💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

خلوت

0خلوت.ارحمی .خواجه

خدایا، مرا در اصلاح نفسِ خویش به کاری فرمان داده‌ای که خود در انجام دادن آن از من تواناتری، و قدرت تو بر آن کار و بر من، از قدرت من افزون‌تر است. پس مرا چنان نیرویی ده که با آن به کاری مشغول شوم که تو را از من خشنود می‌سازد، و خشنودی خود را در حال تن درستی [نه در گرفتاری و سختی] از من بخواه. امام سجاد علیه السلام ************************************ کپی از این وبلاگ مجاز است به شرط سه صلوات برا آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در حسرت موجم باران کفافم نیست *********************************** به وبلاگ خود خوش آمدید




25نکته برای تعالی زندگی زناشویی

نکته­ی1. با هم حرف بزنید

درباره­ی اهمیت صحبت کردن هرچقدر بگوییم کنیم، باز هم کم است. باید بتوانید با همسرتان درباره هر چیزی صحبت کنید. همسرتان فردی است که باید افکارتان را با او سهیم شوید و از او نظر بخواهید. در زندگی، شما با مشکلات و تجربیات نامطلوب زیادی مواجه می‌شوید. بهترین راه غلبه بر این مسائل، صحبت کردن درباره­ی آن­ها با همسرتان و پیدا کردن یک راه‌حل است. همچنین بدون یک مسیر خوب گفت‌و‌گو، همسران اغلب احساساتشان «معمولاً احساسات منفی» را همه­ی اینها رنجش و ناکامی را در آن­ها تشدید می‌کند و به‌تدریج اساس زندگی را فرسوده می‌سازد.

نکته­ی 2. آرزوها و رویاهایتان را با هم سهیم شوید

همه ما در مورد آینده آرزوهایی داریم: این­که کجا زندگی کنیم و چه کارهایی انجام دهیم و غیره. چرا این آرزوها باید فقط مال خودتان باشد؟ آن­ها را با همسرتان سهیم شوید. با همدیگر در مورد آینده و آنچه  تمایل دارید در سال‌های بعد اتفاق بیفتد، صحبت کنید. با هم به جلو نگاه کردن، به نزدیک‌ترشدن شما به عنوان یک زوج کمک می‌کند. بحث کردن در مورد رویاها و آرزوها همچنین در هر دوی شما همبستگی­ای ایجاد می­کند تا با توان هرچه بیشتر برای به دست آوردن آن­ها تلاش کنید.

نکته­ی 3. برنامه‌ریزی اقتصادی داشته باشید

بخش عمده‌ای از مشاجرات در زندگی مشترک به دلیل مسائل مالی ایجاد می‌شود. هزینه‌های سنگین زندگی و درآمد پایین ممکن است می‌تواند شما و زندگی مشترکتان را تلخ سازد. برای این­که بتوانید ناسازگاری‌هایتان در این مورد را به حداقل برسانید، باید با هم یک برنامه­ی اقتصادی طراحی کنید. این برنامه هر دوی شما را قادر می‌سازد تا ببینید چه موقع پول به زندگی‌تان می‌آید و چه موقع و چگونه از زندگی­تان می‌رود. یک برنامه­ی دقیق مالی و کنترل دخل و خرج مانع بالا رفتن هزینه­های زندگی شما و افتادن به دردسر مالی می­شود.

نکته­ی‌4. با هم بیرون رفتن را متوقف نکنید

زندگی مشترک را می‌توان همواره شکوفا نگاه داشت. یکنواختی زندگی روزمره به‌تدریج عوارض خود را برجای می­گذارد. یکی از بهترین روش‌ها برای این­که مطمئن شوید زندگی مشترکتان همیشه تازه و شاداب می‌ماند این است که با هم بیرون بروید، به جایی بروید که از بودن در آن­جا لذت می‌برید، منظره زیبایی دارد و خاطرات خوبی از آن­جا دارید. می‌توانید به یک رستوران یا سینما بروید یا با هم پیاده‌روی کنید. مهم این است جایی بروید که محیط شما عوض شود و با هم به عنوان یک زوج تنها باشید. اولین باری را به یاد بیاورید که با هم به عنوان یک زوج بیرون رفتید. چقدر عالی بود؟ اگر خود و همسرتان را در اولویت زندگی‌‌تان قرار دهید، قطعاً دلیلی ندارد که نتوانید زندگی مشترکتان را شاد نگه‌ دارید.

نکته­ی 5. همسرتان را گاهی شگفت‌زده کنید

زندگی مشترک امکان دارد به آسانی کسالت­بار به قابل پیش‌بینی‌شدن بلغزد. راز یک زندگی مشترک شاد و طولانی تازگی و تنوع آن است. شما نیاز دارید برای حفظ شور و شوقی­ که ابتدای آشنایی‌تان داشتید تلاش کنید. یکی از بهترین کارها این است که به‌طور پیوسته همدیگر را شگفت‌زده کنید. هرچیز مثبت غیرمنتظره که در روند زندگی روزمره‌تان تنوعی ایجاد کند ایده‌آل است. صبر نکنید تا جشن تولد همسرتان یا مناسبتی فرا برسد تا او را با هدیه‌ای شگفت‌زده کنید.

نکته­ی 6.تعریف و تشویق کنید

همه­ی ما دوست داریم و گاهی اوقات نیاز داریم که از ما تعریف کنند. دخترها و پسرها موقعی که می‌خواهند با هم ازدواج کنند به راحتی از هم تعریف می‌کنند؛ زیرا می‌پندارند که این تعریف‌ها فقط مدت کوتاهی باید انجام شود. اما هر فردی دوست دارد که به خودش افتخار کند و تعریف و تحسین. بهترین روش برای کمک به ایجاد این احساس در اوست؛ هرچند‌ نباید در این مورد افراط کنید، 10 تحسین در یک روز نسبت به یک تحسین تأثیر بیشتری نداشته باشد. مهم این است که این تحسین را در جای مناسبی انجام دهید.

نکته­ی 7.‌ همه مسائل را حل کنید

اگر مشاجرات و تعارضات حل نشوند، در ذهنتان رسوب می­کنند و به تدریج مثل خوره در زندگی مشترکتان تأثیر منفی می‌گذارند. برای رسیدن به یک زندگی شاد باید به شیوه‌ای مؤثر با همسرتان ارتباط برقرار کنید.

درست نیست که بر سر اختلاف­هایتان ظاهراً با هم به تفاهم برسید؛ امّا سپس بگذارید که تنفر در زندگی‌تان رشد یابد. البته، شما نمی‌توانید همیشه از تعارضات و تنش‌ها اجتناب کنید. اما می‌توانید با آن با حساسیت و به‌صورتی بالغانه مواجه شوید. بر سر اختلافات‌تان گفت‌وگو کنید تا به مصالحه و یک راه‌حل مورد توافق برای هر دو طرف دست یابید. همیشه راه‌حل رضایت‌بخشی برای هر دو طرف وجود دارد.

نکته­ی 8. حالت دفاعی نداشته باشید

موقعی که فردی علیه شما شکایتی کند، طبیعی است که از خودتان دفاع می­کنید. در این مواقع شما احساس می‌کنید مورد حمله قرار گرفته‌اید. اما این در زندگی مشترک اشتباه بزرگی است. باید بتوانید انتقاد سازنده از همسرتان را به صورت بالغانه و با خون­سردی انجام دهید. اگر صرفاً جدل کنید یا به شکایتی که از شما می‌شود واکنش منفی نشان دهید، نه‌تنها مشاجره‌ای میان خود و همسرتان پیش می­آید، بلکه همسرتان را به طرز فزاینده‌ای از خودتان ناامید خواهید کرد. بنابراین،‌ وقتی کار اشتباهی انجام می‌دهید، انتقاد را بپذیرید و مسئله را با هم حل کنید.

نکته­ی 9. با هم گفتگو کنید نه مشاجره

گفتگو بین شما و همسرتان بخشی از زندگی مشترک است و هیچ تردیدی در آن نیست. همه­ی همسران در مورد برخی مسائل با هم اختلاف نظر دارند؛ البته هرچقدر اختلاف فکری شما با همسرتان کمتر باشد، بهتر است. اما  گفتگو باید فرایندی کاملاً طبیعی باشد که در آن، خشم و ناکامی‌تان را با هم در میان می‌گذارید، بدون این­که همسرتان را سرزنش کنید یا با هم مشاجره و دعوا کنید. فقط در مورد مسئله­ی موردنظر با هم حرف بز‌نید و مسائل دیگر را وارد این بحث نکنید. اگر بحث شما بیشتر از 5 دقیقه طول نکشد، نکته‌ای پیش نخواهد آمد که موجب ناراحتی شما بشود. اختلافات‌تان را حل کنید. همیشه چیزی مهم‌تر از این نگرانی‌های شما وجود دارد و آن کسی نیست جز همسر.

نکته­ی 10. آغوش‌های بی‌اهمیت را فراموش نکنید

در اهمیت در آغوش گرفتن همسر در یک زندگی موفق نمی‌توان حدی تعیین کرد. صمیمیت موضوعی است حیاتی در ازدواج موفق و در آغوش گرفتن بهترین روش غیرجنسی برای رسیدن به آن است.

آغوش طولانی یا فقط نشستن صمیمانه در کنار یکدیگر  با قدرت و قوّتی تامّ و تمام عشق و احساسات شما را به همسرتان منتقل می­کند. این کار حمایت و اطمینانی را در همسرتان ایجاد می­کند که گاهی اوقات فراتر از هر چیزی است.

نکته­ی 11. تفاوت‌هایتان را بپذیرید

هیچ زوجی وجود ندارد که کاملاً متناسب با هم باشند. هر زن و شوهری گاهی اوقات بر سر مسائلی با هم اختلاف پیدامی­کنند. این اختلاف­نظر صرفاً نتیجه­ی زندگی دو انسان با اندیشه و تجربیات متفاوت در کنار هم است. اختلاف‌نظرها و تفاوت‌ها همیشه اتفاق می­افتند. مسئله­ی مهم این است که با آن­ها به صورت منطقی و با خون­سردی مواجه شویم. هر دوی شما نیاز دارید که گاهی اوقات با هم مصالحه کنید. پذیرفتن تفاوت­هایتان  و مصالحه با یکدیگر یکی از روش­هایی است که زندگی مشترکتان را به مسیری صحیح هدایت می­کند و آن را تداوم می­بخشد.

نکته­ی 12. زمانی که اشتباه می‌کنید، به آن اعتراف کنید

اعتراف به اشتباهاتمان کار ساده­ای نیست اما در زندگی مشترک، باید به سادگی غرورتان را به کناری بگذارید و اعتراف به اشتباه کنید.

برای عده­ای از مردم آسان است که به خطاهایشان اقرار نکنند، از طرف مقابل عذر خواهی نکنند و به اصطلاح قضیه را ماست­مالی کنند. بدون عذرخواهی جریان هوای زندگی مشترک نمی‌تواند کاملاً شفاف و صاف شود. بدون اعتراف به اشتباهاتتان به تدریج رنجش و تنفر در روابط شما ایجاد می­شود و یک روز پشیمان خواهید شد که چرا عذرخواهی نکردید.    

نکته­ی 13.‌ خاطرات خوشتان را به یاد بیاورید

اگرچه بهترین گزینه در زندگی مشترکتان این است که بر «این­جا و اکنون» متمرکز شوید؛ اما به یادآوردن اوقات خوب و خوشی که با هم داشتید نیز  سودمند است.

به یادآوردن تعطیلات شیرینی که با هم داشته‌اید یا زمانی که همسرتان یک جشن تولد غیرمنتظره را برای شما ترتیب داده بود به تقویت رابطه میان شما کمک می­کند. به یادآوردن اتفاقات شیرین همچنین به شما امید و انتظار داشتنِ زمان‌های لذت‌بخش مشابه را در آینده می‌دهد. این کارها شما و همسرتان را به این تنیجه می­رساند که «ما می‌دانیم که واقعاً همدیگر را دوست داریم.» 

نکته­ی 14. در جمع به همسرتان احترام بگذارید

بی‌اعتنایی به همسرتان در زمانی که تنها هستید به اندازه­ی کافی بد است، اما در جمع چنین  قطعاً بدتر و ناپسنده­تر است. بیشتر زنان و شوهرانی که در جمع به همسرشان بی‌اعتنا هستند، در حضور دیگران از هم انتقاد می‌کنند یا با هم مسخره می‌کنند. البته یادتان باشد که تفاوت بزرگی میان خندیدن با همسر و خندیدن به او  وجود دارد. آیا واقعاً می­خواهید کسی را که بسیار دوستش دارید مسخره کنید؟ آیا واقعاً می­خواهید به او توهین کنید و روحیه‌اش را تضعیف کنید؟

   موقعی که در بیرون از خانه و در جمع هستید باید همبستگی و وحدت خود و همسرتان را به همه، نشان بدهید. به یاد داشته باشید که شما و همسرتان یک تیم هستید. بنابراین، موقعی که همسرتان بد به نظر برسد، شما نیز چنین خواهید بود. 

نکته­ی 15. رابطه جنسی همه‌چیز نیست

روابط جنسی بخش مهمی از زندگی زناشویی را تشکیل می‌دهد و فقدان آن گاهی اوقات باعث بروز مشکلات؛ جدی می­شود. هرچند رابطه­ی جنسی همه چیز نیست. اگر مؤلفه‌های دیگری از قبیل اعتماد و ارتباط درست میان همسران وجود نداشته باشند، رابطه­ی جنسی نمی‌تواند زندگی مشترک را پایدار نگه ‌دارد.

   اگر از رابطه­ی جنسی‌تان لذت نمی‌برید، با همسرتان بدون هیچ تعارفی مستقیماً و بکوشید تا در مورد آن صحبت کنید و تلاش کنید راه‌حلی پیدا کنید. اما یادتان باشد پیوند استوار بین همسران فقط بر اساس رابطه جنسی شکل نمی‌گیرد.

نکته­ی 16. گوش شنوا داشته باشید

یکی از نکات حیاتی زندگی مشترک که باید به آن توجّه داشته باشید،‌ گوش‌شنوا داشتن است، و یکی از بزرگ‌ترین هدایایی که می‌توانید به همسرتان بدهید گوش‌دادن دقیق به حرف‌های او است. موقعی که می‌خواهد با شما صحبت کند، تلویزیون را خاموش کنید،‌ روزنامه یا مجله‌ای را که می‌خوانید را ببندید و تماس چشمی مناسبی با او داشته باشید. زندگی مشترک یعنی سهیم‌شدن زندگی‌تان با فردی که دوستش دارید. باید کسی باشید که همسرتان بیشترین صحبت‌هایش را با او می‌کند. بنابراین، باید توجه ویژه‌ای به گوش‌دادن بکنید. اما گوش‌شنوا داشتن فقط به معنی شنیدن حرف­های همسرتان نیست. گوش‌شنوا داشتن شامل درک‌ گفته­های او با پرسیدن سؤالاتی از قبیل؛ «این چیزی که از حرف‌های تو فهمیدم این است که‌...» (سپس به زبان خودتان آن چیزهایی را که از حرف‌های همسرتان فهمیده‌اید بیان کنید. بعد بپرسید «آیا این چیزی که فهمیدم درست است؟» به این طریق نه تنها همسرتان می‌داند که شما به حرف‌های او گوش داده‌اید؛ بلکه به او احساس باارزش‌بودن را انتقال می‌دهید. فایدة دیگر چنین روشی این است که احتمال کمتری دارد که حرف همدیگر را سوءتعبیر کنید.   

نکته­ی 17. فعالیت مشترک داشته باشید

برخی از همسران به ندرت درکنار هم هستند. زندگی مشترک در همه حال حول محور اتحاد و یگانگی می­چرخد. اگر شما از بودن با همسرتان سر باز بزنید، رابطه‌تان به سرعت از هم گسسته می‌شود. برای حفظ رابطه عاشقانه باید تلاش کنید که چیزی را به غیر از رابطه­ی جنسی بیابید که بتوانید با هم انجام دهید. مثلاً یک بازی مانند تنیس یا بدمینتون یا چیز ساده‌ای مانند راه‌رفتن با هم.  

نکته‌ی 19: واژه‌های نیکو به کار ببرید

نوع واژه‌هایی خاصی که استفاده می‌کنید تفاوت بسیار زیادی را در  گفته­های شما  و نحوه­ی برداشت از آن ایجاد می­کند. همه در زندگی زناشویی خود می­توانند واژه‌های منفی غیرضروری را به زبان بیاورند یا برعکس، از واژه­های مثبت استفاده کنند.

   استفاده از واژه‌هایی مانند «هرگز» یا «همیشه» نیز مفید نیست. برای مثال درست نیست که به همسرتان بگویید که «تو هرگز در شستن ظرف‌ها به من کمک نمی‌کنی» این نوع صحبت کردن تنها به او حالت دفاعی می‌دهد و منجر به جرّ و بحث می‌شود. برعکس، جمله­هایی مانند جملة زیر تأثیر مثبتی در مخاطب شما می­گذارد. «‌آیا می‌توانی امشب در شستن ظرف‌ها به من کمک کنی؟» 

نکته‌ی 20. همدیگر را ترغیب و تشویق کنید

حمایت و تشویق همسر یکی از نیازهای اساسی یک ازدواج شاد و بلندمدت است. زندگی مشترک نوعی ‌همراهی و همگامی است و هر زوج نیاز به دیگری دارد. همه­ی ما برخی اوقات در زندگی‌مان به حمایت نیاز داریم و اگر نتوانیم آن را از همسرمان به دست بیاوریم، اتفاق بسیار بدی در رابطه­ی بین ما می‌افتد.

 این موضوع نیز مهم است که بدانید چه موقع همسرتان به حمایت و تشویق شما نیاز دارد، آن هم قبل از این­که او چنین درخواستی از شما بکند؛ زیرا در این زمان دیگر تأثیر چندانی ندارد.     

نکته­ی 21. زمانی را بدون فرزندانتان باشید

ممکن است بچه‌هایتان را با همه­ی وجودتان دوست داشته باشید و بخواهید هرکاری برای آن­ها انجام دهید؛ اما گاهی اوقات شما و همسرتان نیاز به زمانی دارید که دور از آن­ها باشید. موقعی که شما دارای فرزند می‌شوید، زندگی‌تان تغییر زیادی می‌کند و برای بودن با همسرتان وقت یا انرژی بسیار کمی پیدا می­کنید.

   اما این نیز مهم است که با تعیین وقتی بدون حضور فرزندان‌تان، و خود را از آن­ها جدا کنید. اگر فرزندان‌تان بزرگ هستند، بدون آن­ها به تعطیلات بروید یا یک شب بدون آن­ها بیرون بروید. برای تضمین و تداوم زندگی مشترکتان لازم است اوقاتی را به خود و همسرتان اختصاص دهید.

نکته­ی 22. روزتان را با بوسه شروع کنید

 تماس بدنی یک بخش مهمی از هر زندگی زناشویی‌ است. بنابراین، صبح­ها قبل از این­که خانه را ترک کنید، همسرتان را ببوسید. لازم نیست این بوسه طولانی و از روی شهوت باشد؛ اما باید بیش از یک بوسه‌ی سریع بر روی گونه باشد. این، بوسه‌ای است که از طریق آن می‌گویید «من دوستت دارم». بنابراین، باید احساس‌تان را از طریق آن منتقل کنید.   

نکته­ی 23. شما یکی هستید

ازدواج یک عهد و پیمان است. مرد و زن باید در ذهن، قلب و روح با هم یکی شوند. این کار احساسات‌ مثبت‌ و نهایتاً شادکامی­تان در زندگی را افزایش می‌دهد.

    اگرچه مهم است که مقداری استقلال را حفظ کنید؛ اما باید با هم در همه­ی جنبه‌های زندگی یکدل و یکرنگ باشید. به محض این­که شما کمک و حمایت از همدیگر را متوقف کنید، شکافی در رابطه­ی شما آشکار خواهد شد. اگر این وضع ادامه پیدا کند، شکاف عمیق‌تر می‌شود تا وقتی که آسیب به مرحله­ی جبران‌ناپذیر برسد.   

نکته­ی 24. اطمینان مجدد دهید

شک و تردید می‌تواند در هر زمانی به ذهنتان بخزد. هیچ‌کسی از این افکار منفی ایمن نیست و این امر در مورد همسرتان هم صادق است. گاهی اوقات باید بگوییم «همه‌چیز خوب است» و چه کسی بهتر از شما که این اطمینان را به همسرتان بدهد.

     اطمینان از عشق شما می‌تواند احساسی شبیه انداختن یک پتوی گرم بر روی شانه‌های همسرتان در یک روز بسیار سرد در او برانگیزد. این کار به طرف مقابل شما احساس ایمنی می‌دهد و ‌افکار منفی را از ذهنش خارج می‌کند.

نکته­ی 25. دوستت دارم

اصلاً چرا باید به همسرتان بگویید که دوستش دارید؟ آیا تاکنون این را نمی‌دانسته است؟ آن­ها احتمالاً این را می‌دانند؛ اما به معنای آن نیست که نباید هرگز به او این دو کلمه­ی جادویی را بگویید. باید همواره و حداقل یک­بار در روز به او بگویید: «دوستت دارم».

    گفتن جمله­ی «دوستت دارم»، تأکید مجددی است بر پیوند عاشقانه­ی شما و همسرتان، و تعهدی را که بینتان در ابتدای ازدواج ایجاد شده به یادتان می‌آورد. موقعی که روحیه­ی همسرتان تضعیف می­شود این واژه‌های کوچک به او دلگرمی و امید می­بخشد. گاهی یکی از همسران تردید دارد که آیا همسرش واقعاً هنوز او را دوست دارد یا نه. در این موارد درنگ نکنید و دقیقاً آنچه در نظر دارید به همسرتان بگویید: دوستت دارم.  

منبع : وبلاگ سپیده ی دانایی

 



نوشته شده توسط adytum در سه‌شنبه 06 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

آیا دوست دارید شاد باشید؟

آیا دوست دارید شاد باشید؟ یا از اینکه با وجود زندگی خوبی که دارید ناراحتید، درمانده اید؟ اگر همین طور اجازه دهید افکار خراب و موجی از انتقادها بروی شما بریزد، به مرور زمان با وجود انرژی های منفی درونیتان، تبدیل به فردی افسرده و مضطرب می شوید.
در این مقاله با روشهای کاملاً آسان می توانید بدون اتلاف وقت، لبخند را همواره بر لب خود هدیه کنید. در واقع این تنها به افکارتان بستگی دارد. 50% دلایل ناراحتی شما به دلایل ذاتیست که از فطرت ما سرچشمه می گیرد که به اصطلاح به آنان "نقاط تعادل" گفته می شود، 10% به عوامل بیرونی زندگی و 40% تنها به خود ارادی ما بستگی دارد، اینکه چطور با وقایع زندگی برخورد کنیم، از پس استرس ها بر بیاییم و از وقت و نیروی خود نهایت بهره را ببریم.
"کاترلین بیرندورف" در کتاب خود به نام "آوای نه اتاق شادی" می گوید: "در حقیقت این خود ما هستیم که با تمرکز به همان شادی کمی هم که داریم، می توانیم آن را افزون کنیم و از روحیه ای شاد برخوردار شویم"، هر فردی با تغییر نگرش نسبت به محیط پیرامون خود، می تواند ضمن افزایش امواج مثبت، (همچون، سفر، اعمال فعالیتهای مورد علاقه و ...)، ناخودآگاه از شادی ناشی از آنها خرسند خواهد شد. در واقع این طور فرض کنید که هر مکان در هر زمانی از زندگی روزانه شما می تواند به نوعی برای شما یک تفریح است، بطور مثال، تختخواب در اتاق خواب، دفتر کار به عنوان راهی برای پول درآوردن و لذّت خرج کردن، اتاق پذیرایی به عنوان خاطرات و جایگاه جمع شدن دوستان در کنار هم یا هر چیز با ارزش دیگری مثل سلامتی، امنیت مالی و ... می تواند باعث خوشحالی شما باشند، شما می توانید برای تثبیت این وضعیت از موارد زیر پیروی کنید:

در حال زندگی کنید

در لحظه باشید! به طور مثال بهتر است که هنگام صرف شام با خانواده به جای نگرانی برای قرار ملاقات روز آینده با پزشک تان، به غذا، جمع خانواده و صحبت تان فکر نمایید امروز را از دست ندهید و از همین لحظه ی حال لذّت ببرید.
کودکی خود را بیاد آورید، وقتی والدینتان شما را به پارک می بردند، راحت گوشه ای می نشستند و شما با خیال راحت با بچّه های دیگر بازی می کردید و چه صبورانه شما را نگاه می کردند، امّا امروزه اگر وقت کنید و کودک خود را به پارک ببرید، تمام مدّت این جمله از دهانتان شنیده می شود، "زودباشید، بازی بس است، دیر شد!" سعی کنید با آنها هم بازی شوید، با این کار لحظات خوش کودکی دوباره در ذهنتان پدیدار می شود و ناخودآگاه از این حالات لذّت می برید.

بلند بخندید

پیش بینی احساس شادی، میزان هورمون "اندروفین" و هورمون های دیگری را که به خوشی و آرامش شما می انجامد افزایش می دهد و در عین حال تولید هورمون اضطراب را کاهش می دهد. دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا 16 نفر را که همگی معتقد بودند، تماشای یک فیلم برای آنها خنده دار بود را مورد بررسی قرار دادند. سه روز قبل به نیمی از آنها گفته بودند که این فیلم کمدی است. این دسته از افراد قبل از تماشای این فیلم متوجه تغییرات بیولوژیکی در بدنشان شدند. وقتی به تماشای فیلم پرداختند، میزان هورمون اضطراب در بدنشان به طور چشم گیری کاهش یافت. این در حالی بود که میزان هورمون های شادی بخش افزایش داشت.

خوب بخوابید

بهتر است که روزانه برای مدتی کوتاه استراحت کنید و شب ها هم در حالی که کتاب می خوانید و حداکثر تا ساعت 10 شب، به رختخواب بروید و بخوابید. این راهکار برای بهبود خلق و خو و نیز چشم اندازتان نسبت به زندگی مؤثر است .تصور نکنید تمام این 100 ساعت باید فعالانه به دنبال شادی و آرامش باشید. اگر می‌خواهید حال‌تان خوب شود از خواب‌تان نزنید. خواب کافی احساسات منفی را از شما دور می‌کند و تمرکز و خلاقیت‌تان را بالاتر می‌برد. محققان می‌گویند خوش‌خوابی شما را شادتر هم می‌کند. پس برنامه 4 روزه را طوری بچینید که خواب‌تان کم و زیاد نشود

به موزیک گوش دهید ...چشم‌های‌تان را ببندید و گوش کنید

نه راک و نه رپ. این بار باید سراغ موسیقی‌هایی بروید که صدای دریا و طبیعت را به گوش شما می‌رسانند. پنجره‌ها را ببندید و صدای ملایم موسیقی را همراه این لحظات‌تان کنید. با چشم‌های بسته و بدنی رها شده دراز بکشید. سعی کنید نفس کشیدن‌تان را حس کنید. از تپش قلب یا صدایی که در گوش‌تان می‌رود آگاه باشید. فکرهایی که به ذهن‌تان می‌آید را خط نزنید؛ شاهد آنها باشید. چند دقیقه‌ای آرامش گرفتن و رها شدن حال شما را حسابی خوب خواهد کرد.

منظم باشید

نه بگویید

کارهایی را که در اولویت نیستند و از آنها لذت نمی برید را از برنامه زندگی خود حذف نمایید.

برای انجام کارهایتان لیستی تهیه نمایید

هیچ چیز بهتر از این نیست که وظایف تان را بنویسید. این کار باعث می شود تا اهداف تان را شناسایی کرده و تنش و نگرانی را از وجودتان دور کنید. سپس مطمئن شوید که آیا همه وظایفتان را به خوبی انجام داده اید.

برای انجام هر کاری، زمان مشخصی را اختصاص دهید.

دکتر "ادوارد سوئارز" یکی از استادان روان پزشکی در دانشگاه دوک معتقد است: "افرادی که در یک زمان به انجام چند کار می پردازند، بیشتر به بیماری فشار خون مبتلا می شوند."

زمانی که با تلفن صحبت می کنید، به جای انجام همزمان شستشوی لباس ها یا نظافت آشپزخانه، بهتر است به راحتی بنشینید و به مکالمه خود تمرکز کنید و نیز زمانی که با کامپیوتر کار می کنید به کار یا پروژه دیگری نپردازید.

بهتر است که ابتدا کار نخست را به اتمام برسانید سپس به کار دیگری بپردازید.

باغبانی کنید....کمی میکروب لازم

آلودگی همیشه هم بد نیست. محققان می‌گویند، بعضی باکتری‌های موجود در خاک دوست شما هستند و باعث ترشح بیشتر سروتونین در مغز شما می‌شوند. از آنجا که سروتونین هورمونی شادی‌آور و ضدافسردگی است، ترشح بیشتر آن می‌تواند حال شما را بهتر کند، پس اگر در خانه باغچه دارید، بیلچه را بردارید و یک خانه گلی درست کنید. اگر هم آپارتمان‌نشین هستید، بازی در ساحل یا طبیعت خاک‌آلود اطراف شهر را انتخاب کنید

برای مدتی به اخبار نشریات و رسانه ها گوش ندهید

برای یک هفته هیچ روزنامه ای را نخوانید، به هیچ اخباری گوش نکنید و به عناوین اخبار هم اهمیت ندهید، با این کار از دنیای پُر تنشی که این خبرها برای ما ساخته اند دور می شوید. در عوض زمانی را به عبادت، پیاده روی، شرکت در کلاس های یوگا یا مدیتیشن اختصاص دهید.

ایمان خود را محکم کنید

شکرگزار نعمت هایی باشید که خداوند به شما عطا کرده است

افرادی که روزانه زمانی را به تفکر در مورد نعمت هایی که خداوند به آنها عطا کرده (مثل سلامتی، دوستان، خانواده، آزادی، تحصیلات و...) اختصاص می دهند، بسیار شاد و سرحال اند.

گیاهان دارویی مناسب را بو کنید

یکی از تحقیقات نشان داد افرادی که در معرض بوی گیاه رزماری قرار گرفتنه بودند، کاهش قابل توجه ای در اضطراب داشته اند، آگاهی شان بیشتر شده و سریع تر هم به حل مسایل ریاضی می پرداختند. از طرفی بوییدن گیاه استوخودوس هم باعث افزایش دسته ای از امواج مغزی می شود که آرامش را در بدن تقویت می کنند.

به مکان های آرام پناه ببرید

مساجد، امامزاده ها، مزارهای ائمه و علمای دین، کتابخانه، موزه و باغ ها دنیایی از آرامش هستند ..

برای کمک به دیگران داوطلب شوید

کمک کردن به دیگران باعث می شود تا بسیاری از مشکلات خودتان هم برایتان حل شود و در ضمن باعث ارتباط اجتماعی بیشتر نیز می گردد.

از آنجایی که افراد شاد بیشتر از دیگران مایل به کمک دیگران کمک هستند، هم یاری با دیگران، شادی و رضایت فرد را افزایش می دهد.

یکی از تحقیقات حاکی از آن است که کمک داوطلبانه باعث افزایش شادی، رضایت از زندگی، عزت نفس، تسلط بیشتر به زندگی، سلامت بدنی و کاهش اضطراب می شود.

زمانی را به تنهایی بگذرانید.

به دوستان نزدیکتان اهمیت دهید

به طور کلی زنان بیش از مردان از روابط دوستانه خود با خانواده و همسرشان لذت می برند.

بسیاری از بررسی ها این نکته را خاطرنشان می کند، افرادی که احساس تنهایی و اضطراب دارند و گوشه گیری می کنند، 3 تا 5 برابر بیشتر از کسانی که به دیگران محبت می کنند، (با دیگران صمیمی هستند و به خوبی ارتباط برقرار می کنند)، بیمار می شوند و زودتر مرگ به سراغ شان می آید.

فداکاری بیش از حدّ، موجب دردسر است!
درست است که باید به فکر دیگران بود و فداکاری کرد، امّا در زندگی سعی کنید ابتدا به خود و روحیاّتتان توجه کنید، برای مثال به هنگام وضعیت اضطراری در پرواز، اگر قرار باشد از ماسک اکسیژن استفاده کنید، مطمئناً منطق حکم می کند برای فرد کناری خود فداکاری نکنید و ماسک را برای خودتان استفاده کنید، این خودخواهی نیست بلکه رهایی از مرگ است.
شاید خیلی افراد را دیده اید که دائماً در حال کمک به دیگران هستند، بطور مثال، وظایف همسر، فرزند، همکار و ... را به تنهایی انجام می دهند، با نگاهی به آنها می بینید که دیگر حتّی لحظه ای برای فکر کردن به علائق شخصی خود ندارند و انرژی خود را تماماً در اختیار دیگران قرار داده اند.
از همین امروز تصمیم بگیرید محدودیت های شاد بودن خود را بردارید و به سلامت روحی خود بیشتر اهمیّت دهید، بعد از شام پیاده روی کنید، صبح قبل از کار به ورزشهایی همچون شنا بپردازید، در واقع دست به کارهای جدیدی بزنید تا نیروی تحلیلی خود را دوباره باز یابید. به این فکر کنید که خود نوعی شما قوی ترین فرد برای کمک به این وضعیت نابسامانتان است.
درد خود را بشناسید!
هر چیزی در این دنیا دارای انرژی محدود است، از وسایل مصنوعی همچون تلفن گرفته باید شارژ شوند چه برسد به شما که انسانید، سعی کنید وقتی برای تنهایی خود قائل شوید، در این لحظات تمامی خاطرات بد و انرژی منفی را از خود دور کنید، لطفاً بهانه تراشی نکنید، مشغولیتهایی چون کار، بچّه داری و ... همگی بهانه است، این کار تنها فرصتی کمی از وقت شما را می گیرد. برای این تخلیه انرژی منفی و بازیافت سلامت روحی، حتماً لازم نیست در جزیره ای زیر یک درخت نخل بخوابید! در هر جایی کافیست لحظاتی چشمان خود را بسته و تنها باشید.
با شناخت روحیّات خود، سعی کنید بفهمید چه کاری بیشتر شما را خوشحال می کند، شنا، پیاده روی، کافی شاپ، صرف یک قهوه در خانه یا محیط کار، کمک به دیگران، صحبت با همکار، دوست، همسر.... با این کار می بینید که برای اینکه شاد باشید، حتماً لازم نیست دست به کارهای خارق العاده ای بزنید.
درگیریها خیلی هم بد نیستند!
در حین سختیهاست که هر آدمی پخته می شود، برای مثال برای شروع و اتمام یک پروژه ی کاری، با همفکری و گذراندن موانع حین کار با کمک همکاران، لذّت پیروزی و موفقیّت را تجربه می کنید. وقتی چیزی وفق مراد شما نباشد، مجبورید برای نیل به آن هدف چه کاری و چه در زندگی، نقاط مشترک روحیّات خود را با آن مشکل سازگار کنید، این خود یک موفقیّت است.
در مسائل زناشویی به جای دعوا و درگیری، از طرف مقابل بخواهید برای یکدیگر زمانی را گذاشته تا با خونسردی مشکلات را باز کرده و بدون اینکه به جسم و روح همدیگر لطمه ای وارد کنید، راه حلّی اساسی بیابید.
همواره با دوستان و افراد در ارتباط باشید، مطالعات حاکی از آن است که تنها راه حلّ مشکلات روابط اجتماعی، افزایش این روابط است چه کاری و چه خانوادگی، مسلماً در این روابط همیشه ناسازگاری هایی هم وجود دارد که با روش قبل سعی کنید با صحبت و معاشرت بیشتر بر این درگیری ها پیروز شوید. فراموش نکنید مشکلات بخشی از زندگی شماست

دوباره عاشق همسرتان شوید

 اگر مسئولیت‌های بی‌شمار و روزهایی که پی‌درپی هم می‌گذرند شما را سرد و خسته کرده، از این 100 ساعت برای احیای عشق‌تان کمک بگیرید. خاطراتی که با همسرتان داشته‌اید را بیرون بکشید؛ نامه‌ها، کارت پستال‌ها و یادگاری‌ها. در کنار هم روزهایی که برای‌تان ماندگار مانده‌اند و این یادگاری‌ها را از خود بر جا گذاشته‌اند را مرور کنید. سری به خیابان‌های خاطره‌های‌تان بزنید و سعی کنید روزهای خوشی که کم‌کم رو به فراموشی هستند را زنده کنید. 

یاد گرفتن یک نکته هم حال‌تان را خوب می‌کند

اگر می‌خواهید حال‌تان بهتر شود، یک چیز تازه یاد بگیرید. محققان می‌گویند یادگرفتن نه‌تنها تصور شما را نسبت به خودتان بهتر می‌کند بلکه به خوشحال‌تر شدن شما هم کمک می‌کند. بد نیست قبل از شروع شدن این 100 ساعت در یک نشست یا کارگاه آموزشی ثبت‌نام کنید و چند ساعتی را به یادگرفتن مهارت یا دانش تازه اختصاص دهید.

صبح زود، توچال

نمی‌خواهیم صحبت‌های کلیشه‌ای در مورد طبیعت‌گردی و معجزه کوه را تکرار کنیم اما از شما می‌خواهیم که چند دقیقه‌ای خودتان را در دمای9/13°C قرار دهید. محققان می‌گویند هوای تازه به ویژه اگر تا این اندازه خنک باشد، حال شما را خوب می‌کند. نگران نباشید این‌بار نیازی به چند ساعت وقت گذاشتن برای خوشحال‌تر شدن ندارید. کافی است 20 دقیقه در هوای پاکی که تا این اندازه خنک است قرار بگیرید تا شادتر شوید. خوشبختانه صبح‌های پاییزی، پیدا کردن جای خنک برای نفس تازه کردن کار سختی نیست. 

به شکاف دیوار بخندید

این توصیه را حتی اگر بارها و بارها شنیده باشید، باز هم تا آخر بخوانید. روانشناسان می‌گویند گرچه خلق و خوی شما بر حالت چهره‌تان هم اثر می‌گذارد اما گاهی این چهره شماست که حال‌تان را بهتر می‌کند و خلق‌تان را تغییر می‌دهد، پس حتی اگر در انبوه مشکلات غرق شده‌اید، بهانه‌های کوچکی برای خندیدن پیدا کنید و تا می‌توانید لبخند بزنید. خنده واقعا بر هر درد بی‌درمانی دواست.

قدردان باشید

در این 100 ساعت فقط به  رفتارهای دیگران خوب نگاه کنید. به هر تلاشی که برای آرامش، رضایت و شادی شما می‌کنند توجه کنید و به آنها نشان دهید که این رفتارها را می‌بینید و درک می‌کنید. محققان می‌گویند قدردانی کردن شما را شادتر می‌کند و رضایت‌تان از زندگی و آدم‌هایی که در کنار شما هستند را بالاتر می‌برد. درست است که قدرشناسی نباید به همین 100 ساعت محدود شود اما این توجه می‌تواند شروع خوبی برای حضور قدردانی در زندگی شما باشد.

کار خیر بکنید

 اگر گشتی در فضای مجازی بزنید، حتما از نمایشگاه‌ها و فروشگاه‌هایی که خیریه‌ها در گوشه و کنار شهر برپا کرده‌اند با خبر می‌شوید. سر زدن به بازارچه‌های خیریه، یکی از بهترین راه‌ها برای شادتر شدن است. محققان می‌گویند، کمک کردن به دیگران شما را شادتر می‌کند و اگر تنها 100ساعت از سال‌تان را وقف نیازمندان به کمک کنید، حال‌تان از این رو به آن رو می‌شود.

روزی 2ساعت برای خانه‌تان وقت بگذارید.

از خستگی نترسید و به جان خانه بیفتید. نگذارید هیچ گوشه‌ای آلوده بماند. اگر دست تنها از پس تمیز کردن همه خانه برنمی‌آیید، از همسر یا شرکت‌های خدماتی کمک بگیرید تا در چند ساعت همه جا برق بیفتد. محققان می‌گویند تمیز کردن خانه از هر فعالیت دیگری شما را شادتر می‌کند. از نظر پژوهشگران اگر تنها 17 ساعت در هفته برای نظافت خانه وقت بگذارید، رضایت‌تان از زندگی بیشتر شده و آرام‌تر می‌شوید.

گناهکار را ببخشید

محققان می‌گویند بخشیدن، درست مثل پیروی از رژیم سالم برای سلامت ما مفید است و بر سلامت قلب و بالاتر رفتن خلق اثر می‌گذارد. اما شاید تاثیر انتخاب رژیم غذایی درست در 100 ساعت چندان واضح نباشد. پس می‌توانید میانبر بزنید و با بخشیدن یکی از کسانی که تصور ناخوشایندی در ذهن‌تان حک کرده شروع کنید. کار ساده‌ای نیست اما می‌توانید به بستری که او در آن زندگی می‌کند، سن و سالش، ویژگی‌های شخصیتی و بسیاری از عوامل دیگر توجه کنید و برای گذشتن از اشتباه او تلاش کنید.

سفر یک‌روزه

این روزها سراغ هر آژانس مسافرتی که بروید، فهرستی از تور‌های یک روزه طبیعت‌گردی یا تاریخی را به شما نشان می‌دهد. کافی است بدانید دنبال چه سبکی از سفر هستید تا یکی از آنها را انتخاب کنید و یک روز متفاوت را بگذرانید،  قالیشویی در کاشان، طبیعت‌گردی در سوادکوه یا ستاره‌بینی در کویر شهداد؟ سخت نگیرید و یکی از این گزینه‌ها را انتخاب کنید. محققان می‌گویند گشت و گذار و سفرهای کوچک شما را از آنچه هستید، شادتر می‌کند.
منبع:

http://.blogsky.com

http://www.samatak.com

سایت تبیان

 



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 05 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

با بكار بستن نكات زير مهارت تند خواني را در خود تقويت كنيد

جهان امروز ما، جهان سرعت است و روز به روز نیز بر این سرعت افزوده می شود. برای این که از این کاروان علم و زندگی، عقب نمانیم، باید با آخرین روش های دست یابی به دانش آشنا شویم . البته تند خوانی مهارت با ارزشی است. البته باید بدانید که تندخوانی درهمه جا به کار نمی آید به طور مثال برای مطالب ریاضی و علمی که مسائل آن مرحله به مرحله روشن می شود.

آیا یک فرد معمولی می تواند «تندخوان» شود؟

بلی، به دلیل این که تحقیقات علمی نشان می دهد که مغز یک انسان سالم، می تواند هر بار گروه کلمات یا شبه جمله ها را به همان خوبی تک کلمه ها بپذیرد و این عمل، از هر جهت، آسان تر است. ما جمله را هرگز به خاطر درک تک تک کلماتش نمی خوانیم؛ بلکه آن را برای درک شبه جمله هایی که کلمات نیز در آنها هستند، مطالعه می کنیم.

به عنوان مثال، خواندن «آنماشینسفیدکنارجادهپارککرد»، خیلی دشوارتر است از خواندن «آن ماشین سفید، کنار جاده پارک کرد».

خواننده کند ناچار است کار مغزی بیشتری از خواننده سریع انجام دهد؛ زیرا ناچار است پس از تشخیص هر کلمه، معنای آن را به معنی کلمه بعد از آن بیفزاید. در مثال فوق، این حد به اندازه پنج تا شش کار اضافی می رسد؛ در حالی که خواننده سریع که هر بار مجموعه های معنی دار (شبه جمله ها) را می بیند، فقط یک اتصال ساده را بین دو قسمت انجام می دهد.

بنابراین، مزیت فوق العاده تندخوانی، انجام کار فیزیکی کمتر، توسط چشمان بر روی هر صفحه می باشد. در این صورت، به جای حدود 500 توقف توأم با تمرکز دید که چشم خواننده کند بر روی هر صفحه انجام می دهد، خواننده سریع، نزدیک به 100 توقف در صفحه را که عضلات چشم را کمتر خسته می کند، به انجام می رساند.

بررسی باورهای غلط در زمینه تندخوانی

«فرد تندخوان، قادر به احساس و درک مطلب نیست».

این باور، غلط است؛ بلکه عکس این مطلب درست است؛ یعنی خواننده کند، به خاطر توقف ها و شروع های مکرر و پیشرفت متزلزل، امکان زیادی دارد که بی حوصله شود؛ تمرکز حواس خود را از دست بدهد؛ حضور ذهنش کاهش یابد و از درک معنی آن چه که می خواند، عاجز بماند؛ ولی کسی که عادت کند شبه جمله ها را با هم ببیند، به طور طبیعی مفهوم آنها را هم به همراه یکدیگر درک می کند. از طرف دیگر، تندخوانی، باعث می گردد تا مطالب کم اهمیت، زودتر شناخته شوند و بر مطالب مهم، تأکید ورزیده شود. از این رو، درک تمام مطلب، برای خواننده سریع، خیلی آسان تر و دامنه دارتر از درک مطلب، برای خواننده کند می باشد.

«خواندن بیش از 500 کلمه در دقیقه، ممکن نیست»!

این جمله، غلط است؛ زیرا با توجه به این حقیقت که در هر توقف می توانید تا حد شش کلمه را زیر دید قرار دهید و این واقعیت که قادرید در هر ثانیه تا چهار توقف را انجام دهید، بدین معنی است که به راحتی می شود سرعتی تا حد 1000 کلمه در دقیقه را به دست آورد.

«سرعت بیشتر، تمرکز حواث کمتری را به دنبال دارد».

خیر، زیرا هر چه سریع تر حرکت کنیم، نیروی جنبشی بیشتری را جمع کرده، تمرکز بیشتری پیدا می کنیم. سرعت های خواندن متوسط، طبیعی نیست؛ بلکه آنها سرعت هایی هستند که با آموزش های ابتدایی نادرست خواندن، همراه با اطلاعات غیر کافی از طرز کار چشم و مغز، در سرعت های متفاوت، حاصل آمده اند.

فواید تندخوانی

1. یکی از مهم ترین سودهای تندخوانی، این است که شخص تندخوان، دارای ذهنی فعال و حساب گر می شود و با همه چیز، دقیق و حساب شده برخورد می کند؛ سکون، از زندگی اش رخت برمی بندد و همیشه و ناخودآگاه، فعال و پویاست.

2. یکی دیگر از آشکارترین اثرهای تندخوانی، صرفه جویی در وقت است.

3. تندخوانی، کارآیی و خلاقیت فرد را بالا می برد.

موانع تندخوانی

موانعی را که بر سر راه سرعت عمل مغز در موقع خواندن ایجاد می کنیم، اصطلاحاً «راه بندان» می نامیم. حال باید ببینیم که این راه بندان های خواندن، چه چیزهایی هستند؛ از کجا ناشی می شوند و چگونه می توان آنها را رفع کرد.

الف) تلفظ و لب خوانی

اگر شما این مشکل را داشته باشید، به هنگام مطالعه، به جای خواندن بی صدا، صدای کلمات را در گلو ایجاد می کنید (ادای صوت یا تلفظ) و یا آن که لب ها را بدون صدا حرکت می دهید (لب خوانی)؛ مثل این که کلمات را برای خود با صدای بلند می خوانید و از این طریق، مغز خود را وادار می کنید که مطالب را با سرعتی در حد سرعت حرف زدن، جذب کند که این سرعت، برای خواندن بی صدا، فوق العاده کم است.

ب) کمک اضافی

کمک اضافی، چنانچه به صورت جزء اصلی عمل خواندن درآید، جزء راه بندان ها به شمار می آید و در حد شدید خود، باعث کندی حرکت چشم و عمل ذهن، در انجام عمل خواندن خواهد شد. کمک اضافی، اصطلاحاً به عمل با انگشت نشان دادن کلمه به کلمه مطلب مورد مطالعه و یا لغزاندن یک لبه صاف مانند خط کش از بالا به پایین و مشخص کردن کامل هر سطر مورد مطالعه می باشد که در چنین وضعی، به مغز خود کمک اضافی را تحمیل کرده اید و باعث می شود که در موقع خواندن، فکر شما، متکی به این عمل اضافه شود و هرگز نتواند به طور مستقل عمل کند.

ج) واپس نگری

کسانی که گرفتار این عیب هستند، نمی توانند بدون برگشت های مجدد بر روی کلمات و عبارات خوانده شده، به خواندن ادامه دهند و یا بدون عقب نگری های مکرر از ابتدا تا انتهای هر سطر را با نگاه طی کرده، به سر سطر بعد بروند. بارها اتفاق می افتد که این افراد، پس از پایان هر سطر، دوباره به همان سطر برگشته، گاهی پس از خواندن چند کلمه و احیاناً تا نزدیکی های آخر همان سطر، متوجه اشتباه خود شده، به سر سطر بعدی می روند.

اکثر ما، اغلب به هنگامی که مایلیم جمله هایی را که خوانده ایم، دوباره خوانده یا در مواردی که تمرکز کافی و حضور ذهن نداشته ایم، دوباره به عقب برگشته و قسمتی از مطلب خوانده شده را دوباره با دقت بیشتری بخوانیم، اقدام به واپس نگری می کنیم؛ ولی اگر این واپس نگری ها را کنترل نکنیم، به صورت عادت بسیار بدی در خواهد آمد. تصور کنید که اگر قرار باشد هر بار یک کلمه یا یک عبارت یا قسمتی از یک سطر را که خوانده ایم، دوباره خوانده، باز به عقب برگشته، دوباره و سه باره بخوانیم و یا این که پس از خواندن هر سطر، به جای رفتن به سر سطر بعدی، هر بار تا نیمه های همان سطر را خوانده، متوقف شده، دنبال سر سطر بعدی بگردیم، چگونه رشته مطلب را گم می کنیم و چقدر از سرعت، باز خواهیم ماند.

د) تلفظ در ذهن

این اشتباه دیگری است که تقریباً همه گرفتار آن هستند. لب ها بی حرکتند و ارتعاشی در گلو احساس نمی شود؛ ولی کلمات را در مغز خود تکرار می کنیم؛ یعنی گرفتار چیزی هستیم که اصطلاحاً می توان آن را «حرف زدن ذهنی» نامید. لازم به تکرار است که هر چیزی که شباهت به خواندن با صدای بلند داشته باشد، مغز را از به دست آوردن سرعتی که قادر به رسیدن به آن است، باز خواهد داشت. باید اعتراف کرد که از میان بردن کامل این نقص، تقریباً ممکن نیست و در حال عادی، لزومی هم ندارد (مگر آن که سرعت های فوق العاده زیاد در خواندن، مورد نظر باشد). با این حال، هنگام خواندن، هر قدر تلفظ در ذهن خود را کاهش دهید، به همان نسبت، خواندن خود را سرعت بخشیده اید.

ه) معکوس بینی

این مشکل، اغلب در خواندن کلمات انگلیسی اتفاق می افتد؛ مثلاً No را On خوانده یا Saw را Was تصور می کنیم و می خوانیم. در خواندن فارسی نیز به ندرت کلماتی هستند که معکوس خوانده می شوند؛ ولی ما فارسی زبانان، بیشتر در خواندن اعداد و محاسبات با این مشکل مواجه می شویم؛ مثلاً عدد 45 را 54 و یا 32 را 23 تصور می کنیم و می خوانیم یا محاسبه می کنیم. این اتفاق، اغلب به خاطر از راست به چپ خواندن مغز است و فراموش می کنیم که کلمات انگلیسی و اعداد را باید از چپ به راست خواند. این مشکل، اغلب ایجاد سردرگمی کرده، خود موجب ایجاد مشکلات دیگری می شود که به آنها اشاره کردیم.

و) عدم توانایی استفاده از میدان دید چشم

در اتاقی که نشسته اید، به روبه رو نگاه کنید و به شیئی ای در مقابل خود (مثلاً پنجره) نگاه کنید؛ در حالی که به دستگیره وسط پنجره نگاه می کنید، گوشه های دیوارهای دو طرف و تابلوی روی دیوار سمت چپ و در اتاق را که در دیوار سمت راست قرار دارد، می بینید. به همین طریق، هر سطر مطلب مورد مطالعه، به راحتی در میدان دید شما واقع می شود و برای انجام پرش های لازم، کافی است که فقط چشم خود را حرکت دهید. بنابراین، از حرکت دادن سر خود، خودداری کنید و در غیر این صورت، چون سر نمی تواند با سرعت فکر حرکت کند، راه بندانی برای خواندن، ایجاد می کند.

چگونه این راه بندان ها از بین می روند؟

خوشبختانه این مشکلات، جزء آن دسته از ناتوانی های خواندن هستند که می توان به سرعت آنها را از بین برد. از یک نظر، تمام راه بندان ها، احتیاج به از میان بردن ندارند و گاهی نمی توان آنها را به کلی از میان برد. می دانیم که بسیاری از خوانندگان، عادت به خواندن مطلب مورد مطالعه در ذهن خود دارند. اگر توانستید تا حدودی عادت درذهن خوانی خود را کاهش دهید که بسیار مفید است. اگر این عادت زیاد عمیق نباشد، سعی کنید تا آن جا که می توانید، در کم کردنش بکوشید؛ ولی نگران آن نباشید و سایر قسمت ها را درست انجام دهید و زیاد به خود فشار نیاورید.

در مورد لب، انگشت، حرکت سر و دیگر کندکننده های جسمی، بحثی نیست. هر کدام که هنوز باعث کندی خواندن شما می شوند، باید از بین بروند که آن هم کاری بسیار آسان است.

به طور کلی، تمرین لازم است. هر گاه قانع شدید که هر کدام از راه بندان ها دیگر مانع سرعت خواندن شما نیست و به قدر کافی کاهش یافته است، وقت خود را برای نابودی کاملش صرف نکنید و به جای آن، وقت خود را صرف انجام تمریناتی کنید که مربوط به مشکلات اساسی شماست. در شدیدترین موارد، اگر به مدت دو تا سه هفته، روزی فقط چند دقیقه را صرف تمرین کنید، مسلماً عادات غلط خود در نحوه خواندن را از بین خواهید برد.

راه های علاج بدون کمک دیگران

الف) علاج تلفظ و لب خوانی

برای علاج تلفظ، باید محل تولید صدا را پیدا کنید. برای این کار، به طریق زیر عمل کنید:

دو انگشت دست خود را در دو طرف سیب گلوی خود قرار دهید و هوا را به طور مداوم از میان لب های خود خارج کنید. آیا ارتعاشی احساس می کنید؟ خیر. حالا هر آهنگی را که میل دارید، در گلو با صدای «هوم هوم» بنوازید. آیا ارتعاش وِزوِز مانندی را زیر دو انگشت خود احساس می کنید؟ این، همان مشکلی است که می خواهید آن را در موقع مطالعه آرام، از بین ببرید. اگر نمی توانید آن را مهار کنید (از میان ببرید)، در موقع خواندن، هوا را از دهان خود خارج کنید.

راه های زیادی نیز برای از بین بردن لب خوانی وجود دارد. پیشنهادهای زیر را آزمایش کنید و هر کدام را که برای خود مناسب تر یافتید، به کار برید:

1. بین لب هایتان و نه بین دندان ها، چیزی را که به قدر کافی سنگین باشد و برای نگهداری آن، ناچار به فشار روی لب ها باشید، قرار دهید و خواندن را ادامه دهید.

2. لب ها را محکم به هم فشرده، در همان حال، زبان را محکم به سقف دهان بچسبانید.

3. لب ها را به حال سوت زدن گرد کنید و هوا را به بیرون بفرستید؛ ولی سوت نزنید.

توجه کنید که این حالات مصنوعی را به طور موقت و تا هنگامی که بر «راه بندان» فائق نیامده اید، ادامه دهید و این، شامل تمام دستوراتی است که برای معالجه، در این قسمت پیشنهاد می شود.

ب) مداوای کمک اضافی

برای ترک عادت خط بردن (مشخص کردن سطرها و کلمات با انگشت) در موقع مطالعه، بهترین راه آن است که در موقع مطالعه، کتاب را با دو دست نگه دارید تا عادت نامطلوب خود را فراموش کنید و بدین طریق، مشکل را با جلوگیری از عامل ایجاد آن، از بین خواهید برد.

ج) معالجه واپس نگری

بهترین توصیه برای رفع این مشکل، این است که بیندیشید و خود را قانع سازید. شما باید دست از این نگرانی بردارید که امکان دارد مطالب را خوب متوجه نشوید و یا قسمتی از نکات را از قلم بیندازید. در موقع خواندن، مستقیم به کار خود ادامه دهید و با وجود این که هر میل شدیدی که برای عقب نگری و مرور جملات و کلمات خوانده شده در خود احساس می کنید، این کار را انجام ندهید. قوّت قلب و اعتماد به نفس، شما را در این مهم یاری خواهد کرد. همچنین قبل از رسیدن به آخر هر سطر، با استفاده از میدان دید (و از گوشه چشم راست خود)، نگاهی به سر سطر بعدی بیندازید که در این صورت، به راحتی می توانید پس از پایان آن سطر، به سر سطر بعد بروید.

د) رفع درذهن خوانی

از بین بردن کامل این عادت، تقریباً غیرممکن است؛ ولی این را بدانید که هر چه سرعت خواندن بیشتر شود، عملاً این مشکل کمتر می گردد. برای تمرین بیشتر در این زمینه، به کتاب مهارت های خواندن، نوشته دکتر بهرام طوسی، ص 117 مراجعه کنید.

ه) از بین بردن معکوس بینی

برای رفع معکوس بینی، بهترین راه که به یادگیری املا نیز کمک فراوان خواهد کرد، تهیه فهرستی از کلماتی است که بیشتر معکوس دیده می شوند؛ به این فهرست مراجعه کرده، کلمه ای مانند Was را که اغلب Saw خوانده می شود، انتخاب کنید؛ آن را روی تکه کاغذی بنویسید و با انگشت (نه با قلم و مداد)، به تک تک حروف آن اشاره کنید و سه بار هجی کنید. بعد کاغذ را برگردانده، در حالی که نام خود را با صدای بلند تلفظ می کنید، کلمه مورد تمرین را بنویسید.

باید آن قدر در موقع هجی کردن کلمه دقت کرده باشید که بتوانید به طور خودکار، کلمه را درست بنویسید. متخصصینی که با این روش کار کرده اند، همیشه نتیجه مثبت گرفته اند و معتقدند که اگر کلمه را با حس لامسه خود احساس کنید، هرگز آن را اشتباه تصور نخواهید کرد.

و) عدم توانایی استفاده از میدان دید

برای دیدن بیش از یک کلمه، هر بار باید از حرکت سر خود جلوگیری کنید. این تمرین را زیاد ساده نگیرید؛ زیرا هر چه میدان دید خود را وسیع تر کنید، سرعت بیشتری به خواندن خود داده اید.

تمرینات زیر را که مهم ترین عامل در کمک به تندخوانی است، با دقت انجام دهید. پیشنهاد می شود که از سه مورد زیر، هر کدام را که برایتان راحت تر است، انتخاب کرده، با آن حالت، تمرین کنید:

1. با قرار دادن دو انگشت در دو طرف فک خود، آن را محکم نگه دارید.

2. با یک دست، چانه خود را به گونه ای که انسان ریش خود را در مشت می گیرد، نگه دارید.

3. یک انگشت دست خود را روی نوک بینی تان قرار دهید.

با بكار بستن نكات زير مهارت تند خواني را در خود تقويت كنيد                         
1) از صفحات فهرست مندرجات کتاب استفاده کنید تا دیدی سریع و کلی از محتویات کتاب به دست آورید.

2) مشخص کنید تندخوانی چه موقع مناسب است؟ به طور مثال اگر هدف شما دستیابی به یک نمای اجمالی از موضوع باشد تندخوانی مفید است. اما اگر به اطلاعات دقیقی نیاز دارید، تندخوانی صرفا برای یافتن بخش هایی از کتاب که می باید عمقی مطالعه شوند شما را یاری می کند.
3) آزمایش کنید و ببینید آیا تندخوانی واقعا برای کتابی که مطالعه می کنید کاربرد دارد؟ برخی کتاب ها به درد تندخوانی می خورند (به طور مثال در شرایطی که کتاب دارای عناوین اصلی و فرعی متعددی باشند و زمانی که اولین جمله هر پاراگراف بیانگر اطلاعات جامعی درباره تمام پاراگراف باشد.)
4) تندخوانی را به وسیله مروری سطحی بر عنوان های اصلی و فرعی، اولین و آخرین جمله پاراگراف و تمام پاراگراف های اول و آخر بخش ها یا فصل ها آزمایش کنید..
5) تمرین کنید و به جای لغت، یک گروه از لغات را یکباره درک کنید. در اکثر عبارات فقط یک یا دو کلمه اساسی و مهم وجود دارند و برای استنباط معنی عبارت نیازی به خواندن بقیه کلمات نیست.
6) همچنان که مهارت در تندخوانی را پرورش می دهید پیش از شروع به خواندن، یک برنامه کار تنظیم کنید. به طور مثال فهرستی از سوالاتی که می خواهید پاسخ آنها را پیدا کنید، تهیه نمایید. سپس در حالی که به تندخوانی مشغول هستید ذهن شما به طور خودکار تمایل به ذخیره کردن اطلاعاتی دارد که پاسخگوی سوالات شماست.
7) وقتی شما در مورد موضوع مورد نظر آمادگی ذهنی داشته باشید، می توانید چند دقیقه ای را صرف فهرست بندی نکات مهمی که می دانید بنمایید. این کار باعث می شود تندخوانی و معلومات فعلی شما پا به پای هم پیش بروند و به شما این امکان را می دهد تا از روی مطالبی که درحال حاضر می دانید سریع تر بگذرید. صرف دقت برای خواندن مطالبی که می دانید، مورد ندارد.
8) به طور مداوم مروری به مطالب قبلی داشته باشید. به طور مرتب به چند صفحه قبل از مطلبی که در حال خواندن آن هستید، برگردید و نکات اصلی را که در حال تندخوانی یاد گرفته اید به خاطر آ ورید. به علاوه کنترل کنید و ببینید در هر نگاهی که به مطالب قبلی می اندازید، آیا نکته مهم و جدیدی می یابید؟ امکان دارد بار اولی که تندخوانی کردید مطالب مهم را از قلم انداخته باشید.
9) به طور مرتب نگاهی به صفحات بعدی بیندازید مگر اینکه مشغول خواندن رمان و داستان باشید. دانستن اینکه چه مطلبی پس از این خواهد آمد، برای حفظ توجه شما به مطلبی که درحال خواندن آن هستید مفید است. مطلب بعدی ممکن است دلیل ترتیب و تنظیم مطالب را به صورتی که نوشته شده اند، برای شما روشن سازد.

10) مكثــها و توقفهاي چشمان خود را حين مطالعه سطور كــاهش دهيد.اين همان تمركزهاي لحظه اي بروي حروف و واژه ها اسـت. مـا هنگام خواندن هر يك از سطرهاي يك مـتـن چشمان خود را بصورت جهشي بسمت جلو حركت مي دهيم اكنون هر ميزان كه ما اين مكثـها و جهشــها را كـاهش دهيـم سـرعـت خـوانــدنمان نيز افزايش مي يابد. تـــعداد اين توقفها معمولا در افراد كند خوان به 7 بار در هر سـطر ميرسد اما شما ميتوانيد اين تعداد مكث را به 3 بار در هر سطر كاهش دهيد.
نكته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حركت دهيد و نه سر خود را.
نكته:براي كاهش مكث ها و توقفها ميبايست حوزه ديد خود را افزايش دهيد. براي اين منظور شما بايد سعي كنيد تا تصاوير واقع در گوشه چشمان خود را بدون اينكه بطور مستقيم به آنها نگاه كنيد، ببينيد.
نكته:اجازه ندهيد حين مطالعه ديدتان دچار سرگرداني گردد.
11)واژه ها را گروه بندي كنيد.ما ديگر آموخته ايم كه چگونه حروف را با يكديگر تركيب كرده و كلمات را خوانده و درك كنيم. اكنون بايد بياموزيم كه دسته اي از كلمات را با يكديگر تركيب كرده و يك جمله را در آن واحد بخوانيم. و در قدم بعدي بايد بياموزيم كه چگونه جملات را دسته بندي كرده و مفهوم كلي يك پاراگراف را استخراج كنيم.
نكته:ثابت شده كه دسته بندي واژه ها قوه ادراك و فهم را افزايش ميدهد. بطور كلي مفهوم را آسانتر ميتوان از يك دسته واژه استخراج كرد تا از كلمات منفرد و حتي حروف تك.
12)هيچگاه به عقب باز نگرديد

13)هدفمند مطالعه كنيد.هدف خود را از مطالعه هر مطلبي از پيش تعيين كنيد. كه چه نوع اطلاعاتي را ميخواهيد كسب كنيد. اين كار سبب ميگردد تا شما اطلاعات غير ضروري و حاشيه اي را در فرايند مطالعه حذف كنيد.

14) فقط كلمات و مفاهيم كليدي را مطالعه كنيد. ما براي نگاشتن مطالب ناگزيريم پاره اي دستورات نوشتاري و ساختار صحيح جملات را رعايت كنيم. اما هنگام خواندن نه.40 تا 60 درصد كل يك متن از واژه ها و حروف بي اهميت و غير ضروري (البته براي درك آن) تشكيل يافته است. مانند حروف ربط مانند"و" و "يا". بياموزيد تنها اسمها و افعال را بخوانيد. نكات و مفاهيم اصلي يك پاراگراف را يافته و آن را در ذهن بسپاريد و جزئيات خارج از موضوع اصلي را حذف كنيد.
15) با صداي بلند مطالعه نكنيد

16) در محيط مطالعه خود هر عاملي كه موجب پرت شدن حواس شما ميگردد را حذف كنيد.
17) هر ميزان كه شما با واژگان و اصطلاحات يك زبان آشنا تر ومانوس تر باشيد درك بهتري نيز از متون نگاشته شده به آن زبان خواهيد داشت. بنابراين تا ميتوانيد واژه و اصطلاح جديد بياموزيد.
18)  تمرين كنيد، تمرين كنيد. تا ميتوانيد تند خواني را تمرين كنيد.تند خواني نيز همچون ساير مهارتها نياز به ممارست دارد.
19) تمركز خود را حين مطالعه حفظ كنيد. بدين مفهوم كه در حين خواندن مطلبي در آن واحد به چيز ديگري فكر نكنيد.
برگرفته از

http://fan.jala.ir/

http://www.aehighschool.com

http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/

 



نوشته شده توسط adytum در یکشنبه 04 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

رمز موفقیت
رمز موفقیت : برنده ها بیش از بازنده ها می بازند.

نوشته شده توسط adytum در شنبه 03 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

مادر
گــویـنـد مــرا چــو زاد مـــادر پـسـتـان بـه دهـان گرفتن آمـوخـت شــب هـا بـر ِ گــاهـوارۀ مــن بـیـدار نـشـسـت و خـفـتـن آمـوخـت دسـتـم بـگرفـت و پـا بـه پـا بـرد تــا شــیـوۀ راه رفــتـن آمـوخـت یـک حرف و دو حرف بـر زبـانـم الـفــاظ نـهــاد و گـفـتـن آمـوخـت لـبـخنـد نـهــاد بـر لــب مــن برغـنچۀ گـل شـکـفـتـن آمـوخـت پـس هستی من ز هـستی اوسـت تـا هستم وهست دارمـش دوسـت

نوشته شده توسط adytum در پنج‌شنبه 20 فروردین 1394

ارسال نظر(0)

آیا روی همه تاثیر دارد؟

افرادی که می گویند ما افراد پخته ای هستیم و ماهواره روی ما تاثیر ندارد تا چه حد واقعیت دارد؟

 فرانسوی ها، در الگوی غذائی خود، برای طبخ قورباغه، روش متفاوتی دارند: آنها قورباغه را کباب نمی کنند، بلکه آن را در دیگ مملو از آب سرد قرار داده، و آن دیگ را روی آتش قرار می دهند. قورباغه، موجودی دوزیست و خونسرد است، و بدن آن روشی متفاوت برای گرم کردن خود ندارد. این موجود، اگر یکباره به درون دیگ پر از آب جوش پرتاب شود، متوجه گرما شده و واکنش نشان می دهد. اما زمانی که درون دیگ آب سرد قرار داده می شود و آب درون دیگ به مرور به نقطه ی جوش می رسد؛ او خیلی دیر متوجه این تغییر دمای اطراف خود شده و بدین ترتیب زنده زنده، آب پز می شود.و این فرایند دو ساعت و نیم طول می کشد و علت آن این است که قورباغه متوجه افزایش دما نشده و در لحظات آخر که متوجه می شود دیگر ماهیچه ها شل شده و قادر به حرکت نیست .

انسانها با تغییرات اندک تحریک نمی شوند  و این برای  سازکاری با شرایط محیطی متفاوت ضروری می باشد، در مورد تاثیر ماهواره روی دید ومنش افراد نیز اینگونه است ، افراد کم کم با تغییرات سازگار می شوند و این تغییر ذائقه ، به صورت نامحسوس و در طی زمان و با پیامهایی که طی سریالهای چند صد قسمتی و به تدریج صورت می گیرد تا افراد دچار تعارض نشده و پیامها را تهدید آمیز ندانند و کم کم پیامها را در منش و جهان بینی خود جذب نمایند و این روند دارای چند اصل است:

روایت ساده بیان شود .روایت آشنا باشد (داستانهای عاشقانه).روایت خیلی کند و به آرامی پیش رود و به قولی تغییرات دما کم کم صورت گیرد تا نا محسوس بوده و افراد متوجه آن نشوند.

پس ماهواره  روی همه تاثیر می گذارد هرچند آنقدر نامحسوس باشد که  متوجه آن نباشیم./.



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 27 بهمن 1393

ارسال نظر(0)

منتظرم بمان

امروز با یک تکان شدید از خواب پریدم ... همه ترسیده بودند...صدای گریه ی بچه ای از دور می آمد...هاج و واج مانده بودم ...صدای پارس سگ و همهمه.... وقتی به خود آمدم که آمده و رفته بود...زلزله ، عجیب ما را تکان داد ،هیچکس طوریش نشده بود ولی نه؛ همه یه طوریشون شده بود... و صدایی که هی تکرار می شد ،چقدر نزدیک است مرگ!...زندگی و عمری که تلف کرده بودم و کارهایی که باید می کردم ...آه مرگ منتظر نمی ماند باید عجله کنم...و قول دادم واقعا زندگی کنم...طوری زندگی کنم که مرگ هم مرا نترساند...نماز آیات را که خواندم خدا را از ته دل شکر کردم

" خدایا ... بخاطر این تکان کوچک متشکرم ....بیدارم کردی..تا صبح نخوابیدم ...و هرگز نخواهم خوابید قول می دهم ...فقط کمکم کن خدا...و منتظرم بمان !



نوشته شده توسط adytum در شنبه 04 بهمن 1393

ارسال نظر(0)

بنویس تا اتفاق بیافتد

تعیین هدف , تمرکز روی نتیجه کار و داشتن تصویری روشن از آنچه در زندگی به دنبالش هستید می تواند باعث تحقق رویا های شما شود....

نخستین گام این است که هدف خود را بنویسید...نوشتن به تحقق آن کمک می کند...قلبت را به روی کاغذ بیاور...

وقتی آنرا قبل از وقوع می سازی ,در واقع با ایمان خود پیش می روی ،درست همانطور که نوشتن آن نشان می دهد به قابل حصول بودن آن اعتقاد داری...راه درست یا غلطی برای انجام آن وجود ندارد.زندگی روایتی است که شما هم دستی در نوشتن آن دارید ...نگران زیاده خواهی نباشید .حتی آرزوهایی را که هیچ ابزار عملی برای تحقق آنها ندارید نیز یادداشت کنید...نوشتن را ادامه دهید ..سریع بنویسید..لفتش ندهید .اگرمتوجه شدید یک هدف را به خاطر بزرگی و دور از دسترس بودن کنار گذاشته اید , آنرا به هر ترتیب بنویسید و یک ستاره کنار آن بگذارید. این یک هدف زنده است ... به خودتان اجازه رویا بینی و یکسرغیرواقع بین بودن بدهید....

ریچارد بولز می گوید : یکی از غم انگیز ترین جملات عالم این است "حالا بیا واقع بین باشیم"

...در زندگی خود دائما منتظر اتفاقات خوب باشید و این اتفاقات هم به وقوع می پیوندند...وقتی آنرا می نویسیم پیامی برای عالم ارسال می کنیم  "هی ! من آماده ام" و فرمان های رو! نشانه هایی هستند که پیامی که را باز پس می آورند ، "پیغام شما را گرفتم ، و دارم روی آن کار می کنم"...

وقتی رویا ها را نوشتید گویی که تابلویی را به دست می گیرید : تابلویی که رویش نوشته شده "آماده برای کار"!

منبع کتاب  بنویس تا اتفاق بیافتد، نویسنده:هنریت کلاوسر ،مترجم : محمد گذرآبادی



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 29 دی 1393

ارسال نظر(0)

چشم دل خطاپوش است.

دستان عباس بن علی قطع شده بود که آن ملعون توانست گرز بر سر او بکوبد.

اما تا دستان ظاهر بریده نشود، بال های بهشتی نخواهد رست.

اگر آسمان دنیا بهشت است ، آسمان بهشت کجاست که عباس بن علی پرنده آن آسمان باشد؟

فرشتگان عقل به تماشاگه راز آمده اند و مبهوت از تجلیات علم لدنّی انسان، به سجده در افتاده اند تا آسمان ها و زمین، کران تا کران ، به تسخیر انسان کامل درآید

و رشته اختیار دهر به او سپرده شود؛ اما انسان تا کامل نشود، در نخواهد یافت که دهر، بر همین شیوه که می چرخد، احسن است.

چشم عقل خطابین است که می پرسد: اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء...

اما چشم دل خطاپوش است. نه آنکه خطایی باشد و او نبیند... نه ! می بیند که خطایی نیست و هرچه هست وجهی است که بی حجاب ، حق را می نماید.

هیچ پرسیده ای که عالم شهادت بر چه شهادت می دهد که نامی اینچنین بر او نهاده اند؟


...


" سید شهیدان اهل قلم "



نوشته شده توسط adytum در جمعه 16 آبان 1393

ارسال نظر(0)

صحراي بلا به وسعت همه ی تاريخ است.



الماس اگرچه از همه ی جواهرها شفاف‌تر است، سخت‌تر نيز هست.

ماندن در صف عاشورايي امام عشق تنها با يقين مطلق ممكن است...

و اي دل! تو را نيز از اين سنت لايتغير خلقت گريزي نيست.

نپندار كه تنها عاشوراييان را بدان بلا آزموده‌اند و لاغير... صحراي بلا به وسعت همه ی تاريخ است.

"شهید سید مرتضی آوینی از کتاب فتح خون "



نوشته شده توسط adytum در جمعه 16 آبان 1393

ارسال نظر(1)

مطالب پیشین


Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 16131