💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

خلوت

0خلوت.ارحمی .خواجه

خدایا، مرا در اصلاح نفسِ خویش به کاری فرمان داده‌ای که خود در انجام دادن آن از من تواناتری، و قدرت تو بر آن کار و بر من، از قدرت من افزون‌تر است. پس مرا چنان نیرویی ده که با آن به کاری مشغول شوم که تو را از من خشنود می‌سازد، و خشنودی خود را در حال تن درستی [نه در گرفتاری و سختی] از من بخواه. امام سجاد علیه السلام ************************************ کپی از این وبلاگ مجاز است به شرط سه صلوات برا آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در حسرت موجم باران کفافم نیست *********************************** به وبلاگ خود خوش آمدید




مشکل

برخی اوقات مشکل از آنجا کلید می خورد که به طمع طعمه قلاب را نمی بینیم!



نوشته شده توسط adytum در پنج‌شنبه 21 فروردین 1393

ارسال نظر(0)

سکوت آدم های خوب!

 

دنیا پر از تباهی است نه به خاطر وجود آدم های بد

 

بلکه به خاطر سکوت آدم های خوب!

 

قال على علیه السلام : مَن أمَرَ بِالمَعروفِ شَدَّ ظَهرُ المُؤمِنِ وَمَن نَهى عَنِ المُنكَرِ أَرغَمَ أَنفَ المُنافِقِ وَأَمِنَ كَيدَهُ؛

 

هر كس امر به معروف كند به مؤمن نيرو مى‏ بخشد و هر كس نهى از منكر نمايد بينى منافق را به خاك ماليده و از مكر او در امان مى‏ ماند.

 

كافى،ج2، ص50، ح

 



نوشته شده توسط adytum در چهارشنبه 20 فروردین 1393

ارسال نظر(0)

نانت را خودت بخور ، حرفت را هم خودت بزن ، من برای اینم که به حق برسی!

 

 دموکراسی می گوید: رفیق حرفت را خودت بزن، نانت را من می خورم!

مارکسیسم می گوید: نانت را خودت بخور ، حرفت را من می زنم!

فاشیسم می گوید : نانت را من میخورم ، حرفت را هم من می زنم ، تو فقط برای من کف بزن!

اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور ، حرفت را هم خودت بزن ، من برای اینم که به حق برسی!

اسلام دروغین می گوید:تو نانت را بیاور بده به ما،ما قسمتی از آن را جلویت می اندازیم و تو حرف بزن ... اما حرفی را که ما می گوییم!

 

(معلم،دکتر علی شریعتی)



نوشته شده توسط adytum در سه‌شنبه 19 فروردین 1393

ارسال نظر(0)

دست پر مهر مادر

دست پر مهر مادر
تنها دستی است،
که اگر کوتاه از دنیا هم باشد،
از تمام دستها بلند تر است…

mother,s hand full of love
 is Single hand,
If  it is short of the world; - She dies-
it is longer than All hands...


  



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 18 فروردین 1393

ارسال نظر(0)

مسیر زندگی را خودتان مشخص کنید وگرنه دیگران مسیرتان را خواهند نوشت

ساندويچ فروش و پسرش
مردي در كنار جاده، دكه اي درست كرده بود و در آن ساندويچ مي فروخت. چون گوشش سنگين بود، راديو نداشت. چشمش هم ضعيف بود، بنابراين روزنامه هم نمي خواند. او تابلويي بالاي سر خود گذاشته بود و محاسن ساندويچ هاي خود را شرح داده بود. خودش هم كنار دكه اش مي ايستاد و مردم را به خريدن ساندويچ تشويق مي كرد و مردم هم مي خريدند.
كارش بالا گرفت بنابراين كارش را وسعت بخشيد به طوري كه وقتي پسرش از مدرسه بر مي گشت به او كمك مي كرد. سپس كم كم وضع عوض شد. پسرش گفت: «پدر جان، مگر به اخبار راديو گوش نداده اي؟ اگر وضع پولي كشور به همين منوال ادامه پيدا كند كار همه خراب خواهد شد و شايد يك كسادي عمومي به وجود آيد. بايد خودت را براي اين كسادي آماده كني.»
پدر با خود فكر كرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته و به اخبار راديو گوش مي دهد و روزنامه هم مي خواند، پس حتماً آنچه مي گويد صحيح است. بنابراين كمتر از گذشته، نان و گوشت سفارش مي داد و تابلوي خود را هم پايين آورد و ديگر در كنار دكه خود نمي ايستاد و مردم را به خريد ساندويچ دعوت نمي كرد. فروش او ناگهان شديداً كاهش يافت.
او سپس رو به فرزند خود كرد و گفت: «پسر جان حق با توست. كسادي عمومي شروع شده است.»



نوشته شده توسط adytum در یکشنبه 17 فروردین 1393

ارسال نظر(0)

تفسیری از سوره ناس

بسم الله الرحمن الرحیم
1- قل اعوذ برب الناس
2-ملک الناس
3- اله الناس
4- من شر الوسواس الخناس
5- الذی یوسوس فی صدور الناس
6- من الجنه والناس

In the name of Allah the beneficent the compassionate

1- Say: I take refugee with the Lord of men

2- The king of men

3- The God of men

4- From the evil of the slinking whisperer

5- Who whispers in the breasts of men

6- Of jinn and men

« ربّ »: به معني پرورش دهنده و راهنما و سرپرست و پاسدار است . « ملک »: به معني مالک حاکم متصرّف است « إله »: به معني والاي چيره - غالب است . . . در اين صفات ، حمايت و حفاظت از شرّي است که به سينه ها مي خزد . . . سينه ها هم نمي دانند چگونه به دفع آن بکوشند، چون شرّ نهان و پنهان است .

.. وسوسه : صداي پنهان و نهان است . خنُوس که مصدر " خَنّاس "است به معني پنهان شدن و برگشتن است . « خنّاس «کسي است که سرشت او چنان است که بسيار پنهان مي شود و بسيار برمي گردد و بازمي گردد.

نصّ قرآني نخستين صفتي که بيان مي دارد عبارت است از:

الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ 4

وسوسه گري که واپس مي رود

الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ5

وسوسه گري است که در سينه هاي مردمان به وسوسه مي پردازد

آن گاه ماهيّت او را معيّن و مشخّص مي نمايد: مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ6 از جنّيها و انسانها.

اين ترتيب انسان را آگاه و هوشيار مي گرداند تا حقيقت وسوسه گري شناخته شود که واپس مي رود. اين بيدارباش و هوشيارباش بعد از صفتي مي آيد که از او در آغاز سخن ، ذکر گرديده است . همچنين اين ترتيب بدان منظور است راه و شيوه اي ساخته و روشن گردد که شرّ او بدان تحقّق مي پذيرد و پياده مي گردد تا براي دفع آن يا پائيدن آن آمادگي پيدا شود.

پس انسان وقتي که پس از اين تشويق و ترغيب و هوشيارباش و بيدارباش مي داند که وسوسه گري که واپس مي رود در سينه هاي مردمان نهاني و پنهاني به وسوسه مي پردازد، و او جنّ است و نهان است ، و يا او از جنس مردمان است ، مردماني که بسان دسيسه بازي جنّيان در سينه هاي آدميان به دسيسه بازي مي پردازند، و بسان وسوسۀ شياطين به وسوسه کردن دست مي يازند . . . وقتي که نفس انسان متوجّه اين گرديد، خودش را آماده براي دفاع مي سازد، در حالي که از کمينگاه و محلّ ورود و راه و روش وسوسه گران اطّلاع پيدا کرده است!

نمي دانيم وسوسه کردن جنّيان چگونه انجام مي گيرد و به اتمام مي رسد. و ليکن آثار وسوسه جنّيان را در واقعيّت نفسها و در واقعيّت زندگي مي يابيم ، و مي دانيم پيکار ميان آدم و ابليس از قديم بوده است ، .. امّا در اين پيکار، يزدان انسان را بدون اسلحه رها نکرده است . بلکه سپري از ايمان براي او ترتيب داده است ، و از ياد و ذکر خدا. توشه اي برايش مهيّا نموده است ، و از پناه بردن و خود را به جوار قادر متعال انداختن اسلحه اي برايش ساخته است . . . هر گاه انسان از سپر و توشه و اسلحه خود غافل گردد در اين صورت او است که سرزنش مي گردد و لومه مي شود.

از ابن عبّاس - رضي الله عنهما - روايت شده است که گفته است : پيغمبر خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم فرموده است :

الشيطان جاثم على قلب ابن آدم فإذا ذكر الله تعالى خنس , وإذا غفل وسوس

اهريمن بالاي دل آدميزاد چمباتمه زده است . هر گاه آدميزاد به ذکر خداوند بزرگوار بپردازد اهريمن واپس مي رود و به ترک او مي گويد. و هر گاه آدميزاد از خدا غافل گردد به وسوسه مي پردازد.

ما انسانها از وسوسه هاي آدميزادگان چيزهاي زيادي سراغ داريم . چيزهائي را سراغ داريم که از وسوسۀشياطين شديدتر و بدتر است ! رفيق بدي که به دسيسۀشرّ مي پردازد و آن را به دل رفيق خود و به عقل رفيق خود مي اندازد، از راهي که و به گونه اي که حساب آن را نمي کند، و از راهي که و به گونه اي که آن را نمي پايد و مواظب آن نمي گردد، چون او را رفيق امين مي داند! و سخن چيني که سخن را مي آرايد، و آن را مي برد و مي آورد، تا چنين جلوه گر مي آيد که سخن او حقّ آشکاري است و هيچ گونه شکّ و ترديدي در آن نمي ماند . . . فروشندۀ شهواتي که از راه هاي غريزه وارد مي شود و به گول زدن مي پردازد، و چيزي او را نمي راند و به دفع آن نمي کوشد مگر بيداري دل و مدد خدا . . . ده ها وسوسه گري که واپس مي روند و دامها را مي گسترند و آنها را مي پوشانند و پنهان مي گردانند، و با آنها از راه هاي نهان دلها به دلها داخل مي شوند، راه هاي نهاني که مي شناسند و سراغ دارند، يا آنها را جستجو مي نمايند و پيدا مي کنند . . . همچون آدميزادگاني از جنّيها شرورتر و بدترند و نهاني تر از آنان به دلها راه پيدا مي کنند!

نگرش ديگري در ميان است ، نگرشي که داراي محتوا و معناي والائي در موصوف کردن وسوسه گر با صفت « خنّاس « يعني واپس رونده است . . . اين صفت از يک سو بر نهان شدن و پنهان گرديدن وسوسه گر دلالت دارد. وسوسه گر نهان مي شود و پنهان مي گردد تا فرصت دست مي دهد. آن وقت آهسته آهسته حرکت مي کند و به وسوسه کردن مي پردازد. ولي از ديگر سو پيام ضعف خود را به کسي مي دهد که بيدار مي شود و به نيرنگ او پی مي برد، و راه هاي نفوذي سينۀ خود را مي بندد. وسوسه گر - چه از جنّيها باشد و چه از انسانها - وقتي که با او مبارزه و مقابله شود واپس مي کشد، و از آنجا که آمده است برمي گردد، و سر به گريبان مي نهد و مخفي مي گردد و پنهان و نهان مي شود. يا بدانگونه درمي آيد که پيغمبر بزرگوار صلّي الله عليه وآله وسلّم در مثال دقيق خود آن را به تصوير کشيده است :فإذا ذكر الله تعالى خنس , وإذا غفل وسوس .هر گاه آدميزاد به ذکر خداوند بزرگوار بپردازد اهريمن واپس مي رود و ترک او مي گويد، و هر گاه آدميزاد از خدا غافل گردد به وسوسه مي پردازد.

اين نگرش ، دل را در روياروئي و مبارزه با وسوسه گر تقويت مي کند و قوّت مي بخشد. چه او وسوسه گر است و در برابر توشه و ساز و برگ پيکار مؤمن ، بس ضعيف است .

امّا از ناحيۀ ديگري پيکار طولاني است و هرگز به نهايت نمي رسد. زيرا وسوسه گر پيوسته چمباتمه زننده و واپس رونده است و در کمين غفلت مي نشيند. يک بار بيدار و هوشيار ماندن و بودن انسان را از پندار و هوشيار ماندنها و بودنها بي نياز نمي گرداند . . .  جنگ تا روز قيامت گاهي به نفع اين و گاهي به نفع آن بر دوام است . همان گونه که قرآن مجيد در موارد مختلفي آن را به تصوير کشيده است . از جمله اين تصوير شگفت و شگرف در سورۀ اسراء است :وإذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم ، فسجدوا إلا إبليس ، قال : أأسجد لمن خلقت طينا ؟ قال : أرأيتك هذا الذي كرمت علي لئن أخرتني إلى يوم القيامة لأحتنكن ذريته إلا قليلا . قال : اذهب فمن تبعك منهم فإن جهنم جزاؤكم جزاء موفورا . واستفزز من استطعت منهم بصوتك ، وأجلب عليهم بخيلك ورجلك وشاركهم في الأموال والأولاد ، وعدهم ، وما يعدهم الشيطان إلا غرورا . إن عبادي ليس لك عليهم سلطان وكفى بربك وكيلا.

اين جهان بيني در بارۀ پيکار و انگيزه هاي شرّ در آن - چه مستقيماً از طرف اهريمن ، و چه از طرف کارگزاران آدميزاد او - بيانگر اين واقعيّت است که انسان در اين پيکار هميشه شکست نمي خورد و مغلوب نمي گردد. زيرا پروردگار و مالک و معبود او بر همۀ آفريدگان خود غالب و چيره است . هر چند به اهريمن اجازۀجنگ عطاء فرموده است ، امّا زمام اختيار او را در دست دارد، و او را جز بر کساني مسلّط نمي گرداند که از پروردگار و مالک و معبودشان غافل مي گردند. ولي کساني که به ياد خدا هستند و به ذکر او مي پردازند آنان از شرّ و بلا و انگيزه هاي نهان آن رها و ايمن هستند. در اين صورت بايد دانست خير و خوبي به نيروئي نسبت داده مي شود که جز آن نيرو، نيروئي نيست . و به حقّ و حقيقتي نسبت داده مي شود که حقّ و حقيقتي جز آن حقّ و حقيقت وجود ندارد. به پروردگار و مالک و معبودي نسبت داده مي شود. شرّ به وسوسه گر واپس رونده نسبت داده مي شود. وسوسه گر واپس رونده اي که از روياروئي ناتوان است ، و هنگام روياروئي واپس مي کشد، و در برابر پناه بردن به خدا شکست مي خورد...

اين کامل ترين جهان بيني موجود در بارۀ حقيقت خير و خوبي و شرّ و بدي است . همچنين اين برترين جهان بيني است ، آن جهان بيني که دل را از شکست مصون و محفوظ مي دارد، و آن را از نيرو و يقين و آرامش و اعتماد و اطمينان لبريز و سرشار مي گرداند...حمد و سپاس در آغاز و انجام خدا را سزا است . . . تکيه بر او است ، و توفيق در دست او است . . . از او مدد و ياري خواسته مي شود و بس ، و يار و ياور او است و بس . . .

IslamQT.Com 

 اسلام-قرآن و تفسیر

============

مرجع: التفسیر الموضوعی لسور القرآن الکریم، إعداد: نخبة من علماء التفسیر وعلوم القرآن،  بإشراف: الدکتور مصطفی مسلم.



نوشته شده توسط adytum در شنبه 16 فروردین 1393

ارسال نظر(0)

چهل حدیث از حضرت فاطمه زهرا علیها السلام

 قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراءُ(علیها السلام) :

1- موقعیت اهل بیت در نزد خدا
خدایى را حمد و سپاس گویید كه به خاطر عظمت و نورش، هر كه در آسمانها و زمین است به سوى او وسیله می جوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتش و خاصّان درگاه و جایگاه قدس او و حجّت غیبى و وارث پیامبرانش هستیم.

2- حرمت مست كننده ها
پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به من فرمود:اى دوستِ پدر! هر مست كننده اى حرام است، و هر مست كننده اى خمر است.

3- بهترین زنان كیستند؟
قالَتْ فاطِمَةُ(علیها السلام) فى وَصْفِ ما هُوَ خَیرٌ لِلنِّساءِ: خَیرٌ لَهُنَّ أَنْ لایرینَ الرِّجالَ، وَ لا یرَوْ نَهُنَّ.
حضرت در وصف این كه بهترین چیز براى زنان چیست، فرموده اند: این كه زنان، مردان را نبینند، و مردان هم زنان را نبینند.

4- نتیجه عبادت خالص
عَنْ فاطِمَةَالزَّهْراءِ(علیها السلام) :« مَنْ أَصْعَدَ إِلَىاللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ أَهْبَطَ اللّهُ إِلَیهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.»
هر كه عبادت خالصش را به سوى خدا بالا فرستد، خداوند متعال برترین بهره و سودش را به سوى او پایین فرستد.

5- فاطمه در مقام شكوه از دو خلیفه
حضرت زهرا(علیها السلام) خطاب به خلیفه اوّل و دوّم فرمود:آیا اگر حدیثى را از پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل كنم به آن عمل خواهید كرد؟ گفتند: آرى.
فرمودند: شما را به خدا آیا نشنیده اید كه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)فرموده اند:«خشنودى فاطمه خشنودى من، و خشم فاطمه خشم من است، هر كه دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر كه فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته، و هر كه فاطمه را خشمگین نماید مرا خشمگین نمود هاست»؟ گفتند: آرى، چنین حدیثى را از پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) شنیدهایم.
فرمود: من هم خدا و فرشتگان را گواه مىگیرم كه شما دو نفر مرا خشمگین نمودید و خشنودم نساختید، و چون پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) را ملاقات نمایم حتماً از شما به او شكایت خواهم نمود.

6- بدترین امّت
بدترین امّت من كسانى هستند كه: از انواع نعمتها تغذیه می كنند و خوراكى هاى رنگارنگ می خورند، و لباسهاى گوناگون می پوشند، و هر چه بخواهند می گویند.

7- نزدیكترین اوقات زن به خدا

پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) از اصحابش پرسید: زن چیست؟ گفتند: زن ناموس است.
فرمود: زن چه موقع به خدایش نزدیكتر است؟ اصحاب نتوانستند جواب گویند.
چون این سخن به گوش فاطمه(علیها السلام)رسید، فرمود: نزدیكترین اوقات زن به خداى خود هنگامى است كه در كُنج خانه خود باشد.
پس از این جواب، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: حقّا كه فاطمه پاره تن من است.

8- نتیجه صلوات بر زهرا(علیها السلام)
رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به من گفت: اى فاطمه! هر كه بر تو صلوات فرستد، خداوند او را بیامرزد و به من، در هر جاى بهشت باشم، ملحق گرداند.

9- على(علیه السلام)، رهبر و پیشوا
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:هر كه من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اویم، پس على رهبر اوست.

10- حجاب فاطمه
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) همراه با مرد نابینایى به خانه فاطمه(علیها السلام) آمد، بلافاصله فاطمه(علیها السلام)خود را كامل پوشاند.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: چرا خود را پوشاندى با این كه او تو را نمی بیند؟ فاطمه(علیها السلام) فرمود: اى پیامبر خدا! اگر او مرا نمی بیند، من كه او را می بینم و او بوى مرا حس می كند! پیامبر اكرم فرمود: گواهى می دهم كه تو پاره دل منى.

11- دستور العملى جامع
در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم، رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) بر من وارد شد، فرمود:اى فاطمه! نخواب مگر آن كه چهار كار را انجام دهى: قرآن را ختم كنى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنین را از خود راضى كنى، و حجّ و عمره اى را به جا آورى.
این را فرمود و شروع به خواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتم: یا رسول اللّه! به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم! آن حضرت تبسّمى كرد و فرمود:چون قل هو اللّه را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى، و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیم بود، و چون براى مؤمنین استغفار كنى، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگویى: سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اكبرُ، حجّ و عمره اى را انجام داده اى.

12- رضایت شوهر
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: واى به حال زنى كه شوهرش را خشمگین سازد، و خوشا به حال زنى كه شوهرش از او خشنود باشد.

13- ثواب انگشتر عقیق
كسى كه انگشتر عقیق به دست كند، همیشه خیر می بیند.

14- على(علیه السلام)، بهترین داور
گروهى از فرشتگان درباره چیزى با یكدیگر مشاجره نمودند، حاكم و داورى را از بنی آدم تقاضا كردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خودتان انتخاب كنید و آنان على ابن ابیطالب(علیه السلام) را برگزیدند.

15- زنان دوزخى
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) (درباره مشاهدات خود از عذاب دوزخیان در شب معراج) فرمود: دخترم! امّا زنى كه به مویش آویخته شده بود ، كسى بود كه مویش را از مردان نمی پوشانید، و آن كه به زبانش آویزان بود، زنى بود كه شوهرش را آزار می داد... و آن كه سرش سرِ خوك و بدنش بدنِ الاغ بود، زنى بود كه سخن چین و دروغگو بود، و آن كه صورتش به شكل سگ بود، زنى بود كه آواز می خواند و نوحه سرایى می كرد و حسد می ورزید.

16- شرایط روزه دار
روزه دار چون زبانش و گوشش و چشمش و اعضایش را [از حرام ]نگه ندارد، روزه دار نیست.

17- داناترین و نخستین مسلمان
رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به من فرمودند: شوهر تو در دانش، داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى، برترین مردم است.

18- كمك به ذرارى پیامبر
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: هر كسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگیرد، من پاداش دهنده او خواهم بود.

19- على و شیعیان
پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به على(علیه السلام) نگریست و فرمود: این شخص و پیروانش در بهشت اند.

20- شیعه على در قیامت
پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به على(علیه السلام) فرمود: اى اباالحسن! آگاه باش كه تو و پیروانت در بهشت هستید.

21- قرآن و عترت در آخرین سخن پیامبر
از پدرم رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) در هنگام مرضى كه به سبب آن از دنیا رفت ـ و در حالى كه خانه، مملوّ از اصحاب بود ـ شنیدم كه فرمود:اى مردم! نزدیك است كه به آسانى از میان شما رخت بربندم، و به تحقیق سخنى كه عذر را بر شما تمام كند پیش فرستادم.
بدانید كه من در میان شما، كتاب پروردگارم و عترتم، اهل بیتم را بر جاى می گذارم.
آن گاه دست على را گرفت و فرمود : این على با قرآن است و قرآن با على است، از هم جدا نمی شوند تا هر دو در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.
من در قیامت از شما از آنچه درباره این دو پس از من انجام دهید، خواهم پرسید.

22- شستن دستها
رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: سرزنش نكند جز خود را، كسى كه شب كند، در حالى كه دستش چرب و بدبو باشد.

23- نتیجه گشاده رویى
گشاده رویى در چهره مؤمن براى صاحبش، بهشت را سبب می شود.

24- رنج خانه دارى
اى رسول خدا! دو دستم از سنگ آسیا پینه بسته، یك بار آرد می كنم و یك بار خمیر می سازم.

25- زیان بخل
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: از بخل ورزیدن بپرهیز، زیرا كه بخل آفتى است كه در شخص بزرگوار نیست. از بخل بپرهیز، زیرا كه آن درختی است در آتش دوزخ كه شاخه هایش در دنیاست، هر كه به شاخه اى از شاخه هایش درآویزد، داخل جهنّمش گردانَد.

26- نتیجه سخاوت
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) به من گفت: بر تو باد سخاوت ورزیدن، زیرا كه سخاوت درختى از درختان بهشت است كه شاخه هایش به زمین آویخته است، هر كه شاخه اى از آن را بگیرد، او را به سوى بهشت می كشاند.

27- نتیجه سلام و تحیت بر رسول خدا و دخترش زهرا
پدرم در زمان حیاتش به من فرمود:هر كه بر من و تو تا سه روز تحیت و سلام بفرستد، بهشت بر او واجب گردد.

28- خنده اسرار آمیز
هنگامى كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) مریض شد، دخترش فاطمه را نزد خود خواند و در گوش او سخن گفت. فاطمه(علیها السلام) گریه كرد، مجدّداً رسول خدا با او نجوا كرد، فاطمه(علیها السلام) خندید.
عایشه گوید: در این باره از حضرت زهرا(علیها السلام) پرسیدم، فرمود: چون پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) مرگش را به من خبر داد، گریستم، پس از گریه ام به من خبر داد كه نخستین كسى كه او را ملاقات كند من هستم، در نتیجه خندیدم.

29- پیامبر، پدر فرزندان زهرا
فاطمه(علیها السلام) از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل كرده كه فرمود:همانا خداوند عَزَّ وَ جَلَّ ذرّیه هر یك از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خویشاوندى قرار داده كه به وسیله آن ذرّیه به او منسوب می شوند، مگر فرزندان فاطمه(علیها السلام)كه من سرپرست و خویشاوند آنها هستم [و به من منسوب می شوند].

30- خوشبخت واقعى
فاطمه(علیها السلام) از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل كرده كه فرمود: این جبرئیل(علیه السلام)است كه مرا خبر می دهد: همانا خوشبخت، تمام خوشبخت و خوشبخت واقعى، كسى است كه على را، در زندگی ام و پس از مرگم، دوست داشته باشد.

31- پیامبر در جمع اهل بیت
بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین، در این وقت حسن(علیه السلام) آمد، فرمود: نزد مادرت بنشین، بعداً حسین(علیه السلام)آمد. فرمود: با اینها بنشین. پس على(علیه السلام)آمد. فرمود: تو نیز با اینان بنشین، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت. فرمود: خدایا! اینها از من اند و من از اینهایم، خدایا! از اینان راضى باش، همان طور كه من از اینها راضی ام.

32- دعاى پیامبر در وقت ورود و خروج از مسجد
عَنْها(علیها السلام) قالَتْ: كانَ النَّبِىُّ إِذا دَخَلَ الْمَسْجِدَ یقُول: «بِسْمِ اللّهِ، أَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ اغْفِرْ ذُنُوبى وَ افْتَحْ لى أَبْوابَ رَحْمَتِكَ».
وَ إِذا خـَرَجَ یقـُولُ: «بِسْـم اللّـهِ، أَللّهُمَّ صَـلِّ عَلى مُحَمَّد وَاغْفِرْ ذُنُوبى وَ افْتَحْ لى أَبْوابَ فَضْلِكَ».
فاطمه(علیها السلام) فرموده است: پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) چون داخل مسجد می شد می فرمود: «به نام خدا، خدایا بر محمّد درود فرست و گناهانم را بیامرز و درهاى رحمتت را برایم باز كن!» و چون خارج می شد می فرمود: «به نام خدا، خدایا بر محمّد درود بفرست و گناهانم را بیامرز و درهاى بخششت را برایم باز كن!»

33- سحر خیزى
رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) بر من گذشت، در حالى كه در خواب صبحگاهى بودم، مرا با پایش تكان داد و فرمود: دخترم! برخیز شاهد رزق و روزى پروردگارت باش و از غافلان مباش، زیرا كه خداوند روزى هاى مردم را بین طلوع فجر تا طلوع آفتاب تقسیم می كند.

34- مریض در پناه خدا
فاطمه(علیها السلام) فرموده است: پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: چون بنده خدا بیمار گردد، خداوند به فرشتگانش وحى می كند: قلم تكلیف را از بنده ام ـ تا وقتى كه در عهد و پیمان من است ـ بردارید، زیرا خودم او را بازداشت نموده تا جانش را بگیرم یا آزادش گذارم. پدرم می فرمود: خداوند به فرشتگانش وحى فرستاد كه براى بنده بیمارم پاداش كارهایى را كه در وقت سلامتش انجام می داد، بنویسید.

35- نرمخویى در مقابل دیگران و احترام به زنان
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرموده است: بهترین شما نرمخوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است.

36- پاداش آزادى بردگان
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود :هر كه بنده مؤمنى را آزاد كند، به اِزاى هر عضوى از آن بنده، عضوى از او از آتش جهنّم آزاد گردد.

37- زمان استجابت دعا
رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود : در روز جمعه ساعتى است كه بنده مسلمان در آن وقت چیزى از خدا نخواهد مگر آن كه خداوند به او عطا گرداند، و آن وقتى است كه نیمه خورشید به سوى مغرب نزدیك گردد.

38- سستى در نماز
از پدرم رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)درباره مردان و زنانى كه در نمازشان سستى و سهل انگارى می كنند، پرسیدم.
آن حضرت فرمودند: هر زن و مردى كه در امر نماز، سستى و سهل انگارى داشته باشد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا می گرداند:1ـ خداوند، بركت را از عمرش می گیرد،2ـ خداوند، بركت را از رزق و روزی اش می گیرد،3ـ خداوند، سیماى صالحین را از چهره اش محو می كند،4ـ هر كارى كه بكند بدون پاداش خواهد ماند،5ـ دعایش مستجاب نخواهد شد،6ـ برایش بهره اى از دعاى صالحین نخواهد بود،7ـ ذلیل خواهد مُرد،8ـ گرسنه جان خواهد داد،9ـ تشنه كام خواهد مرد، به طورى كه اگر با همه نهرهاى دنیا آبش دهند، تشنگی اش برطرف نخواهد شد،10ـ خداوند، فرشته اى را برمی گزیند تا او را در قبرش ناآرام سازد،11ـ قبرش را تنگ گرداند،12ـ قبرش تاریك باشد،13ـ خداوند فرشته اى را برمی گزیند تا او را به صورتش به زمین كشد، در حالى كه خلایق به او بنگرند،14ـ به سختى مورد محاسبه قرار گیرد،15ـ و خداوند به او ننگرد و او را پاكیزه نگرداند و او را عذابى دردناك باشد.

39- شكست ظالم
فاطمه(علیها السلام) فرمود: پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرموده است: دو سپاه ستمگر به هم نرسند، مگر آن كه خداوند آن دو را به حال خود واگذارد، و باكى نداشته باشد كه كدام یك پیروز گردد.
و دو سپاه ستمگر به هم نرسند، مگر آن كه هزیمت و شكست از آنِ سپاه ظالمتر باشد.

40- ایمان برای تطهیر

خداوند ایمان را براى تطهیر شما از شرك قرار داد...

سایت شهید آوینی

شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام تسلیت باد



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 11 فروردین 1393

ارسال نظر(0)

خانواده

) FAMILYخانواده( مخفف چیه؟

FATHER AND MATHER I LOVE YOU .

مراقب گرمی و محبت خانواده تان باشید



نوشته شده توسط adytum در دوشنبه 11 فروردین 1393

ارسال نظر(0)

Kindest on ourselves of our own مهربانتر از خودمان بر خودمان

 

Kindest on ourselves of our ownمهربانتر از خودمان بر خودمان

در طول نبردی مهم و سرنوشت ساز ژنرالی ژاپنی تصمیم گرفت با وجود سربازان بسیار زیادش حمله کند. مطمئن بود که پیروز می شوند اما سربازانش تردید داشتندو دودل بودند در مسیر میدان نبرد در معبدی مقدس توقف کردند

بعد از فریضه دعا که همراه سربازانش انجام شد ژنرال سکه ای در آورد و گفت

. سکه را به هوا پرتاب خواهم کرد اگر رو آمد، می بریم اما اگر شیر بیاید شکست خواهیم خورد”.

سرنوشت خود مشخص خواهد کرد”.

سکه را به هوا پرتاب کرد و همگی مشتاقانه تماشا کردند تا وقتی که بر روی زمین افتاد

رو بود  سربازان از فرط شادی از خود بی خود شدند و کاملا اطمینان پیدا کردند و با قدرت به دشمن حمله کردند و پیروز شدند

بعد از جنگ ستوانی به ژنرال گفت: “سرنوشت را نتوان تغییر داد و با یک سکه انتخاب کرد.

ژنرال در حالی که سکه ای که دو طرف آن رو بود را به ستوان نشان می داد جواب داد:” کاملا حق با شماست

During a momentous battle, a Japanese general decided to attack even though his army was greatly outnumbered. He was confident they would win, but his men were filled with doubt.

On the way to the battle, they stopped at a religious shrine. After praying with the men, the general took out a coin and said, “I shall now toss this coin. If it is heads, we shall win. If it is tails we shall lose.”

“Destiny will now reveal itself.”

He threw the coin into the air and all watched intently as it landed. It was heads. The soldiers were so overjoyed and filled with confidence that they vigorously attacked the enemy and were victorious.

After the battle. a lieutenant remarked to the general, “No one can change destiny.”

“Quite right,” the general replied as he showed the lieutenant the coin, which had heads on both sides.

گاهی فقط یک قدم کوتاه تا پیروزی فاصله داریم  و آن قدم  کمی اعتماد به خالق سرنوشتمان است. خدایی که مهربانتر از خودمان بر خودمان است و ...

Sometimes It is just a short step away from victory .short step is to trust the Creator destined

God have is Kindest on ourselves of our own ...

 

****

حدیث  قال رسول الله صلى الله عليه و آله :

اَلتَّوَكُّلُ بَعْدَ الْكَيْسِ مَؤْعِظَةٌ؛

توكّل كردن (به خدا) بعد از به كار بردن عقل، خود موعظه است.

كنزالعمال، ج3، ص103، ح5696

 



نوشته شده توسط adytum در یکشنبه 10 فروردین 1393

ارسال نظر(0)

پناه بی پناهان

قال الباقر(علیه السلام):اَلمَهدِیُّ اَو سَعُكُم كَهَفاً وَ اَكثَرُكُم عِلماً وَ اَو سَعُكُم رَحماً.

(اثبات الهداة، ج7، ص 75)

 

پناه دهی مهدی (عج الله تعالی فرجه شریف ) نسبت به مردم از همه شما بیشتر، علمش از همه شما افزون تر و لطفش از همه فراگیرتر است.

--------------------------------------------------------------

یا مهدی عج الله تعالی فرجه شریف؛ پناهمان باش

در این زمانه ی بی پناهی ها !



نوشته شده توسط adytum در یکشنبه 10 فروردین 1393

ارسال نظر(0)

مطالب پیشین


Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 16131