💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

خلوت

0خلوت.ارحمی .خواجه

خدایا، مرا در اصلاح نفسِ خویش به کاری فرمان داده‌ای که خود در انجام دادن آن از من تواناتری، و قدرت تو بر آن کار و بر من، از قدرت من افزون‌تر است. پس مرا چنان نیرویی ده که با آن به کاری مشغول شوم که تو را از من خشنود می‌سازد، و خشنودی خود را در حال تن درستی [نه در گرفتاری و سختی] از من بخواه. امام سجاد علیه السلام ************************************ کپی از این وبلاگ مجاز است به شرط سه صلوات برا آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در حسرت موجم باران کفافم نیست *********************************** به وبلاگ خود خوش آمدید




آمار تکان دهنده

در شش ماه اول سال 1394:

در کشور در  مقابل هر 4/4 ازدواج یک طلاق ثبت شده است.

در تهران در  مقابل هر 8/2 ازدواج یک طلاق ثبت شده است.

 



نوشته شده توسط adytum در پنج‌شنبه 13 اسفند 1394

ارسال نظر(0)

من دخیل دل خود را به تو طوری بستم

من دخیل دل خود را به تو طوری بستم

که به این راحتی آقا گره اش وا نشود

 



نوشته شده توسط adytum در پنج‌شنبه 06 اسفند 1394

ارسال نظر(0)

شنونده فعال

ما فقط نیمی از آنچه را که به ما گفته شده ، می شنویم ،

نیمی از آنچه را که شنیده ایم درک می کنیم،

نیمی از آنچه را که درک کرده ایم ،باور می کنیم

و نیمی از آنچه را که باور کرده ایم را به خاطر می سپاریم

.....میگنون مک لاگین.....

........روزنامه نگار..........



نوشته شده توسط adytum در سه‌شنبه 04 اسفند 1394

ارسال نظر(1)

صبر کن؛

هرجا حدیثی، آیه ای، دعایی به دلت خورد، بایست؛
مبادا یک وقت بگذری و بروی،

صبر کن؛
رزق معنوی خیلی مخفی تر از رزق مادی است؛

یک نفر از دری، دیواری می گوید و در حقیقت خداست؛
که با زبان دیگران با شما حرف می زند..

(
حاج محمد اسماعیل دولابی)

 

 




نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 03 اسفند 1394

ارسال نظر(1)

بچه

وقتی همراه بچه ات می خندی ،

انگار نگاهی دزدکی به بهشت می اندازی

 



نوشته شده توسط adytum در پنج‌شنبه 29 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

غم

فکر می کردم می توانم حالت غم را توصیف کنم و نقشه ی آن را بکشم .

هرچند که ثابت شده غم حالت نیست بلکه یک فرایند است.

سی اس لویز

 



نوشته شده توسط adytum در چهارشنبه 28 بهمن 1394

ارسال نظر(2)

چه همسر شما یک قهرمان پینگ پنگ باشد و چه یک دستفروش ساده ، او به شما نیاز دارد

همسر من می داند که می تواند تصویر ذهنی و اعتماد به نفس مرا با جمله ایکه حتی یک دقیقه هم طول نمی کشد اصلاح کرده و افزایش دهد ولی علی رغم این موضوع از آن طفره می رود . چرا

زنبور های فعال:

اغلب فکر می کنند که کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد که از تحسین شهرشان واجب تر است:من در فلان اداره کار می کنم عصر هم کار دومم در فلان جا شروع می شود بعد از آن هم بایددر کلاس شرکت کنم وقتی به خانه می رسم آنقدر خسته ام که حوصله ندارم با کسی صحبت کنم چه برسد به اینکه  او را تحسین کنم.

ابتدا من:

بعضی قادر نیستند قدم اول را بردارند زیرا آن را غیر ممکن می دانند .

چه چیز را تحسین کنم؟

بعضی همسران نمی توانند تحسین کنند زیرا نمی دانند از کجا شروع کنند.

خودش می داند

بعضی همسران از تحسین خوداری می کنند چون فکر می کنند همسرشان از همه چیز خبر دارد.

چه همسر شما یک قهرمان پینگ پنگ باشد و چه یک دستفروش ساده ، او به شما نیاز دارد که او را بسازید. اگر او خودش را می ستاید به این دلیل است که شما از او غفلت کرده اید شما باید سلیقه به خرج بدهید و او ار آنطور که هست ببینید و تحسین کنید.

کتاب راز شاد زیستن

 



نوشته شده توسط adytum در سه‌شنبه 27 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

کی حقوق کودکانمان زیر پا گذاشته می شود؟!

تصمیم به دنیا آوردن کودکان در صورت ایجاد شرایط زیر بسیار ظالمانه است:

غفلت کردن در مورد نیاز های بهداشتی آنها

رها کردن آنها از نظر عاطفی

آنها را ملایم با دست زدن, حمله کردن , لگد زدن,هل دادن, گلوی آنها را فشردن, تکان دادن یا نیشگون گرفتن,کشیدن موها, با شی به آنها حمله کردن, یا تهدید به کتک زدن.

هر گونه خشونت جسمی را در معرض دید آنها قرار دادن

محافظت نکردن آنها در برابر خواهر یا برادر بزرگتر و گردن کلفتهای مدرسه و محله

به سخره گرفتن اعضای بدن آنها

داشتن انتظارات و توقعات بیش از حد و غیر منطقی از آنها

سر باز زدن از تعیین حد و مرزها برای آنها

نداشتن برخورد مناسب و مسئولانه درباره ی ارائه ی اطلاعات جنسی مورد نیاز آنها

نداشتن رفتار مناسب جنسی با آنها و الگو قرار دادن این گونه روابط برای آنها نظیر ایجاد رابطه ی عاشقانه با آنها , نگاه مردن وسوسه انگیز و جنسی به آنها , عریان بودن در برابر آنها به طور نا مناسب ,بوسیدن آنها به نحوی وسوسه انگیز

لمس کردن اندام تناسلی آنها به نحوی تحریک آمیز یا واداشتن آنها به لمس اندامهای جنسی خود به نحوی تحریک آمیز

هر گونه رفتار جنسی خود و یا خواهر و برادر بزرگ تر را در معرض دید آنها قرار دادن

حمام کردن , ماساژ دادن ,در آغوش کشیدن، بوسیدن ،رقصیدن یا خوابیدن با آنها به نحوی تحریک آمیز

مورد استفاده قرار دادن آنها برای ارضای نیاز های خود تحسینی و احترام به خود

برای رفع سرخوردگی و غم خود انتظار داشته باشیم که آنها بازیگر شوند و یا زیبارو ، خوش هیکل ،زرنگ ،باهوش و یا موفق باشند

استفاده از وجود آنها برای تداوم و استحکام  بخشیدن زندگی زناشویی

سپر بلا قرار دادن آنها به هنگام بروز خشم و شرمساری خود

امتناع ورزیدن از رفع مشکلات حل ناشده ی گذشته خود

...هر زمانی که کودکی به صرف منحصر به فرد بودنش مورد بی مهری قرار می کیرد  و برایش ارزشی قائل نمی شوند ، به حقوق این کودک تعرض شده است.

کتاب آفرینش عشق از جان براد شاو



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 26 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

خداوند زیبا است ، و زیبائى را دوست دارد! و همچنین دوست دارد آثار نعمت را بر بنده خود ببیند.

ََبِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَ الضحَى (1) وَ الَّیْلِ إِذَا سجَى (2) مَا وَدَّعَک رَبُّک وَ مَا قَلى (3) وَ لَلاَخِرَةُ خَیرٌ لَّک مِنَ الاُولى (4) وَ لَسوْف یُعْطِیک رَبُّک فَترْضى (5)
 
ترجمه :
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر
1 -
قسم به روز در آن هنگام که آفتاب بر آید (و همه جا را فرا گیرد).
2 -
و سوگند به شب در آن هنگام که آرام گیرد.
3 -
که خداوند هرگز تو را وانگذاشته ، و مورد خشم قرار نداده است .
4 -
و مسلما آخرت براى تو از دنیا بهتر است .
5 -
و به زودى پروردگارت آن قدر به تو عطا مى کند که خشنود شوی

شاءن نزول :
درباره شاءن نزول این سوره روایات زیادى نقل شده که از همه روشن تر روایت زیر است .
ابن عباس مى گوید: پانزده روز گذشت ، و وحى بر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نازل نشد، مشرکان گفتند: پروردگار محمد، او را رها کرده ، و دشمن داشته ، اگر راست مى گوید ماءموریت او از سوى خدا است ، باید وحى به طور مرتب بر او نازل مى شد، در اینجا سوره فوق نازل گشت (و به سخنان آنها پاسخ گفت ). قابل توجه اینکه طبق حدیثى وقتى این سوره نازل شد پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به جبرئیل فرمود: دیر کردى در حالى که سخت به تو مشتاق بودم ، جبرئیل گفت و انا کنت اشد الیک شوقا: من به تو مشتاق تر بودم ، ولى من بنده ماءمورم و جز به فرمان پروردگار نازل نمى شوم !...

 تفسیر :

((
ضحى )) به معنى اوائل روز است آن موقعى که خورشید در آسمان بالا بیاید و نور آن بر همه جا مسلط شود، و این در حقیقت بهترین موقع روز است.
((
سجى )) از ماده ((سجو)) (بر وزن سرد، و بر وزن غلو) در اصل به معنى سکون و آرامش است ، در هر حال آنچه در شب مهم است همان آرامشى است که بر آن حکم فرما است ، و طبعا اعصاب و روح انسان را در آرامش فرو مى برد، و براى تلاش و کوشش فردا و فرداها آماده مى سازد، و از این نظر نعمت بسیار مهمى است که شایسته است سوگند به آن یاد شود.و به دنبال این دو سوگند بزرگ به نتیجه و جواب قسم پرداخته مى فرماید: پروردگارت هرگز تو را ترک نگفته ، و هرگز مورد خشم قرار نداده است (ما ودعک ربک و ما قلى ).
این تعبیر دلدارى و تسلى خاطرى است براى شخص پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) که بداند اگر گاهى در نزول وحى تاءخیر افتد روى مصالحى است که خدا مى داند . سپس اضافه مى کند: بى شک جهان آخرت براى تو از این دنیا بهتر است (و للاخرة خیر لک من الاولى ). تو در این جهان مشمول الطاف او هستى ، و در آخرت بیشتر و بهتر، نه در کوتاه مدت مورد غضب پروردگار خواهى بود، و نه در دراز مدت ، کوتاه سخن اینکه تو در دنیا و آخرت عزیزى ، در دنیا عزیز و در آخرت عزیزتر.و در آخرین آیه مورد بحث برترین نوید را به او داده مى افزاید: به زودى پروردگارت آنقدر به تو عطا مى کند که خشنود شوى (و لسوف یعطیک ربک فترضى ).
این بالاترین اکرام و احترام پروردگار نسبت به بنده خاصش محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) است که مى فرماید: آنقدر به تو مى بخشیم که راضى شوى ، در دنیا بر دشمنان پیروز خواهى شد و آئین تو جهان گیر خواهد گشت ، و در آخرت نیز مشمول بزرگترین مواهب خواهى بود.
بدون شک پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به عنوان خاتم انبیاء و رهبر عالم بشریت خشنودیش تنها در نجات خویش نیست ، بلکه آن زمان راضى و خشنود مى شود که شفاعتش درباره امتش نیز پذیرفته شود، به همین دلیل در روایات آمده است که این آیه امید بخشترین آیات قرآن مجید و دلیل بر پذیرش شفاعت آن حضرت است .
ناگفته پیدا است که شفاعت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) شرائطى دارد، نه او براى هر کس شفاعت مى کند، و نه هر گنهکارى مى تواند چنین انتظارى را داشته باشد

ََآیه 6 - 11
آیه و ترجمه
أَ لَمْ یجِدْک یَتِیماً فَئَاوَى (6) وَ وَجَدَک ضالاًّ فَهَدَى (7) وَ وَجَدَک عَائلاً فَأَغْنى (8) فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ(9) وَ أَمَّا السائلَ فَلا تَنهَرْ(10) وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّک فَحَدِّث (11)
ترجمه :
6 -
آیا تو را یتیم نیافت و سپس پناه داد؟
7 -
و تو را گمشده یافت و هدایت کرد.
8 -
و تو را فقیر یافت و بى نیاز نمود.
9 -
حال که چنین است یتیم را تحقیر مکن .
10 -
و سؤ ال کننده را از خود مران .
11 -
و نعمتهاى پروردگارت را بازگو کن .
 
تفسیر :
در آیات مورد بحث نخست به ذکر سه موهبت از مواهب خاص الهى به پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) پرداخته ، و سپس سه دستور مهم در همین رابطه به او مى دهد.
مى فرماید: آیا خداوند تو را یتیم نیافت و سپس پناه داد (ا لم یجدک یتیما فاوى ).
بعد به ذکر نعمت دوم پرداخته مى فرماید و تو را گمشده یافت و هدایت کرد (و وجدک ضالا فهدى ).
آرى تو هرگز از نبوت و رسالت آگاه نبودى ، و ما این نور را در قلب تو افکندیم که به وسیله آن انسانها را هدایت کنى بعد به بیان سومین نعمت پرداخته ، مى فرماید: خداوند تو را فقیر یافت و غنى و بى نیاز کرد (و وجدک عائلا فاغنى ).
توجه ((خدیجه )) آن زن مخلص با وفا را به سوى تو جلب نمود تا ثروت سرشارش را در اختیار تو و اهداف بزرگت قرار دهد، و بعد از ظهور اسلام غنائم فراوانى در جنگها نصیب تو کرد آن گونه که براى رسیدن به اهداف بزرگت بى نیاز شدى .
در آیات بعد به عنوان نتیجه گیرى از آیات قبل ، سه دستور پر اهمیت به پیغمبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى دهد که هر چند مخاطب در آن شخص رسول الله (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) است ولى مسلما همگان را شامل مى شود، نخست مى فرماید: حال که چنین است یتیم را تحقیر مکن (فاما الیتیم فلا تقهر).
((
تقهر)) از ماده ((قهر)) به گفته ((راغب )) در مفردات به معنى غلبه تواءم با تحقیر است ، ولى در هر یک از این دو معنى نیز جداگانه استعمال مى شود، و مناسب در اینجا همان ((تحقیر)) است .
این نشان مى دهد که در مورد یتیمان مساءله اطعام و انفاق گرچه مهم است ، ولى از آن مهمتر دلجوئى و نوازش و رفع کمبودهاى عاطفى است ،.
و در آیه بعد به دومین دستور پرداخته ، مى فرماید: و سؤ ال کننده را از خود مران (و اما السائل فلا تنهر).
((
لا تنهر)) از ماده ((نهر)) به معنى راندن تواءم با خشونت است ، این دستور نفریعى است بر آنچه در آیات قبل آمده ((و وجدک ضالا فهدى )) خداوند تو را گمشده یافت و هدایت کرد پس به شکرانه این هدایت الهى تو نیز در هدایت نیازمندان کوشا باش ، و هیچ تقاضا کننده هدایتى را از خود مران .و به تقاضاى سائلان در هر قسمت پاسخ مثبت ده .
و سرانجام در سومین و آخرین دستور مى فرماید: و اما نعمتهاى پروردگارت را بازگو کن (و اما بنعمة ربک فحدث ).
بازگو کردن نعمت ، گاه با زبان است و تعبیراتى که حاکى از نهایت شکر و سپاس باشد، نه غرور و برترى جوئى ، و گاه با عمل است به این ترتیب که از آن انفاق و بخشش در راه خدا کند، بخششى که نشان دهد خداوند نعمت فراوانى به او عطا کرده است .این سنت افراد سخاوتمند و کریم است که وقتى نعمتى به آنها روى آورد بازگو مى کنند و شکر خدا را بجا مى آورند، و عملشان نیز تایید و تاءکیدى است بر این حقیقت ، به عکس بخیلان دون همت که دائما ناله مى کنند، و اگر دنیا را نیز به آنها بدهى اصرار در پرده پوشى بر نعمتها دارند، چهره آنها فقیرانه ، و سخنانشان آمیخته با آه و زارى و عملشان نیز بیانگر فقر است !
این در حالى است که از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل شده است که فرمود :من اعطى خیرا فلم یر علیه ، سمى بغیض الله ، معادیا لنعم الله !: هر کس خیرى به او رسد و آثارش بر او دیده نشود، دشمن خدا شمرده مى شود، و مخالف نعمتهاى او.
این سخن را با حدیث دیگرى از امیر مؤ منان على (علیه السلام ) پایان مى دهیم که فرمود: ان الله جمیل یحب الجمال ، و یحب ان یرى اثر النعمة على عبده : خداوند زیبا است ، و زیبائى را دوست دارد! و همچنین دوست دارد آثار نعمت را بر بنده خود ببیند.
 
نکته ها :
1 -
رهبرى برخاسته از میان درد و رنجها!
نه تنها پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) بلکه شاید همه انبیاء پرورش یافتگان رنجها و محرومیتها بودند، و نه تنها انبیاء که همه رهبران راستین و مؤ فق چنین بودند، و باید چنین باشند..
در حدیثی آمده است که موسى بن عمران از خداى خود پرسید: من به چه دلیل به این مقام رسیدم ؟ خطاب آمد آیا به خاطر مى آورى آن روز که بچه گوسفندى از میان گله تو فرار کرد، به دنبال آن رفتى و آن را گرفتى ، و به او گفتى : حیوان ! چرا خود را خسته نمودى ؟ سپس بر دوش گرفتى و به گله گوسفندان باز گرداندى به این دلیل من تو را سرپرست خلق کردم (این تحمل و حوصله عجیب تو در مقابل یک حیوان دلیل بر قدرت عظیم روحى تو است و لذا شایسته آن مقام بزرگى ).
2 - نوازش یتیمان
وجود کودکان یتیم که پدر خود را در طفولیت از دست داده اند در هر اجتماعى اجتناب ناپذیر است ، این کودکان از جهات مختلفى باید مورد حمایت قرار گیرند.از نظر عاطفى و اینکه یتیمان در بسیارى از موارد داراى اموالى هستند که باید با دقت و امانت براى آینده آنها حفظ شود، و در بسیارى از موارد فاقد امکانات مالى هستند که باید از این نظر نیز مورد توجه قرار گیرند..
 در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى خوانیم : اذا بکى الیتیم وقعت دموعه فى کف الرحمن : هر گاه یتیم گریه کند اشکهاى او در دست خداوند رحمن مى ریزد!.!
البته در جوامع گسترده اى مانند جوامع امروز، مسلمانان باید به کارهاى فردى در این زمینه قناعت نکنند بلکه باید نیروهاى خود را متمرکز کرده یتیمان را زیر پوشش برنامه هاى حساب شده اقتصادى و فرهنگى و آموزشى قرار دهند، و از آنها افرادى لایق براى جامعه اسلامى بسازند، و این امر مهم نیاز به همکارى عمومى دارد

. 3 - بازگو کردن نعمتها
یادآورى نعمتهاى خدا سبب مى شود که انسان کمبودها را کمتر احساس کند، از بیماریها شکوه نکند چرا که بر سلامت اعضاء دیگر خود شکرگزار است ، بخاطر از دست دادن چیزى جزع و فزع ننماید چرا که بقیه امکانات خود را بازگو مى کند.اینگونه افراد در سختیها و طوفانهاى زندگى گرفتار یاءس و نومیدى و اضطراب و ناراحتى نمى شوند روحى آرام و قلبى مطمئن دارند و توان آنها در مبارزه با مشکلات زیاد است .

خلاصه ی تفسیر نمونه

 



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 26 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

زندگی
زندگی نبرد سختی است که هر روز سلاح ویژه ای می طلبد

نوشته شده توسط adytum در شنبه 24 بهمن 1394

ارسال نظر(0)

مطالب پیشین


Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 16131