از آن همه اوصاف و افعالش محبوب خدا می گردد.

اگر چنین شد و خدای متعال نسبت به انسانی محبت داشت همه نظام آفرینش به او مهر می ورزند؛ چرا که همه آنها تابع اراده الاهی هستند. این مقام از برجسته ترین مقام های انسانی است. خداوند محبوب کسی باشد مهم نیست، آنچه بسیار مهم است این است که انسانی محبوب خدا بشود بنابراین، اگر چنین شد که انسان حبیب الله شد، آن وقت کار او کار خداست، حرف او حرف خداست و ... و آثار خدایی در او ظهور پیدا می کند.

در حدیث معروف قرب نوافل از رسول خدا (ص) آمده که خدای متعال به من فرمود: "ما یتقرب الی عبد من عبادی بشیء احب الی مما افتر ضت علیه و انه لیتقرب الیّ بالنافلة حتی احبه..."؛ هیچ چیز به اندازه انجام واجبات بنده را به من نزدیک نمی کند، اما بنده من از راه نوافل (مستحبات) و انجام عبادت های مستحب به من نزدیک می شود، تا آن جا که محبوب من می گردد، اگر محبوب من شد، آن گاه من زبان او می شوم و او با فیض خاص من که در مقام فعل به صورت زبان او درآمده است سخن می گوید و چشم او می شوم و او با فیض خاص من که در مقام فعل به صورت چشم او درآمده است می بیند، بر همین اساس کلام مؤمنی که محبوب خدا شد به منزله کلام خداست

همچنین اگر انسان محبوب خداوند واقع شد بالاتر از محبوبیت، خداوند عاشق او می شود. بر اساس حدیث وارده از پیامبر (ص) که فرمود: "اذا احب الله عبداً عشقه و عشق علیه، فیقول عبدی انت عاشقی و محبی و انا عاشق لک و محب لک، ان اردت او لم ترد"؛زمانی که بنده ای محبوب خدا می شود، خداوند او را عاشق خویش می گرداند و خود نیز به او عشق می ورزد. سپس می گوید: بنده من تو عاشق و دوستدار منی و من نیز عاشق و محب تو هستم چه بخواهی چه نخواهی.

نتیجه آن که راه های مختلفی برای رسیدن به مقام محبت باری تعالی و درک این فیض وجود دارد، که از جمله آنها، صبر، توبه، تقوا و ... و به طور خلاصه، ترک محرمات و انجام فرایض و واجبات الاهی و انجام مستحبات است.

 



نوشته شده توسط adytum در شنبه 10 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

دلیل شکست عشق..... در طی سالها ما می آموزیم زمانی دوست داشتنی و با ارزش خواهیم بود که خودمان نباشیم

بندرت به ذهن افراد خطور می کند که دلیل شکست در عشق خود را بدین علت بدانند که آنجه را عشق می پنداشتند به هیچ وجه عشق نبوده است.

متاسفانه در طی سالها ما می آموزیم زمانی دوست داشتنی و با ارزش خواهیم بود که خودمان نباشیم

در طی سالها صداهای پدر و مادر درونی شده همانند ندایی درونی عمل می کنند در آغاز این ندا در موقعیتی خاص ایجاد می شده بعد ها در تمامی زمینه های زندگی تسری پیدا کرده است.

مشکل ابدی قلب من

 

پدرم اینجا

بیرون از خانه در انتظار من

...

او توپ بیس بال را با یک دست نگه داشته

و با دستکش مشت زنی محکم به آن ضربه می زند

با صدایی رسا , گوش خراش , همانند صدای تازیانه

و ناگهان به عقب باز می گردد

و آن توپ را با اندوهی عمیق به بالا پرتاپ می کند

بالا بالا و باز هم بالاتر می رود

از تیر چراغ برق هم می گذرد

ازمیان سیمهای تلفن و شاخه های درخت

 و باز هم بالا بالاتر از ساختمان سه طبقه ی همسایه ممکن است به پرنده ای اصابت کند؟

 

فریاد می زند بگیر بگیر آن را بگیر

نگاهم را به بالا می دوزم

گردنم را تا حد ممکن به عقب میکشم

 پایم  ناگهان از زمین بلند می شود

و سوگند یاد میکند که هرگز با زمین تماس نداشته

نه انگشتانم و نه آسفالت

نباید پدرم را مایوس کنم

توپ را خواهم گرفت

می توانم

 

اما آن را نمی بینم

دو سال بعد عاقبت به دستش خواهم آورد

مقداری شیشه

اما امشب می توانم انجام دهم

نگاهی دزدانه در تاریکی

آیا توپ هرگز پایین می آید همیشه قلب من می تپد؟

 

نمی توانم ببینم

اما بویی به مشام میرسد

بوی خوشایند چرم نو را می توانم استشمام کنم

دستکش بیس بال نارنجی من

در حالی که در دستانم می لغزد

با من  زندگی می کند

دستکش بزرگ و حرفه ای

پدر می خواست از آن برای کارهای واقعی استفاده کنم

ازآغاز

برای من بیش از دستکش بچه گانه ای نبوده

اوه نه

پدر خوش لباسم آ ن را به من هدیه کرده

حتی می گوید

من پنج ساله ام

مجبورم چهار انگشتم را در آ ن جای دهم

 درون سوراخ انگشت سبابه

تنها میتوانم از افتادن آن جلوگیری کنم

انگشت شست من درون سیاه چال مفقود شده

شاید هم درون غار تام شستی

 

من درون دایره هایی سرگردانم

به امید اینکه به نحوی

شاید در حرکتی ابدی

من صدای توپ را به هنگام فرو افتادن بشنوم

وبتوانم آن را در آخرین لحظه ها در دست هایم بگیرم

من هیچ گاه نباید پدرم را مایوس کنم

هرگز

من پسر بزرگ او هستم

او می خواست من یک بازیکن بیس بال شوم

درست آنچه که او می خواست باشم

او از بد اقبالی به آرزویش نرسیده

آیا پدر از بداقبالی خود در رنج است؟

او می خواهد ایثار کند

و مطمئن باش پیمان های بزرگی می بندد

چه پدری!

 

توپ بر سر من فرود می آید

آیا هیچ حفره ای به اندازه ی من کوچک است

تا درون آن بخزم؟

پدر می گوید "تو باید دختری می آوردی

پدرم هرگر با من بازی نمی کرد

چرا من تمام پولهایم را برای خرید آن دستکش هدر دادم

تو نازپرورده ای

من باید به جای آن دامنی برای تو می خریدم"

سه برابر اشک های شرم آورم مبارزه می کنم

چرا باید همیشه گریه کنم

می توانم درد ناشی از برآمدگی سرم را احساس کنم

همین طور درد قلبم را

 

می گویم "پدر متاسفم

واقعا متاسفم

پدر به من فرصتی دیگر بده

خواهش می کنم

قول می دهم که دیگر آن را تکرار نکنم

پدر خواهش می کنم

خواهش می کنم"

او می گوید "بسیار خوب فرصتی دیگر"

لبخندی بر روی لبانش ظاهر می شود

اما این زمان تاکید می کند

"مرا مایوس نکنی"

 

بار دیگر توپ در فضا بالا می رود

پرندگان از آن می گریزند

 به آن نخورند

مواظب بالهای سفید خود باشید

 

چه خوش اقبالی فرصتی دیگر دارم

چه پدری باز هم توپ را نمی بینم

اما آن را خواهم گرفت

و شاید

مجبورم.

هنگامی که به طور رازآلوده پرورش یابیم, تمام زندگی مان را در تلاش گرفتن توپی سپری می کنیم که آن را نمی بینیم.

کتاب آفرینش عشق از جان براد شاو

 



نوشته شده توسط adytum در چهارشنبه 07 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

مطالب پیشین


Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 16131